رقابت دو طایفه بر سر نامگذاری داستان شماره 7
بسم الله الرحمن الرحیم
برای شروع مطلب , عبارتی را برازنده ترازجمله زیر نیافتیم که ازحضرت ختمی مرتبت ( ص) نقل شده است :
" اولین هدیه وعطای هریک از شما به فرزندان ؛ نام نیکو و اسم خوب و زیبایی است که به او اختصاص می دهید . " از فرمایشات نبی اکرم (ص)
داستان شماره 6 از سری داستانهای آنروزها
عنوان داستان : رقابت دو طایفه برسرنامگذاری در چورس یا ( احمد این طرف دیوار دوساله بودو احمدآنطرف دیوار 70 ساله )
چکیده مطلب : ما اینطور دیدیم و شنیدیم که دربین افراد فامیل کسی خوشش نمی آید که نامی را که او برای بچه اش انتخاب کرده ؛ شخصی دیگر بر روی بچه اش بگذارد هرچند در تعارفات معمولی گفته می شود که ( آدی ایسته لر قویالار ) . داستان ما در مورد دو طایفه است که به یک رقابت در نامگذاری پرداخته اند . ناگفته نماند بد یا خوب نگارنده خود از اعقاب یکی از این دو طایفه بوده است تا کسی پیدا نشود و بگوید که از طایفه ی ما بد گویی کرده است . برای ادامه داستان لازم آمد که سیری در مورد نامگذاری – شناسنامه ها داشته باشیم که در مقدمه خواهد آمد بعد خود داستان را شرح خواهیم داد . ( این مطالب ازوب های مختلف خوشه چینی شده که تشکر از آنها لازم است .
بخش اول : مقدمه
|
سابقه برگه مشخصات فردي در کشور ما به دوره هخامنشي برمي گردد. |
در روستای چورس و بخش چایپاره اولین شناسنامه به نام مرحوم میرزا اسماعیل طاهری روحانی معروف محل به شماره ( 1) صادر شده است .
در مورد اینکه پدر ومادرها درحال حاضربیشتر چه نامهایی را برروی کودکان خود می گذارند دو جدول زیر را مرور می کنیم
فراوانی 50 نام اول دختران ـ در سال 88
|
ردیف |
نام |
فراوانی |
ردیف |
نام |
فراوانی |
|
1 |
فاطمه |
52019 |
27 |
حدیث |
4537 |
|
2 |
زهرا |
34160 |
28 |
اسما |
4516 |
|
3 |
ستایش |
21867 |
29 |
ثنا |
4331 |
|
4 |
زینب |
14652 |
30 |
یسنا |
4299 |
|
5 |
هستی |
13498 |
31 |
نیایش |
4295 |
فراوانی 50 نام اول پسران ـ در سال 88
|
ردیف |
نام |
فراوانی |
ردیف |
نام |
فراوانی |
|
1 |
ابوالفضل |
30616 |
27 |
ایلیا |
5424 |
|
2 |
امیرحسین |
27394 |
28 |
یوسف |
5400 |
|
3 |
امیرعلی |
25465 |
29 |
سینا |
4874 |
|
4 |
علی |
23028 |
30 |
امیرعباس |
4826 |
|
5 |
امیر محمد |
20560 |
31 |
سجاد |
4611 |
خلاصه اینکه بعضی مواقع انتخاب اسمهای نا متناسب از طرف خانواده و یا حتی آشنایان مایه ی درد سرمی شود وبرای صاحب نام مشکلات روانی هم ببارمی آورد .
پس درنامگذاری حتی صدا کردن افراد باید فرمایش نبی اکرم را در نظربگیریم . خطاب به افراد با لحن غیرمودبانه به اصطلاح ترکی ( لوغاز ) و یا از روی شوخی ومسخره ؛ ای بسا که سلامت روانی فرد را تخت تاثیر منفی قرار دهد و منطقی اینست که اگر فرد را بزرگ هم نکردیم اورا کوچک نکنیم. یاد دارم که بچه دوم یکی از آشنایان بدنیا آمده بود . رنگ پوست این بچه سفیدی بچه اول را نداشت و همه به او قره می گفتیم . جالب اینجاست بچه ی اول این خانواده تازه زبان باز کرده بود و او هم به تقلید از بزرگترها رو به نوزاد می کرد و همان کلمه "قره " را با لحن کودکانه بکار می برد و مادر او التماس می کرد که هنگام بازی با کودک او را قره ننامیم چرا که این اسم بر روی او خواهد ماند و چه تذکر بجایی بود . و قرار شد این بچه را به اسم خودش که " بهراد " بود صدا بزنیم .
بخش دوم : رقابت دو طایفه برسرنامگذاری کودکان
این دو طایفه در چورس زندگی می کردند و هر دو طایفه پر جمعیت و فعالی بوده اند . شاید رقابت اقتصادی بین اینها هم بوده باشد که بعد ها به نامگذاری رسیده است .
همچنان که همه اسم دارند بزرگان و پیر های این دو طایفه از قبل برای خودشان اسمهایی داشتند مانند ستار - حسینقلی – احمد ( اسامی برای آقایان ) و اسامی گوزل و زیور ( اسامی برای خانم ها ) ولی یک دفعه اسامی حسن - حیدر و فیروزه درنسل هر دوطایفه دیده شد .
به هر حال اگر یک احمد یا یک گوزل و یک حسینقلی و یک زیور درپشت دیوار ودرحیاط همسایه موجود بود. در اینطرف به فکر بودند که در آینده در گروه آنهانیزموجود باشد به هر حال هر اسمی یا هر شخصی هم اسم خودش را در ژشت دیوار داشت منتهی ممکن بود که احمد این طرف 70 ساله باشد ولی آن طرف یک احمد چند الی 20 ساله باشد وحتی بعضی مواقع هم پیش می آمد که احمد آنها به رحمت ایزدی رفته و احمد کوچولوی اینطرف دیوار در گهواره ی خود خوابیده بود و یا در حیاط بر اسب چوبی خیالی خود سوار شده و می تاخت و شعر شهریار شیرین زبان را به یاد بزرگتر ها می آورد (آغاج مینیپ آت گزدیرن گونلریم – 1 و 2 )
شعری از شهریار از مجموعه ی حیدر بابا
عمه جانين بال بلله سين ييه رديم سوننان دوروب اوس دونومي گييه رديم
باخچالارداتيرينگيني دييه رديم آي اوزومي اوازديرن گونلريم
آغاج مينيب آت گزدرن گونلريم
2 – اینجانب زبان ترکی را به همان اندازه دوست دارم که زبان فارسی را و حتی دیگر زبانها را ازجمله عربی و انگلیسی - من شهریاریا ملا محمد فضولی و میرزا محمد علی خان چورسی را همانقدر دوست دارم که رودکی را و حافظ و مولانا و شیخ اجل و جامی را . و دوست دارم که درداخل مطلب فارسی ؛ ترکی نباشد و در داخل ترکی فارسی نباشد ولی مثل اینست که این دو زبان همسازند و همزبان و با هم و در کنارهمند و نمی توان آنها را از هم جدا کرد لذا به این آمیختگی رضایت می دهیم .
۳- این مطلب در فرصتی دیگر باز نویسی خواهد شد از دوستان انتظار همراهی داریم و منتظر ارایه نظر و اگر موضوعی دارند که مربوط به این بخش باشد از ارایه آ» دریغ نفرمایند .