بسم الله الرحمن الرحیم

برای شروع مطلب , عبارتی را برازنده ترازجمله زیر نیافتیم که ازحضرت ختمی مرتبت ( ص)  نقل شده است  :  

" اولین هدیه وعطای هریک از شما به فرزندان ؛ نام نیکو و اسم خوب و زیبایی است که به او اختصاص می دهید . " از فرمایشات نبی اکرم (ص)

داستان شماره 6 از سری داستانهای آنروزها

عنوان داستان :  رقابت دو طایفه برسرنامگذاری در چورس یا ( احمد این طرف دیوار دوساله بودو احمدآنطرف دیوار 70 ساله )

چکیده مطلب : ما اینطور دیدیم و شنیدیم که دربین افراد فامیل کسی خوشش نمی آید که نامی را که او برای بچه اش انتخاب کرده ؛ شخصی دیگر بر روی بچه اش بگذارد هرچند در تعارفات معمولی گفته می شود  که ( آدی ایسته لر قویالار ) . داستان ما در مورد دو طایفه است که به یک رقابت در نامگذاری پرداخته اند . ناگفته نماند بد یا خوب نگارنده خود از اعقاب یکی از این دو طایفه بوده است تا کسی پیدا نشود و بگوید که از طایفه ی ما بد گویی کرده است  . برای ادامه داستان لازم آمد که سیری در مورد نامگذاری – شناسنامه ها  داشته باشیم که در مقدمه خواهد آمد بعد خود داستان را شرح خواهیم داد . ( این مطالب ازوب های مختلف خوشه چینی شده که تشکر از آنها لازم است .

بخش اول : مقدمه

سابقه برگه مشخصات فردي در کشور ما به دوره هخامنشي برمي گردد.
به مرور زمان نام ها و تاريخ تولد نوزادان در حاشيه قرآنهاي قديمي ثبت مي شد ، تا قبل از سقوط سلسله قاجار و لغو القاب و مناسب در سال 1304 هجري شمسي و اجباري شدن تخصيص نام خانوادگي ،که مقرر مي کرد هر شخص بايد براي خود اسم مخصوص انتخاب کند ، افراد با القاب و عناويني که با نام کوچک فرد همراه و در واقع جز هويت وي بود شناخته مي شدند.
اين عناوين عبارت بودند از: اول عناوين تميز دهنده اصل ونسب مانند : سيد ، مير و شريف ، پيش از نام کوچک سادات و عنوان ميرزا پس از نام شاهزادگان بخصوص در دوره سلاطين صفوي و قاجاري که از خطاب هاي موروثي بود.
دوم عناوين عمومي و مراتب عمده اجتماعي در قرون اخير مانند خان در دنباله نام کوچک، اهل شمشير و ميرزا پيش از نام اهل قلم و شيخ ،‌آخوند و ملا در ابتداي نام اهل علم و عناوين عمومي حاکي از احترام مثل آقا و خانم.
سوم عناوين زايرين اماکن مقدسه مانند حاجي ،‌کربلايي ،‌مشهدي و غيره.
در کنار القابي که متناسب با شان و اعتبار افراد بود لقب هايي نيز وجود داشت
که از مناصب و مشاغل منتزع مي شد مثل آجودان باشي ،‌آصف الملک ،
آصف الوزرا و ...
پيشينه اختصاص نام خانوادگي به اشخاص در ايران، به سال 1297 شمسي يعني زمان تاسيس سجل احوال مملکتي و ماده سوم قانون مصوب آن که مقرر مي داشت هر رييس خانواده بايد براي خانواده خود نام مخصوص اختيار کند و نام خانوادگي تخصيص يافته به نام او ثبت و از آن طريق به هريک از افراد خانواده او تعلق مي گيرد و همگي به همان نام منصوب مي شدند.
در فرهنگ هاي لغت فارسي ،‌فاميلي و شهرت را ،" نام خانوادگي" تعريف کرده اند اما براي ترکيب نام خانوادگي فرهنگ نويسان تعريفي بيان نکرده اند.
در اصطلاح حقوقي نيز نام خانوادگي را اين گونه تعريف کرده اند: نامي که افراد يک خانواده (يا قسمتي از آنها ) که از نسل يک نفر هستند با آن ناميده مي شوند و چون اين نام بين آنها مشترک است هريک داراي يک نام اختصاصي يا شخصي است که معمولا در عرف به آن نام گفته مي شود.
نخستين شناسنامه در تاريخ سوم دي سال 1297 براي خانمي به نام" فاطمه" و نام خانوادگي ايراني صادر شد که سند آن در گنجينه ثبت احوال موجود است. اسماعيلي مدير امور سجلي و پژوهش سازمان ثبت احوال کشور با اعلام اين مطلب گفت: روند صدور شناسنامه و تخصيص نام خانوادگي ابتدا در تهران و در سال 1304 در شهرستانهاي بزرگ شروع شد.
وي افزود: در اسفند سال 1308 نيز صدور شناسنامه در نمايندگي هاي ايراني در خارج از کشور براي اتباع ايراني شروع شد که نخستين سند از اين دست ، در بمبئي هندوستان ، براي " عبدالحسين سپنتا " تنظيم شد که نام وي بعنوان کارگردان نخستين فيلم سينمايي ايران با نام " دختر لر" نيز در تاريخ ثبت شده است.
از بدو تاسيس سازمان ثبت احوال در کشورتا کنون صد ميليون سند سجلي در کشور ثبت شده که قريب سي ميليون دارندگان اين شناسنامه ها تاکنون فوت کرده اند.
عبودي معاون حقوقي سجلي سازمان ثبت احوال کشور با اعلام اين مطلب گفت: ده هزار واژه به عنوان نام خانوادگي انتخاب شده که بيشترين نام خانوادگي که مردم از سال 1297 تا کنون انتخاب کرده اند ، " محمدي" است که رايج ترين نام خانوادگي در بين ايرانيان محسوب مي شود.
وي با اشاره به اينکه نام هاي خانوادگي ترکيبي با اين واژه نظير ميرمحمدي و پور محمدي نيز در کشور فراواني بسيار دارد، گفت: بعد از محمدي ، نام هاي خانوادگي حسيني ،احمدي و موسوي قراردارند.
اين فراواني در استانها نيز متفاوت است مثلا نام خانوادگي گودرزي در استان لرستان ،‌در استان فارس نام خانوادگي زارع ، در استان کرمان سالاري ، و در استان مازندران نام خانوادگي حسيني بيشترين فراواني را دارد.
اسماعيلي مدير امور سجلي و پژوهش سازمان ثبت احوال کشور درباره طولاني ترين نام خانوادگي کشور گفت: نام خانوادگي طولاني زياد داشتيم ، که طولاني ترين آن 35 حرف دارد که يک نمونه آن " آقا ميرزا محمدعلي شيرازي" است که همه الفاظ آن نام خانوادگي يک فرد ايراني بوده است.
وي افزود: در دوران معاصر سابقه نام خانوادگي و صدور شناسنامه در کشور ما با هم عجين شده است ، شناسنامه ها گاه کوچک و گاه بزرگ بوده است.
اسماعيلي ادامه داد: نخستين شناسنامه در سال 1297 در حقيقت به شکل ورقه هويت سند زده شد که به مرور زمان اطلاعات آن کامل تر و شکل آن به صورت سند چند برگي در آمده است.
وي افزود: اطلاعات کامل تر مثل ازدواج ، طلاق ، فوت ، نام فرزندان به تفکيک دختر يا پسر ، و وضعيت خدمت نظام وظيفه فرزندان ذکور نيز به مرور در شناسنامه ها گنجانيده شد.
پيش از پيروزي انقلاب اسلامي تغيير نام خانوادگي فرآيندي دشوار و پيچيده داشت که گاه فقط با تاييد عالي ترين فرد اجرايي کشور ميسر مي شد، اما امروزه اين تغيير در شرايطي مشخص امکان پذير است.
عبودي معاون حقوقي سجلي سازمان ثبت احوال کشور در اين زمينه گفت: در صورتي که نام خانوادگي ، معناي نامناسب يا طولاني باشد، منتسب به مشاغلي که ديگر وجود ندارد يا اماکن يا قبايل نا منظم باشد و يا غلط املايي داشته باشد در اين صورت ثبت احوال کشور اجازه تغيير را مي دهد.

در روستای چورس و بخش چایپاره  اولین شناسنامه به نام مرحوم میرزا اسماعیل طاهری روحانی معروف محل به شماره ( 1)   صادر شده است .   

در مورد اینکه پدر ومادرها درحال حاضربیشتر چه نامهایی را برروی کودکان خود می گذارند دو جدول زیر را مرور می کنیم

                                                                              فراوانی 50 نام اول دختران ـ در سال 88

ردیف

نام

فراوانی

ردیف

نام

فراوانی

1

فاطمه

52019

27

حدیث

4537

2

زهرا

34160

28

اسما

4516

3

ستایش

21867

29

ثنا

4331

4

زینب

14652

30

یسنا

4299

5

هستی   

13498

31

نیایش

4295

فراوانی 50 نام اول پسران ـ در سال 88

ردیف

نام

فراوانی

ردیف

نام

فراوانی

1

ابوالفضل

30616

27

ایلیا

5424

2

امیرحسین

27394

28

یوسف

5400

3

امیرعلی

25465

29

سینا

4874

4

علی

23028

30

امیرعباس

4826

5

امیر محمد

20560

31

سجاد

4611

 خلاصه اینکه بعضی مواقع انتخاب  اسمهای نا متناسب از طرف  خانواده و یا حتی آشنایان مایه ی درد سرمی شود وبرای صاحب نام مشکلات روانی هم ببارمی آورد .

پس درنامگذاری حتی صدا کردن افراد باید فرمایش نبی اکرم را در نظربگیریم . خطاب به افراد با لحن غیرمودبانه به اصطلاح ترکی ( لوغاز ) و یا از روی شوخی ومسخره ؛ ای بسا که سلامت روانی فرد را تخت تاثیر منفی قرار دهد و منطقی اینست که اگر فرد را بزرگ هم نکردیم اورا کوچک نکنیم. یاد دارم که بچه دوم  یکی از آشنایان  بدنیا آمده بود . رنگ پوست این بچه سفیدی  بچه اول را نداشت و همه به او قره می گفتیم . جالب اینجاست بچه ی اول این خانواده تازه زبان باز کرده بود و او هم به تقلید از بزرگترها رو به نوزاد می کرد و همان کلمه "قره "  را با لحن کودکانه بکار می برد و مادر او التماس می کرد که هنگام بازی با کودک او را قره ننامیم چرا که این اسم بر روی او خواهد ماند و چه تذکر بجایی بود . و قرار شد این بچه را به اسم خودش که " بهراد " بود صدا بزنیم .

بخش دوم : رقابت دو طایفه برسرنامگذاری کودکان

این دو طایفه در چورس زندگی می کردند و هر دو طایفه پر جمعیت و فعالی بوده اند . شاید رقابت اقتصادی بین اینها هم بوده باشد که بعد ها به نامگذاری رسیده است .

همچنان که همه اسم دارند  بزرگان و پیر های این دو طایفه  از قبل برای خودشان اسمهایی داشتند  مانند ستار - حسینقلی  – احمد (  اسامی برای آقایان ) و اسامی گوزل و زیور ( اسامی برای خانم ها )  ولی یک دفعه اسامی  حسن - حیدر و فیروزه درنسل هر دوطایفه  دیده شد   .

به هر حال اگر  یک احمد یا یک گوزل و یک حسینقلی و یک زیور درپشت دیوار ودرحیاط همسایه  موجود بود. در اینطرف به فکر بودند که در آینده در گروه آنهانیزموجود باشد  به هر حال هر اسمی یا هر شخصی هم اسم خودش را در ژشت دیوار داشت منتهی ممکن  بود که احمد این طرف 70 ساله باشد ولی آن طرف یک احمد چند الی 20 ساله باشد وحتی بعضی مواقع هم پیش می آمد که احمد آنها به رحمت ایزدی رفته و احمد کوچولوی اینطرف دیوار در گهواره ی خود خوابیده بود و یا در حیاط  بر اسب چوبی خیالی  خود سوار شده و می تاخت و شعر شهریار شیرین زبان را به یاد بزرگتر ها می آورد  (آغاج مینیپ آت گزدیرن گونلریم – 1 و 2 )

شعری از شهریار از مجموعه ی حیدر بابا

عمه جانين بال بلله سين ييه رديم         سوننان دوروب اوس دونومي گييه رديم

باخچالارداتيرينگيني دييه رديم                      آي اوزومي اوازديرن گونلريم

                                  آغاج مينيب آت گزدرن گونلريم           

2 – اینجانب زبان ترکی را به همان اندازه دوست دارم که زبان فارسی را  و حتی دیگر زبانها را ازجمله عربی و انگلیسی -  من شهریاریا ملا محمد فضولی و میرزا محمد علی خان چورسی  را همانقدر دوست دارم که رودکی را و حافظ و مولانا و شیخ اجل و جامی را .  و دوست دارم که درداخل مطلب فارسی ؛  ترکی نباشد و در داخل ترکی فارسی نباشد ولی مثل اینست که این دو زبان همسازند و همزبان و با هم  و در کنارهمند  و نمی توان آنها را از هم جدا کرد لذا به این آمیختگی رضایت می دهیم .

۳- این مطلب در فرصتی دیگر باز نویسی خواهد شد از دوستان انتظار همراهی داریم و منتظر ارایه نظر و اگر موضوعی دارند که مربوط به این بخش باشد از ارایه آ» دریغ نفرمایند .