مدتی هست که مانند خیلی چیزهای دیگر از وب هم جدا افتاده ایم ولی گاها می گویم یک نگاهی به آن بیندازم .

دوستان مطالب زیر از دوستی هست که برای انتشا مقاله سردار ماکو نظر خود را نوشته است البته صاحب این مقاله من نیستم و ای کاش می توانستم همچو مطلب خوبی را مانند این جمع آوری کنم .  مقاله اینطوری شروع می شود

آقازاده ، جعفر ، بررسي زندگي و اقدامات اقبال السلطنه ماكويي، پايان نامه كارشناسي ارشد چاپ نشده دانشگاه تهران ، 1387

 

فرجام اقبال السلطنه ماکویی

چكيده:

مرتضی قلی خان اقبال السلطنه ماکویی بعد از مرگ پدرش حکومت ماکو را در اختیار گرفت ( 1277 شمسی یا 1316 هجری قمری ) . او با بهره گیری از ضعف دولت مرکزی به تحکیم قدرت خویش در این ناحیه اقدام کرد و با این اقتدار ، خود را از زیر نظارت دولت مرکزی به کنار کشید و بر خلاف خواست دولت مرکزی با روسیه و عثمانی روابطی برقرار کرد . با وقوع كودتاي 1299؛ اقبال السلطنه ماکویی در ادامه سياستهاي سابق خويش  باز به طور کامل از دولت مرکزی اطاعت نکرد و به پيوند هاي خويش با شوروي و تركيه ادامه داد ، كه نقطه عطف اين امر امضاء قرار داد تجاري با شورويها به مثابه يك حاكم مستقل بود . اين سياستهاي گريز از مركز وی در تعارض آشكار با سیاست سردار سپه مبنی بر از میان برداشتن اقتدار خوانین محلی و ایلات و توسعه نفوذ قدرت دولت مرکزی درگوشه وکنار ایران قرار داشت . سردار ماکو اگرچه در این زمان اقتدار نظامی خویش را از دست داده بود و تنها عنوان بدون محتوای � سرداری � را که یادگار فعالیتهای نظامی خاندانش بود را یدک می کشید ، اما وجود ایلات و عشایر مقتدر در این منطقه و تحریکات سردار در میان آنها و همسایگی ماکو با شوروی و ترکیه و لزوم جلوگیری از هرگونه فتنه در این ناحیه مرزی و ثروت سرشار خان ماکو که به وی اقتدار فراوان می بخشید و از سویی عدم آگاهی او نسبت به تحولات شگرف در اقتدار دولت مرکزی ، در نتیجه ادامه سیاست عدم تمکین در برابر آن ، لزوم توجه فوری دولت مرکزی به وی را ضروری ساخت . شرایط سیاسی نوین حاکم بر کشور ، حساسیت های این ناحیه و خودسری های اقبال السلطنه از یک سو و از طرفي سابقه بد اقبال السلطنه در مبارزه با مردم منطقه در جريان مشروطيت و نداشتن وجهه ملی و طمع در ثروت هنگفت او سبب دستگيري و قتل او توسط رضاخان سردار سپه شد. با قتل وی نفوذ کامل دولت مرکزی بعد از دهه های طولانی در این منطقه برقرار شد و ایلات ناحیه تحت کنترل و تابعیت دولت در آمدند .

---------------------------------------

دوستان و دوست بسیار خوب من امیرآقا یک چیزهایی در پاسخ نوشتم ولی متاسفانه نه وقتی هست و نه رمقی که این مسائل را باز کنیم.  یعنی وقتی مردم گرفتار زندگی هستند وقتی خیلی از مشکلات مردم جهان را اذیت می کند آنها حوصله نشستن و خواندن مطلب را ندارند . وقتی نصف مردم گرسنه هستند وقتی منطقه خاورمیانه شده  بازار فروش اسلحه. وقتی می بینیم کشور های عربی در کنار دولت اسرائیل به صف ایستاده عکس یاد گاری می گیرند وقتی می بینیم مردم را در اوکرایین می کشند و به ناموس انها تجاوز می کنند ایا باز رمقی برای نوشتن هست ؟ در هر حال اگر فرصتی پیش آمد. مواردی را خواهم نوشت .   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نویسنده:امیر چهارشنبه ۲۹ تیر ۱۴۰۱ ساعت: ۱۸:۲۸
با سلام   .  اولا به خاطر تحقیق و بررسی و نگارش زندگی سردار ماکو از شما نهایت سپاسگذاری را دارم .
               دوما .برای بنده جای سوال و تعجب هست که شما با یک حس کینه و نفرت در
               جایجای نگارش از سردار ماکو یاد میکنین . شما که خودتون تورک هستین .
                حداقل وجود سردار ماکو بهتر از رضا شاه قلدر و لات بود که شما با آب و تاب از  
               رضا شاه تمجید کردین . کشتار مردم تبریز و فلاکتهای به بار امده توسط رضا شاه را فراموش کردین و یا اینکه تعصبی به ملیت تورک خودتون ندارین .
پاسخ : سلام دوست محترم .خدمتتان عرض کنم اولا مقاله بسیار با ارزش زندگی سردار ماکو از من علی سلطان بیگی نیست بلکه نتیجه تحقیق زیبا و علمی تاریخدان جوانی از جوانان کشورمان   هست که در مقاله نامش را آورده ام که بسیار از ایشان ممنونم که زندگی سردار را با ابهاماتی که در ان و اوهام مردم بود روشن کرده است .  اما و اما  که ظلم از طرف سردار باشد یا رضا شاه یا از طرف هر شاه جدید و قدیم  خوب نیست . ولی چه کنیم عملکرد یک سیستم هم نقاط مثبت دارد و هم منفی مثلا نیاکان ما ما خودمان حد اقل 200 سال زیر ظلم سردار  و نیاکانش بوده ایم . اما واقعیت هم اینست که رضا شاه خدمات فراوانی به کشور کرده مثلا او را با پوتین مقایسه کنیم  که تجاوز او به اوکرایین راه تجاوز به زنان و دختران  اوکرایین را هموار کرده و البته کاری نداریم که خود پوتین  می گوید ویژه کاری می کند آیا رضا شاه را شنیدید که به زنان و بچه های طایفه ای در ایران تعرض کند یا همچو اعمالی را تایید کند .ما به رضا شاه درجه عرفا و اولیا را نمی دهیم ولی واقعیت اینست که در ان شرایط گرسنگی و بیماری و بیماری و ناامنی  طایفه بازی و ایل بازی که سر هر گردنه یک خانی با تعدادی قداره بند و تنگ چی آدمکش  ایستاده بودند  رضا شاه آنها را حذف کرد و یا خود محمد رضا شاه در زمان اصلاحات ارضی  چه داغی در دل خانها گذاشت البته محمد رضا شاه با آنها دشمنی نمی کرد محمد رضا می گفت شما با این خان بازی و خان خانی مانع از پیشرفت مملکت می شوید یا زور گویی می کنید به کشاورزان و هر خانی خودش قانون ا اجرا می کند انهم قانون من در اوردی . محمد رضا به خانها فرصت انتخاب داد .برادرم زمان آن رسیده که منصف باشیم . حتی سردار هم علیرغم ظلم هایش نقاط مثبتی داشته است