یا مکن ..........

*    مدتی بود که به دنبال معادلی فارسی برای این ضرب المثل  ترکی می گشتم :

" دوه چی نن یولداش اولانین دروازه سی گرک کی گئن اولسون ( هر کسی با شتربان یا عرب دوست بشود باید که در ورودی خانه اش باید مثل دروازه بلند باشد تا شتر بتواند از آن وارد شود ). " 

به عبارتی دیگر وقتی فرد می خواهد با شخصی خوب دوست شود باید که تحمل یک یا برخی از خصوصیات استثنایی او را داشته باشد و  ظرفیت  خود را بالا ببرد .  

به هر حال روری در یکی از مشاعره های رادیویی  بطور تصادفی شعری را شنیدم که فقط  بخشی از آن    در ذهنم ماند:   

 "يا مكن با پيل بانان دوستي" و متوجه شدم که به ضرب المثل ترکی ما شباهت دارد

 و سرنخ را که بدست آمد  در دنیای مجازی به گشت رفتم :

يا مكن با پيل بانان دوستي

 يا بنا كن خانه ای در خورد پيل

و بعد به شعر زیر هم رسیدم : که  با شعر بالایی متفاوت بود ( شخصی که آن را در وب خود نوشته بود  قریب به مضمون آن شعر بالایی بود :

دوستی با پیل بانان یا مكن

  یا طلب كن خانه ایی در خورد پیل

 

از تفاوت ترکیب که بگذریم که هر کدام برای خود شعری هستند - در این وب ها  عده ای این شعر را به اسم مولانا نوشته اند و عده ای دیگر از سعدی دانسته اند.  

به هر حال با لاخره مال یکی از این دو شاعر بوده که دوستان از طرف سراینده واقعی  به شاعر دیگرهدیه کرده اند  .

به هر حال امید که دوستان اگر مطلبی دارند بنویسند . تا این نوشته تکمیل گردد .

***********

*و باز گاهی از آدم های قدیمی کلمه ای را می شنیدم  در معادل فارسی آن مانده بودم و آن کلمه ی میزگار بود  :

کلمه ی ترکی : میزگار ( منظور ارزش – و مثلا میزقاردان دوشدوم یعنی از ارزش افتادم )

هرچه قدر این ور و آنور کردم به این نتیجه رسیدم که این کلمه میزگار در اصل  مثقال باید باشد و تفسیر آن این است که از وزن و اعتبار افتادم .

اگر دوستان چیزی بخاطرشان آمد که بتواند این دو مطلب را کامل کنیم ممنون می شوم .

به دوستانی که زحمت می کشند و در مورد آب چورس و دیگر مسایل آن  مطلب می نویسند

سلام - چند روزی است بنده و دیگر دوستان در خصوص ساماندهی منابع آبی چورس و کاستیهای آب در چورس قلم می زنیم و لذا لازم دیدم که این نظرات  جمع بندی شوند :

۱-دوستان من و شما نظر می دهیم و انتظار داریم مسئولان و به خصوص  امور آب  ،جهاد کشاورزی واداره ی  آب و فاضلاب و شورایهای  محترم شهرستان و چورس این نظرات را بخوانند . چون این مسئولان هستند که تصمیم می گیرند .

۲- موضوع اختصاص آب چشمه ی ایشیق بولاقی به آب شرب و بهداشتی اهالی  به قول یکی از دوستان کاری انجام شده است  و فکر نکنم کسی در چورس نخواهد که کیفیت آب خوردنی مردم خوب نباشد .

۳- بحث بر سر آب چاه عمیق و ایشیق بولاقی موضوعی که بحث و بگو مگو ی  فراوانی بر سر آن

 شد و جای بحث هم داشت . بسته به نظر مسئولانُ و اهالی و باغداران است که باز عرض می کنم اینجانب از عوض  دیگران و خصوصا باغداران  نمی توانم حکم صادر نمایم . ولی می توانم نکته نظرات خود را بگویم که آب چشمه ی ایشیق بولاقی برای شرب و مصارف بهداشتی مناسب می باشد و فکر می کنم حتی باغداران هم مخالف این امر نباشند و اما ...

۴- امای موضوع هم آن است که همه ی اهالی در خانه هایشان به آب آشامیدنی رسیده اند حتی باغداران و کل هم - ولی باغات همچنان سوخته ،خشک و بی آبند  و صاحبان آنها خصوصا آنهایی که وابستگی معیشتی بیشتری به آن داشتند دچار صدمه شده اند .

و نکته همین جاست  بله  باغات اغلب  خشک شده اند و اسمی از آنها مانده است و کشتی هم به آن صورت وجود ندارد  و در این میانه  حتی اگر باغداران هم  نخو.اهند آب باغات تامین شود (که قطعا می خواهند) همه  دارای اتفاق نظر که  می گوییم و متفق القولیم : این باغات و مزارع آب نیاز دارند و بر اهالی ( چه باغی و غیر باغدار ) و البته که بر مسئولان است که زحمت توافق و ساماندهی را برعهده گیرند حال  این آب آبیاری از چاه عمیق و چه از کانال در آینده باشد-  که کانال هم از چاه عمیق مطمئن تر است و هم توسعه را هم به دنبال دارد . والسلام . جا دارد به جمله ای تکراری تکیه کنیم چون وضعیت اقلیمی-جغرافیایی چورس جوری است که باغات و بخشی از اراضی داخل و دور و بر روستا (که از ایشیق بولاغی و قناتها و چشمه ها آبیاری  می شدند )و بخش اعظم زمینهای کشاورزی که از روستا دور و به مزارع قره ضیاء الدین و دیزه ،بیگ درویش چسبیده اند (از نهر شهره حه و قره سو آبیاری می شوند ) وهمین وضعیت باعث شده است در قدیم در خصوص کشاورزی و باغداری و خلاصه وضعیت اقتصادی آن جمله ای بسیار روشن مصداق پیدا کند . و آن جمله در مورد  اقتصاد تقریبا مطمئن آن است و آ ن جمله اینست :   اگر در سالی به علت شرایط نامساعد از قبیل تگرگ ، خشک سالی ،آفت زدگی و سرما زدگی  زمینهای کشاورزی دشت چورس محصولی ندهند مشکل حادی در معثشت اهالی پیش نمی آید چون باغات و زمینهای حومه آن این ضرر را جبران می کنند . در صورتیکه در دیگر روستاهای اغلب کشور غیر از این است و بود.

۵- در نظراتی که دوستان نوشته اند نکات بسیار جالب است و بنده بدون دخل و تصرف همه را ( غیر ازیک نظر ) آورده ام . و تا حدودی هم پاسخی داده ام و امید است مقامات محترم آنها را از نظر بگذرانند و مواردی را که ممکن است در بهبودی اوضاع منطقه با در نظر گرفتن اینکه چورس محل گردشگری و دارای آثار باستانی وخودمانیم با صفاست همتی دیگر بکنند و  اجر خود را از خدای متعال بگیرند .

 و اما آن یک نظرچه بود  که در وب قرار داده نشد ؟   

این نظر را   دوستمان "   آشنا"   در ادامه ی نظرات خود  نوشته بودند  و چون ایمیلی نداشتند(که بیش از حد احتیاط کاری می کنند و بنده  نیز این حق را محفوظ به ایشان می دانم )  لذا ممکن نشد مستقیما برایشان پاسخی از باب دوستی و همفکری وعرض ادب بنویسم  . 

دوست مهربان - حقیقت این است که نه بنده و نه شما علاقه نداریم به کسی پاسخ سر بالا و دور از شان  بدهیم ولی گاهی ممکن است از سر خستگی یا بیش از حد علاقه داشتن به موضوع حرفهایی را می نویسیم که شاید یک ساعت بعد ، خودمان بیشتر از دیگران به اصلاح آن اعتقاد پیدا می کنیم و شاید همه اینجور باشند به هر حال  این جملات را که الان دارم می نویسم و انشاءالله که باب ورود به بحث دیگری ( از نوع گله و نارضایتی ) را باز نکند توجه فرمایید :

همه ی چورسیها چه آنها که در آن هستند و چه آنهایی که  بنا به دلایل شغلی و یا به اختیار از چورس رفته اند و چه آنها که در رفت و آمد به آن هستند و حتی غیر از چورسیها - اهالی این کشور حق دارند در مورد آبادانی  آن حرف بزنند .

حال آنها در چورس باشند یا نباشند و نمونه ی بسیار معروف آن حاج آقا مصیب زاده می باشند که همه می دانیم دلش در گرو چورس است . لذا بنده و شما و همه باید در جذب قلوب کوشا باشیم . این حرفها را که می گویم می دانم که شما عمیقا به آن معتقد هستید و الا جای حرف نبود که بخواهیم ادامه بدهیم .  اگر شما بی میل به توسعه ی چورس بودید که کنار می کشیدید . همانطور که عزیزانی هستند که یا وقت ندارند وبقول حافظ از کناره نظر می کنند( اشاره به شعر: شد آنکه  اهل نظر برکناره می رفتند) یا هر دلیل دیگر که مورد احترام همه ی ما هستند  .

اگر شائبه ی  نباشد باید یاد بیاوریم کار آقای اشرفی را در بنای مسجد و آقای مصیب زاده را . و مرحومین حاج عباس ایوبی و حاج اسماعیل گلمجانی در ساخت و عمارت همین مساجد قبل ا ز ساخت اخیر  زحمت کشیده بودند  - و قبل از آنها احسان خان در ساخت ساختمان مسجد جامع و یا زحمت آقای حاج رشید اصلان آبادی معلم معلمان مدرسه ی مولوی چورس در عمارت مسجد جامع در سالهای ۱۳۲۵و ۱۳۲۶ . که به قول امام خمینی (ره ) در وصیت نامه ( که بجا آمد به مناسبت  ایام دهه مبارک فجر ذکرخیری  از ایشان به میان آید ) : که کسانیکه  از ثروت و اموال مشروع خود در این گونه مسایل هزینه می کنند در واقع عبادت مالی می نمایید و تا برسد به امثال بنده  که حداقل بتوانیم با صرف مقداری از وقت خود این مسایل را به بحث بگذاریم  و اگر شمرده شود و بدرد بخورد خدمتی خواهد بود .

شاید بنده  فکر می کنم که فلانی بی تفاوت هست نه اینجوری نیست . دیده ام و می گویم افرادی از چورس را که در همه وقت به فکر آن هستند حال آنجا باشند یا نباشند .

در مورد همین کانال نیمه کاره و قبل از آن در مورد وضع نابسامان آب خوردن و حتی در مورد معدن تراورتن  خانه خراب کن بالای ایشیق بولاقی - ُ  افراد دلسوز و متعددی  را دیدم که ماه ها دوندگی به ادارات داشتند .چه شاید سودی هم برایشان نداشت .

 پس بهتر است و تقاضای این حقیر از شما و دیگر دوستان این است که تا می توانید با مسئولان اعم از شورای محترم و مقامات شهرستان  در تماس باشید . و اینجوری است که می توان چورس را آباد کرد .  

چاره نشان دادن و پیدا کردن راه کار دوستان  مهم است اما رساندن معایب و نیازمندیها و به قولی عریضه نویسی و تقدیم آن به دست اندرکاران محترم و نشاندن این آرزوها و درخواستها در برنامه ی کاری آنها از همه چیزی مهم تر است  .

موفق باشید .

 

آب ایشیق بولاقی  چورس  گواراتر است یا آب چاه عمیق چورس؟و ارایه ی پیشنهاداتی به مسئولان

پاسخ به نظرات

نظری از یک همشهری عزیزدر خصوص اختصاص آب چاه عمیق به آبیاری باغات وکشاورزی اراضی  و آب ایشیق بولاقی به آب شرب اهالی  

ابتدا نگاهی به نوشته های این دوست محترم می اندازیم :‌

با سلام 

 بنده می خواستم در مورد نظراتی که برای آب چشمه داشتین اینو مد نظر قرار بدین که به خاطر کم بودن املاح چشمه و به اصطلاح در زمره آب های نسبتاٌ سخت جا گرفته و یکی از دلایل معروفیت چورس به کیفیت آبشه شما که دلتون نمیخواد این آب و با آب چاه عمیق عوضش کنن برای چایی اهالی که خیلی بد میشه،در مورد باغ های پایاب این چشمه به خاطر افت سطح آب های زیرمینی و کم شدن آب نسبت به سال های پرآبش،اولویت با مصارف شرب بود،از طرفی چاه عمیقی که حفر شده پروانه بهره برداریش برای آب و فاضلابه،پس راه سوم و مطمئنش تامین آب از طریق استفاده از تسهیلات جهاد کشاورزی و همت باغ دارها هستش منظورم آبیاری مدرن و پمپاژ آب از کانالی که از سد آغچای در پایین دست روستا تغذیه میشه،

خیلی ممنون از زحماتی که برای چورس میکشین.

جواب به همشهری محترم و دیگر اهالی که افکارشان  بر روی آب چورس  متمرکز است ( چاه عمیق و یا ایشیق بولاقی )

 

حواب :

آب ایشیق بولاقی چورس  گواراتر است یا آب چاه عمیق چورس؟

با سلام - دوستان عزیر برای ورود به بحث  آب آشامیدنی و باغات چورس باید کمی به گذشته بر گردیم . در ابتدای امر که لوله کشی با مخالفت یک عده و موافقت عده ای دیگر و با نوعی تحمیل  انجام گرفت در اوایل امر خوب می نمود و هر چند که باغات به عدم سپرده شدند ولی وضعیت بهداشتی و راحتی مردم فراهم شد ولی بعد از گذشت سالها پوسیدگی ها لوله ها شروع شد و باعث هدر رفتن آب شد .

وضعیت مخزن آب هم نا مناسب بود  و طوری شد که آب نوبتی شد و در این نوبتی شدن به تعدادی از محلات اصلا آب نمی رسید و در این زمان مردم به فکر چاره افتادند هرچند دست مردم نبود که سیتسم قبلی را  تغییر داده و اوضاع را سرو سامان دهند و گله ها شروع شد و مشکل به مقامات محلی ارجاع گردید و تا با کمک اهالی چاه عمیقی هم زدند ولی هیچ اقدامی صورت نگرفت و در چاه بسته ماند در این گیر و دارها و بلاتکلیفی هر کس نظری داشت . 

پدر اینجانب وبنده حقیردر مورد آب چورس چنین فکر می کردیم  که باید مدیریت امور آب در دست دولت باشد که بعد از چندین سال که مختصرا عرض شد گرفتاری و نبود آب برای تعدادی و کمبود آن برای عده ای دیگردر نهایت، اداره آب و فاضلاب روستایی به این آرزو لباس حقیقت پوشانید . که آخبار آن در سایت ها آمده بود .  

در این خصوص یاد آوری مطلبی  که هم بد وهم در نوع خود جالب بود به بحث ما کمک می کند  و آن این  که سالها قبل در چورس(قبل از آنکه لوله کشی جدید اجرا شود   )  ازاداره  آب و فاضلاب روستایی به درب  منازل مراحعه می کنند که مثلا کنتور ها را بررسی و کنتور جدید نصب کنندکه با عکس العمل غیر معقول چند نفر مواجه شوند و شاید در این عکس العمل  - آنها ( چند نفر)این استدلال را داشتند که کنتور بستن جدید همانا و دادن آب بها مصرفی همان .

 شاید این افراد چون تاآن زمان پولی برای آب مصرفی نپرداخته بودند برایشان سخت می آمد در حالیکه در آن زمان لوله های قدیمی پوسیده بودند و برای بیشتر از نصف اهالی حتی یک ساعت هم آب نمی رسید و حتی در اثر پوسیدگی و جریان منفی آب کثیف  حاصل از هرز روی   به داخل لوله ها بر می گشت و مردم آن را مصرف می کردند  .  همین تشتت و اختلافات چه بسا موجب دلسردی مقامات مسئول شد و نهایتامنجر به آن  شد که مسئولین چندین سال  اجرای لوله کشی جدید را  مسکوت بگذارند و تا اینکه  سرانجام با اجرای خوب سیستم جدید  و کنار گذاشتن سیستم قبلی  بخیر گذشت و الان همه آب دارند آن هم چه آب خوبی  . واقعیت اینست که موضوع کلان  آب کشور و در مقیاس  کوچک  ُ آب چورس با برنامه ریزی قابل حل است.

ما نباید به این قناعت می کردیم  حال که به آب مشروب رسیده ایم از کشاورزی و باغات و دیگر مسایل غافل شویم .  بطوریکه عرض شد هر چند که مشکل  آب شرب اهالی به نحو شایسته حل شده ولی  

 حق و حقوق قانونی افراد و باغداران موضوعی حل نشده باقی مانده  است   که 25 سال  است باغهایشان خشکیده و خسارت دیده اند  و شما سیمای چورس را به  مثابه کویر می بینید . روستایی که آنقدر پوشیده از درخت بود و مسافرانی که در آن مهمان می شدند جمله ی معروفی را بکار می بردند :

در چورس آنقدر درخت هست که اگر یک الک ( قلبیر ) را به آسمان پرتاب کنید . آنرا روی زمین نخواهی دید یعنی در لابلای شاخه ها  فضایی نیست که قلبیر خود را به زمین برساند .

اگر از بنده نظر بخواهید  با آشنایی مختصری که با قانون مدنی و مسایل آبی کشور ، دیگر قوانین کلی (آخرین  قانون و برنامه ی چشم انداز  5 ساله  مجمع تشخیص مصلحت نظام که به تایید مقام معظم رهبری هم رسیده و نیز قانون توزیع عادلانه ) - می گویم که اگر  باغداران به  قانون مراجعه کنند که کلی خسارت به آنها وارد شده - قطعا   قانون طرف آنها را گرفته و  حقوق آنها را اعاده می کند .   چون آب ایشیق بلاغی بر پشت قباله  آنها نوشته شده است و اصولا یکی از راههای  اثبات مالکیت آب در عهد قدیم  زمین زیر آن بوده است .   تا آنجا که می دانم همین کار را کرده و شکایت خود را پیگیری می کنند  

این  حق قانونی صاحبان باغ است و ما نمی توانیم از عوض آنها تصمیم بگیریم که از حق خود بگذرند  ولی می توانیم بگوییم اگردر گذشته  دولت ،آب باغات و مزارع حومه چورس  را به  لوله کشی برد بخاطر ضرر زدن به آنها نبود بلکه  بخاطر خود اهالی و بهداشت و کمبود آب در آن زمان بوده است . و از صاحبان باغات می خواهیم که گذشته را به کناری گذاشته و به آینده فکر کنند. تنها با یک همفکری ممکن است مثلا کانال نیمه کاره را پیگیری کرد و یا تصمیمات دیگر .   

به هر حال تخصیص آب ایشیق بولاقی به آب شرب که صورت گرفته است   از یک طرف اگر از بعضی جهات   قابل توجیه بوده است و لی خلاف قانون مالکیت  و مصالح دراز مدت چورس وبا عجله و کم تدبیری انجام گرفته است  . یعنی آنها می توانستند  راه دیگری را انتخاب کنند ( مسئولین بهداشت می توانستند  در عرض چند روز یک چاه عمیق حفاری کنند که نکردند)  و بعد آب چاه عمیق را به باغات و چشمه ایشیق را به شرب اختصاص دهند و همین  اشتباه باعث شد چورس بخشکد و تا یک قدمی کویر برسد و به لحاظ کم شدن در آمد ها  کوچهای زیادی اتفاق بیفتد  که البته از این حرفها گذشته است .

 و اینجا مدیریت است که اهمیت دارد ودر آب و کلا هر موضوع دیگر مهم  است  که بدون تدبر و برنامه ریزی هر کاری ناقص می شود . پس لازم است برادران محترم و صاحب اختیار تصمیمات کافی و لازم گرفته وبرای توسعه ی چورس وحل این گونه  مشکلات قدم بر دارند و الا بلاتکلیفی و ناامیدی  به آینده  باعث می شود که اجتماع از هم به پاشد . بیکاری بیداد کند و دیگر اثرات سوء که همه می دانند .

دوست عزیز هرچند بنده نتایج آنالیز آب چورس را در دست ندارم ولی با تکیه به اندک اندوخته هایم -می توانم بگویم  آب ایشیق بولاقی اگرچه  آهکدار  است  و لی بر اساس استاندارد های شناخته شده آب های شرب ) قاعدتا باید کیفیتی به مراتب بهتر را از آبهای زیر زمینی ( چاه عمیق ) داشته باشد  . و امتیاز دیگر این آب پاک بودن آن است و در حال حاضر هیچ خطرآلودگی آن را تهدید نمی کند .و شرایط زمین شناسی -  محیطی الحمدالله  طوری است که در آینده نیز آن را حفظ خواهد کرد .

( از دیدگاه آبشناسان و زمین شناسان ، چشمه ایشیق بولاقی در ردیف چشمهای آهکی کارستی است . ) 

اما  آبهای زیر زمینی نسبت به ماهیت خود که محبوسند دارای اقامت طولانی تری و املاح بیشتری نسبت به آبهای  سطحی جاری و چشمه ها  هستند و در واقع آب ایشیق بولاقی آبی تجدید شونده است و به عبارت دیگر آبی که در آن هست و فعلا به خانه های ما می رسد و می خوریم آبی است که حداکثریک ساله و تازه است  .  اما سن آبهای زیر زمینی از جمله چاه عمیق چورس زیاد و آبی پیر و کهنسال است و  زمان بیشتری  تحت تاثیر مواد قابل حل در لایه های موجود  زیر زمین قرار گرفته است  و لذا دارای نمکهاو مواد محلول  بیشتری خواهد بود   .

لذا بنده هم اذعان دارم که ایشیق بولاقی برای آشامیدن مناسب است و  آب چاه عمیق برای کشاورزی مناسب تر است    . حالا آب باشد  که هست بقیه موارد درست می شود . ( اصل مهم  داشتن آب است  که داریم  وفرق کیفی جزیی  دو آب مورد بحث یعنی چشمه ی  ایشیق بولاقی و یا چاه عمیق اهمیت آن چنانی ندارد ) - هر چند که کم بود معدنچیان این آب ایشیق بولاقی را از مردم بگیرند و با تغییراتی و حفاریهایی که که بر سر آن آوردند و اینجانب اگر توفیقی باشد راز مفصل  این آب و اینکه چگونه و از کجا جاری می شود  و اثرات و خطرات  دستکاری در بالا دست و سطح زمین آنرا توضیح خواهم داد که هم عزیزان هم وطن ما با آن بیشتر آشنا شوند و بدانند که خدا چه نعمت بی نظیر  و بی بدیلی را در دل کوههای چورس قرار داده است و با این شناخت باید از آن محافظت کنند   .

بنده اطمینان می دهم بلایی را که معدن کاران به سر این چشمه آورده بودند اگر کمی ادامه داده می شد تمام مسیرهای آبراهه ای آن که تغذیه کننده آن بودند کور و منحرف می شدند قطعا این چشمه از بین می رفت .

 ولی خوب شد که اهالی زود متوجه شدند و از این کار زشت و غیر فنی خانمان بر انداز جلو گیری کردند . جالب این بود که از یک طرف در سمت غرب عملیات آبخیز داری انجام می شد و از سمت دیگر برادر معدن کار تیشه به ریشه ی آن می زد. 

 حال که جایش افتاده است بگذارید یک جمله ی دیگر در مورد این چشمه گفته شود : چشمه ی ایشیق بولاقی یکی از پدیده های بی نظیر طبیعت آذر بایجان غربی است و حتی احتمال وجودغاری بزرگتر در مسیر آن باید باشد . دوستانی که غار علیصدر همدان را دیده باشند تصور بهتری می توانند داشته باشند . لذا احتمال  غاری طویل در داخل آن هست . مثل غار علی صدری در مقیاسی کوچکتر .

دوستانی که با ایشیق بولاقی آشنایی دارند حتما باید اصطلاح قار قویوسی را هم شنیده باشند قار قویوسی در بالای مخزن و یا مظهر  این چشمه وجود دارد که چاله ای است که برف را در ود جمع می کند و برف این نقطه دیرتر ذوب می شود لذا در بین مردم به این اسم نامیده شده است اما در اصطلاح زمین شناسی و کارست شناسی به این حفره یا چاله دولین می گویند و به نظر می آید در مسیر آب این چشمه در زیر زمین یک غری و جود دارد که باعث ریزش و ایجاد قار قویوسی شده است .

دو نکته در مورد آب مورد توافق جامعه شناسان و حقوق دانان است  اول اینکه اصلا این چشمه ها و رودخانه ها بوده اند که بشر را در یک جا جمع نموده است و روستا ها و شهر ها را بوجود آورده است و این جوامع در کنار این آب بوده که یاد گرفته اند که چگونه از این آب مواظبت کنند و چگونه از آن استفاده کنند تا اختلافی فی مابین نباشد و در کل تدوین برحقوق  جامعه و تشکیل حکومت را آبها بیشتر موثر بوده اند کما اینکه نوشته هایی قبلا در مورد تقسیم نامه ی آب شیخ بولاقی را داشته ایم . پس اگر آب ایشیق بولاقی نبود قطعا چورسی هم نبوده است و آن هم با این قدمت .

 بعد که فرمودید . سند  چاه عمیق مال اداره ی آب و فاضلاب است .این موضوع در کار آب چورس خللی ایجاد نمی کند .  اگرچه مالکیت آب همواره مورد بحث علما در فقه  و نیز قانون گذاران  قوه ی قضا بوده است. ولی  آنچه از فحوی قوانین جدید بر می آید  جنبه حاکمیت و مالکیت دولت  برآبها ی کشور بر دیگر وجوه می چربد . این است که در قانون جدید کلیه آبها از قبیل آب  سدها  هم    آبهای دریاها و برکه ها و رودخانه ها و آب های زیر زمینی و حتی آبهای گرم معدنی و باتلاقها و مردابها  و خلاصه بکنم حتی رودخانه ها و آبراهه های بدون آب و خشک هم در اختیار دولت است  و اولویت های آبی را دولت با رعایت موارد قانونی تعیین می کند .    

با این تفاسیر دست دولت درهراختصاصی باز است ،با تغییراتی که در ماهیت قوانین مربوط به آب و اولویت های آبی کشور پیش آمده است دولت می تواند با رعایت موارد قانونی و جلب رضایت اهالی  - روشی  را که به مصلحت کشور ومنطقه  ودارای توجیهات  فنی - اقتصادی - زیستی باشد در پیش گیرد .

 ( لازم به قید است که  شاید باغداران این تصور را دارند که اگر آب ایشیق بولاقی را بدهند چیزی که الان اتفاق افتاده است  و در مقابل آن چاه عمیق را برای آبیاری باغها تحویل  بگیرند خرج نگهداری و آبرسانی چاه برایشان تحمیل خواهد شدکه موضوعی قابل درک است )و ناگفته نماند که این چاه با خودیاری مردم احداث شده است حالا چقدر خودیاری در هزینه حفاری  آن پرداخته اند بنده خاطرم نیست    . در هر حال این موضوع یعنی مسئله آب ایشیق بولاقی و چاه عمیق  با راه کارهایی قابل حل است . و باز تکرار می کنم مهم اینست که نعمت آب در حال حاضر موجود  و بر آن هزاران شکر واجب می نماید .  

پس  موضوع اصلی آب چورس همانطور که شما هم به درستی به  آن اشاره کردید . گسترش شبکه ها و تعمیق سیاست آبی - ایجاد فرصت های شغلی و در آمدی - استفاده بیشتر از منابع آبی درمنطقه و چورس یا توجه به  دایمی  شدن آب در نهرشهره جو ( با احداث   سد آغچای ) است به شرط اینکه  عملیات  کانال نیمه کاره آن مجددا  شروع شود  .

که این موضوع( قطع عملیات کانال سمت چورس) هم از مدتها قبل  یعنی از زمانی که عملیات کانال کشی  سمت چورس از سوی آب منطقه ای  نیمه کاره گذاشته شد توسط اهالی و نماینده ی محترم منطقه پیگیری شده است و شورای شهرستان و در راس آن حجت الاسلام ایوب زاده زحماتی را کشیده اند و هم  درجلسه  و  مراسم اخیر ( افتتاح مسجد عبدالبقا در ایام مبارک دهه فجر ) نیز مورد بحث نماینده محترم شهرستان در  مجلس آقای دکتر صدر   و مقامات محلی و اهالی واقع شده  است. ) ضمن  تشکر از آقای دکتر موید صدرو دیگر دست اندر کاران .  

پس اگر ما کانال دارای آب  را در زیر سربالایی جیلیک یعنی پایین روستا داشته باشیم به آسانی می توان برای باغات چورس از آن آب برداشت نمود که در این حال نیازی به چاه عمیق هم نخواهد بود . این است که ادامه اجرای کانال  علاوه بر گسترش امور کشاورزی در چورس و اراضی  روستاهای همجوار (با چورس مجموعا ۱۱ روستا)    ضروری به نظر می رسد .  تازه با برداشتن آب از  نهر شهره جو و رساندن به باغات و مزارع داخل و حومه روستا می توان به احیای چشمه ها و قناتهایی که با لوله کشی  آب شیخ بلاغی خشک و کم آب شده اند امید وار بود . و از وجه دیگر موجبات و بستر گردشگری در چورس کلید خواهد زد . اگر یک تالار ورزشی -  فرهنگی - و رفاهی در کنار ایشیق بولاقی ایجاد شود . آنوقت می بینیم که چه خواهد شد . چورس ، همه ی کسانیکه  خسته از کار روزانه دنبال گذراندن اوقات فراغت هستند  و دوستداران طبیعت را   جذب خود می کند

 و مورد آخر ،آموزش مصرف بهینه ی آب و اصلاح روشهای مصرف  که باز زحمتش برآب منطقه ای - شرکت آب و فاضلاب - جهاد کشاورزی و شورا ی اسلامی و  روحانی محترم چورس آقای حجت الاسلام   ایوب زاده و دیگر روحانیون محترم  است . اخیرا کتابی در این مورد توسط آب منطقه ای آذربایجان شرقی  چاپ شده است که به حضور این روحانی محترم ارسال خواهدشد که می تواند راهنمای خوبی در مصرف صحیح و جلوگیری از اسراف و آلودگی آب  موثر باشد .   

به هر حال آنچه که اینجانب از نظر شما استنباط کردم ( اگر برداشت و تلقی ام درست باشد )  این است که خلاصه خواسته تان این است   که همچنان  آب ایشیق بولاقی را بخوریم و اگر قرار است آبی به باغداران داده شود همان آب چاه عمیق باشد .

دوست عزیز نظر بنده هم همین است چه کاری با مصلحت تر از این  - چند روز قبل ( در وب آقای غیور زاده و مبحث نخبه ها و نخبه خیزی  چورس )  صحبت  بر سر این بود شاید تاثیر آب ایشیق بولاقی  چورس است که این همه اهالی خونگرم ،   با علم وفهیم و  در میان آنها دکترو مهندس پرورانده است از کوزه همان تراود که در اوست .......... .

 اما با ید با  رعایت قوانین کشوری و حقوق شناخته شده شرعی و قانونی اهالی ونیز در نظر گرفتن اولویت های پیشرفت کشور و توسعه آن - در رفع بیکاری و یا کاستن از آن و تولید بیشتر در مزرعه و باغ باشد  

موفق باشید . منتظر نظرات دوستان

برف 10/11/1391 چورس

با اجازه از وب "چورس نگین چایپارا"

این دومین برف سنگین در چورس است که البته برف قبلی بیشتر از این بود

امید به حق - امید است برف های پربرکت این زمستان - در سال آینده-   تلخی تگرگ های سنگین را که تمام محصولات را از بین برد از  خاطره ها دور کند .

افتتاح مسجد عبدالبقا چورس (نقل از وب "چورس نگین چایپاره" )

مسجد عبدالبقا چورس - بانی حاج حمید اشرفی

افتتاح مسجد عبدالبقا چورس در حضور مدعوین( روحانیون ونماینده مجلس شورای اسلامی دکتر صدر و مقامات محلی

افتتاح مسج عبد البقاء چورس

افتتاح مسجد چورس

افتتاح مسجد باز سازی شده عبدالبقاء چورس

مراسم افتتاح مسجد -بانی مسجد : آقای حاج حمید اشرفی

این مسجد با همت و هزینه ی  آقای حاج حمید اشرفی فرزند برومند مرحوم حاج یعقوب اشرفی چورسی 

باز سازی و نوسازی گردیده است .

افتتاح مسجد عبد البقا’ چورس (نقل از وب چورس نگین چایپارا )

این مراسم که قبلا برنامه های آن در جلسه ای مشترک بین اعضای شورای اسلامی و هیات امنای مساجد جامع و امام حسین  تدارک دیده شده بود امروز اجرائی شد.

مراسم  ابتدا با پذیریائی از مهمانان شهرستانی  با صرف نهار در طبقه دوم مسجد مذکور آغاز شد . این روز یکی از روزهای بیاد ماندنی  در چورس به شمار می رود چرا که این روز مهم مصادف  با ولادت حضرت محمد(ص) و امام جعفر صادق (ع)   بود همچنین مسئولان  شهرستانی و استانی و خیرین چورسی و.. در آن حضور داشتند.از همه مهمتر حضور نماینده محترم جناب آقای دکتر مؤید حسینی صدر، و خیر و افتخار چورس جناب آقای حاج حسن مصیب زاده .

بعد از صرف نهار افتتاح مسجد مذکورپس از تلاوت آیاتی از قرآن مجید توسط حجه الاسلام مصابی (مدیر کل اداره اوقاف استان)  به  دست حجه الاسلام سید محمد  فخری(رئیس اداره  تبلیغات اسلامی استان) و آقای دکتر مؤید حسینی صدر افتتاح شد. اجرای برنامه را برادر جبرائیل رضائی  برعهده داشت. ابتدا توسط شیخ یحیی ایوب زاده ریاست محترم شورای اسلامی چورس ضمن خیر مقدم به مهمانان و گزارش هزینه های ساخت و ساز مسجد  از بانی و دیگر خیران تشکر کردید. سپس  ریاست  محترم اداره اوقاف شهرستان چایپاره  آقای شیخ حسن پور اکبر  مطالبی را درمورد وضعیت اوقاف  شهرستان  گزارش نمودند و در ادامه برنامه رئیس اداره اوقاف  استان در مورد عملکرد و مشکلات بودجه ای و مساجد   استان مطالبی را بیان نمودند. آقای رضایی  با  همراهی  مهمانان اقدام به مداحی  به مناسبت ولادت پیامبر نمودند و بعد آن نماینده محترم آقای دکتر مؤید حسینی صدر اقدام به سخنرانی نموده و درمورد فعالیتها وپی گیریهایشان از مسائل شهرستان و چورس مطالبی را بیان نمودند.در آخر برنامه از خیر محترم جناب آقای حاج حمید اشرفی با تقدیم لوح تقدیر  از طرف اداره تبلیغات اسلامی و تابلو فرش  تهیه شده توسط شورای اسلامی و هیات امنا تقدیر و تشکر گردید.

در آخر برنامه هم جلسه ای با حضور نماینده شهرستان، خیرین ، فرماندار و بخشدارشهرستان چایپاره،  و اعضای شورای اسلامی و دهیاری چورس تشکیل شد که اهم  ماحصل جلسه به شرح ذیل می باشد.

۱-پی گیری در مورد کانال آبیاری کشاورزی و دریافت هزینه ای که توسط اداره آبیاری صورت می گیرد توسط نماینده شهرستان

۲- پی گیری در مورد اجرایی شدن بلوار چورس قره ضیا الدین  توسط نماینده شهرستان با همیاری خیرین خصوصا جناب آقای حاج حسن مصیب زاده

۳-اهدای سه هزار متر مربع زمین توسط حاج باقر سلطانبیگی جهت احداث سالن ورزشی

و......

از مدرسه ی مولوی و یا به طنز" مولوی نامه ی مدرسه چورس "

این مطلب را در جواب دوستی نوشتم ودر بخش نظرات گذاشتم اما بعد دیدم خودش خیلی طویل شد و از کامنت بودن گذشت و البته جا هم نگرفت  . و گفتم شما هم ببینید .

نظر دوستمان :

 

سلام علی آقا در باره آن روزهای دبستان مولوی نوشنید و از نظم و انضباط  به عرض عالی برسانم انضباط مخصوص بچه های فقیران بود و اقایان مدیران به شما ها بیشتر لطف داشتند ما که از آن زمان به نیکی یاد نمی کنیم .

 

جواب نگارنده وب :

 دوست عزیز جوابی به آن صورت برایتان ندارم . اما اگر نظرتان این است که ما بی انضباط بودیم و مدیران به این بی نظمی ما چشم پوشی می کردند کمی بی لطفی می کنید  نه اینجوری نبود . ما هم کتک خورده ایم . از همکلاسی های ما هستند که شاید یادشان بیاید یک بار برای تنبیه دستهایمان را توی برف قرار  دادند. و چون برف خیلی می سوزاند  یکی از بچه ها در حال تجربه ای کسب کرد گفت برای اینکه سرما زیاد اذیتتان  نکند دستتان را در داخل برف حرکت  دهید  و برف را بکنید   و با این حرکت تونلی و یک فضای خالی ایجاد می شد وهم دستها  گرمتر می شد و علت آن کناررفتن برف بود که   تماس دست ها با با برف کمتر می کرد .  آقاکه متوجه شد  که بچه ها راهی برای مبارزه با سرمای زیاد برف کشف کرده اند می آمد و با پایش درست روی نقطه ای که بالای دست هایمان بود راه می رفت و دوباره برف روی دستها فشرده می شد و از نو تا اینکه فرمود چوب آوردند و برای هر کس 6 تا زد (چوب یا ترکه از جنس هیوا  درخت میوه به ) از این تعداد  سه ضربه قسمت  هرکف  دست هر یک از بچه ها  شد  .

کاش می دیدی دستهای متورم و آتش گرفته در برف را که آتش ندیده و با برف سوخته بودند .

و حالا می دانم که آنها با این زدن خودشان هم اذیت می شدند اما فرهنگ جوری بود که همان را ایجاب می کرد یک دفعه است که شمامی خواهید کاری را انجام دهید چون موفق نمی شوید  می نشینید و ناراحت و نا امید می شوید ولی گاهی آدم فکرش را به کار می اندازد تا راهی پیدا کند اینست که در آن زمان راه اول انتخاب می شد و مثل حالا ها نبود که روانشناسی و مسایل تربیتی از وجوه گو ناگون بررسی و دیده شود به عبارتی  نظریات جدید روانشناسی نهادینه نه شده بود . امروزه به دانش آموز فرصت می دهند ومی گویند اگر نتوانستی بار دیگر بخوان و تمرین کن اما آن روزها  نخواندن همانا و چوب و تنبیهات تکمیلی آن  همان -
آنها (مدیران یا معلم ها ) بعضی ها  خودشان فلکه و عده ای چوب خورده  و درس خوانده و  بزرگ شده و معلم شده بودند  و داشتند همان دور تسلسل را پیش می بردند و وقتی معلم شده بودند داشتند ما دانش آموزان را با چوب و برف می  زدند و یا با چوب و برف حرف می زدند
اما دوست عزیز خودمانیم . کم هم نتیجه نمی گرفتند . محمد علی جمال زاده - شیخ حسین غفاری - حسابی ها - شهریارها - دکتر قریب ها - پروفسور دکتر یوسف  حسن زاده ی خودمان-   مرحوم دکتر حمید شکور زاده خودمان - آقای حسین بیات شاعر چورس -و همین مهندس جلیل شکور زاده زمین شناس که اکتشاف ده ها مورد معدن در زنجان از کارهای اوست و هنوز چهلم این مرحوم بر گزار نشده است  و نمونه های دیگر با این چوب و برف  بزرگ شده اند.
 

و یک مقایسه با آنها و اینها داشته باشید من خودم از بچه هاینیمه به مدرسه ی  مولوی قدیم و  نیمه به مکتب رفته تمامگلستان را شنیده ام و اگر تمام نباشد بیشتر ش را می توانم بگویم . و این کنار بماند اصل مطلب درک درست آنها از مفاهیمی که سعدی می خواسته است در بین افواه بیندازد بود نمونه ی این مقوله را شما اگر یک جلسه با آقای حاج میر هادی حسینی می نشستید حتما می دیدید و نمونه های دیگر .  

  اما دوست عزیز خلاصه  خودمانیم وعرض کنم که هر چند که کتک خور خوبی نبودم ولی خورده بودم . و ای کاش باز هم از آن کتک ها بود و بیشتر بود در آن صورت شاید کمی بیشتر ادب می شدم و اوضایم  بهتر از این بود .

و اگر شما هم بیشتر کتک می خوردید مخصوص را مخصوس نمی نوشتیدکه بنده اصلاحش کردم ( بند آخر شوخی بود که سهوی بوده است والا دانش آموزان مولوی قدیم که شما هم آنطور که نوشته اید یکی از آنها بوده اید پس من هم قاعدتا باید شما را به  شناسم چون تمام مولوی رفته ها را بخاطر دارم  قطعا دیکته  نوشتنتان خوب بود و فقط می ماند که دست خط تان ببینیم  قضاوت کنیم  ).  

با تشکر مجدد از این دوست و باور کند که هیچ از دستش عصبی نیستم دوست دارم باز از این مطالب بنویسد و هر چند مخصوص را مخصوس بنویسد و به قول حیدر آقا "این رشید  وطواط مدرسه ی مولوی چورس" که انتظار دارد هر کدام از دانش آموزان مولوی قدیم و بنده هم  اضافه می کنم حتی کسانیکه در آنجا درس نخوانده ولی از پدر یا برادر بزرگهایشان مطلبی شنیده اند یک خاطره ای به این دفتر ما اضافه کنند که نام آن را مولوی نامه بگذاریم .

اگر برای حیدر آقا لقب رشید وطواط را دادم شاید خودش برایتان بگوید و خدا را چه دیدید شاید همین لقب باعث شود زبان او را بگشاییم و برایمان به همین بهانه مطلبی بفرستد .

حق  یاد و یارتان