X
تبلیغات
چایپارا (چورس) - کندوی سبدی قدیمی و نحوه بچه گیری

چایپارا (چورس)

کندوی سبدی قدیمی و نحوه بچه گیری

 

امروزه زنبور داری همانند رشته های دیگر مانند پزشکی – کشاورزی  - صنایع  تا حدودی با  اصول علمی پیش می رود پس روشن است که برخی روشهای قدیمی و لوازم مورد استفاده در آن ؛  کنار گذاشته شوند  . مثلا در زنبورداری قدیم از لوازمی به نام بره گیر – دوواخ استفاده می شد که در حال حاضر منسوخ شده اند یا در شمال ایران یک وسیله ای هست که به عنوان کشکول زنبور داری بکار برده می شد ( زمان بچه گیری )  ما برای ارج نهادن  به زحمات  زنبورداران ایران در قرون گذشته  و نگهداری از فرهنگ آن تلاش به جمع آوری مطالب ؛ لوازم  خواهیم کرد . و باید در این کار تاخیر نداشته باشیم . چون از زنبورداران نسل های گذشته در هر دیار  فقط چند نفر مانده اند که البته با شوقی وافر مشغول هستند .      

 

ازدیاد نسل زنبور عسل و زنبور داری در عصر گذشته

در حال حاضر زنبور داری به یک فن و صنعت تبدیل شده است و همه ی زنبور داران اطلا عات کافی از نحوه تکثیر و زاد و ولد دارند

اما در گذشته چگونه بوده است ؟

و یک زنبور دار چگونه عمل می کرده است ؟

در این مبحث سعی می کنیم به میزان اطلاعاتی که یک زنبور دار قدیمی از فن زنبور داری داشت پی ببریم .   

 

در خوی به اجتماع تازه متولد شده  زنبور عسل  ,  بٍچَه (BECHA) و در جاهای  دیگرپٌهره ( POHRA) می گویند . و درحال حاضر اصطلاح بچه درختی بکار برده می شود .

بچه دهی زنبورعسل بسته به دمای هوا و سرسبزی درهرمنطقه فرق می کند . در اطراف خوی و مراکان بعلت گرمی هوا کمی زودتر شروع می شود و در چورس کمی دیر تر.

می شود گفت که بچه دهی طبیعی از خردادشروع می شود و به گفته ی قدیمی ها هر زمان که خوشه جو هر منطقه شروع به سفید شدن می کند( در اصطلاح محلی  شروع رسیدن جو ها را سفید شدن یعنی آغارماق و شروع برسیدن گندم را سرخ شدن یعنی قیزارماق می گویند ). بچه دهی هم شروع می شود .

می دانیم که در گذشته کندو یا خانه ی زنبور به اشکال سبد چوبی و کنده درخت و کوزه ای بود و دقیقا نمی دانیم کندوی جعبه ای  که آقای دادانت آنرا ابداع کرده بود کی به ایران آمده است .   ( بنا به اظهارات آقای حاج تاروردی حسن پور از زنبورداران خوی ؛ اولین کندوی مدرن از کشور روسیه وارد شهر سلماس شد ) .  

اما قبل از شروع بچه گیری ؛  زنبورداران ابتدا باید سبد چوبی را از ترکه ی درخت یورگون و گیویر که هر دو در کناره رود ارس فراوان بود می بافتند   ) به طول حدود ۱۳۰ سانتی متر (  . سپس گل رس را با پهن حیوانات مخلوط کرده و سبد ها را از داخل و بیرون گل اندود می کردند برای اینکه سبدها زودتر خشک شوند اول داخل سبد را تمام کرده به مدت چند روز در معرض نور خورشید قرار می دادند.بعد از خشک شدن داخل؛ بیرون را گل اندود می کردند . بعد از خشک شدن سر سبد را گچ می گرفتند تا هم قشنگ  شود و هم در گچ سوراخی تعبیه می کردند تا زنبوران از آن رفت و آمد کنند ( سوراخ پرواز )  .  گچ امکان می داد که اسم صاحب آن درج شود . همه ی ما لوحه آیه ی شریفه  وان  یکاد را بر روی چوب و یا سنگ دیده ایم  و زنبورداران خوش ذوق   هنگام گچ گیری  این لوحه را در داخل قالب گچی تعبیه می کردند .

بعد از گچ گیری سه عدد چوب به ضخامت یک سانتی متر و طول حدود 30 سانتی متر ( به اندازه قطر کندوی سبدی )  را از قسمت سر سبد و در سی سانتیمتری آن به داخل سبد فرو می کردند و این کاررا به منزله محکم کاری در قسمت محل ذخیره عسل می کردند دو تا از چوبها را از دو جهت مقابل و بصورت ضربدری و چوب سومی را بصورت افقی فرو می کردند بصورتیکه این سه چوب یک مثلث را تشکیل می دادند چوب چهارم که به اندازه حدود 15 سانتی بود به گوشه مقابل سوراخ پرواز فرو برده می شد  و سر دیگر آن آزاد بود  به  وسط این مثلث می رسید که موم بافی از اینجا شروع می شد این کار برای محکم کردن اتکای شانهای عسل به چوبها ا نجام می شد تا هنگام حمل ونقل و هوای گرم نریزند بطوریکه می دانیم ریختن شانها همان وغرق شدن و  مردن زنبوران همان . یک چهارم  از حجم کندوی سبدی در یک طرف چوبها و بقیه در طرف دیگر چوبها  قرار می گرفت و در واقع با این کار کندو به دو قسمت می شد بخش اول را بخش ذخیره عسل زمستانی کندو می گفته اند و حتی این چند تکه چوب را چوب روزی می گفتند ( روزی آغاجی یا چوب ذخیره  ) . چوب چهارم را چوب پسگیره می گفتند . هنوز هم این شیوه  مرسوم  است در کل مزیت این کندو در فرم  ظاهری عسل و زیبایی شان است و طبیعی بودن موم آن و عیب عمده آن  در دسترس نبودن داخل کندو در مقایسه با کندوی جعبه ایاست ( هر وقت بخواهیم می توانیم داخل کندوی جعبه ای  را بررسی و مشاهده کنیم . )

بره گیر یا بهره گیر چیست ؟

وسیله ای که بچه گرفته شده و به یک کندوی جدید انتقال می یافت . امروزه از بره گیر استفاده نمی شود و لی در بعضی انبارهای زنبور داران قدیمی یافت می شود ( اینجانب یک بره گیر را در سال های 65 – 66 به دانشکده کشاورزی دانشگاه شهید چمران اهواز اهدا نموده ام .

 یا بهره گیر تقریبا شبیه خود کندوی سبدی است اما از تخته در ست شده است مثل یک لوله ای  استوانه ای یک متری که قاعده ی  یک  طرف آن کوچکتر از طرف دیگر است . ضمنا دو چوب یک متری ضربدری هم ساخته می شد که در حالیکه یک طرف بره گیرکه به درب سوراخ پرواز خود کندوی مادر  گرفته می شد سمت دیگر آن  بر روی ضربدری قرداده می شد تا وقتی که تمام بچه و کلنی به داخل بره گیر وارد شوند و کار زاییدن تمام شود . بر روی آن تکیه کند .

این روش بچه گیری زمانی است که ما قبل از خروج بچه متوجه شده و و آنرا به بره گیر منتقل کنیم . اما اگر کمی تاخیر داشته باشیم بچه خارج شده و در روی درختان یا بوته ها و اگر چهار تاق ( چار داخ ) می نشیند که باید تا 2 ساعت گرفته شده و به کندوی جدید انتقال داده شود و الا برای همیشه زنبورستان را ترک خواهد کرد .

بعد از اینکه بچه درسبد گرفته شد آنرا به محلی که برای کندو های سبدی در نظر گرفته شده منتقل می کنیم و روی آنرا با خاک می پوشانیم تا خنک بماند .

یکی اززنبورداران مراکان نقل می کرد که ما بعد از گرفتن بچه زنبور به  کندوی سبدی آنرا روی زمین غلت می دهیم تا گیج شده و بهتر در کندو بماند  که البته از نظر ما درست نیست چون ممکن است در این حرکتها ملکه یا دیگر زنبوران آسیب بدنی ببینند .

مسلم است سالی که زنبوران زیاد بچه بدهند عسل کمتری خواهند داشت . در گذشته وقتی کار بچه گیری تمام می شد علاوه بر روی کندو ها به پشت آنها نیز خاک ریخته می شد تا هم در امنیت بمانند ( از دست کسانی که به دنبال عسل بوده اند ) و هم از غارت دیگر زنبوران در امان باشند . و ان خاک تا زمان برداشت می ماند .

در مناطق  خوش آب و هوا  عده ای از اهالی هر کدام تعدادی کندو برای خود نگه می داشتند و وقتی تابستان می شد  همگی در دسته های چند نفری کندوهای خود را به مناطق خنکتر کوچ می دادند . تا گل و گیاه بیشتری را در اختیار زنبوران قرار دهند . و جهت خاطر جمع شدن یک نفر نگهبان استخدام می کردند .

اما وقتی کندو کم بود مثلا ۵ تا ۶   تا . صاحب کندو نمی توانست به خاطر این تعداد محدود کندو برود در پیش آنها بماند و لذا بطوریکه شنیده ایم این فرد شبانه کندو های خود را به کوه مورد نظر حمل می کرده و  کوه را به اندازه تعداد کندو هایش می کند . و خاک آنرا بیرون می ریخت بعد با یک کانال عبور سوراخ پرواز را به بیرون از زمین ارتباط می داد . و خود به محل زندگی اش بر می گشت .

و این کانال به این خاطر بوده که افراد متفرقه متوجه کندو ها نشده و صدذمه ای به آنها نرسانند . و در فصل پاییز به پیش کندو ها برمی گشت و کندو ها را از زیر زمین خارج می کرد . و عسل آنرا بر داشت می کرد . ما شنیده بودیم و یا در رسانه ها خودمان دیده بودیم در بعضی نقاط کندو های کوزه ای یا کنده درختی را از درختها آویزان می کردند تا از آسیب های احتمالی در امان باشد . اما این مورد یعنی مدفون کردن کندو ها در دل کوه برای اولین بار است که توسط اینجانب مطرح می شود . از دوستانی که اطلاعاتی دارند تقاضای روشن شدن مطلب را داریم .

در این بحث  ازیک وسیله نام برده شده ولی توضیحی داده نشده و آن دوواخ ( DOOVAKH) ) است .

دووواخ ازمخلوط  خاکستر ؛  خاک رس و پهن حیوانات درست می شد و دایره ای به اندازه ی  قطر داخلی کندوی سبدی و ضخامت 1 تا 2 سانتیمتر و اما کاربرد آن :

برای اینکه زنبور از ابتدای کندو شروع به موم بافی کند دوواخ در قسمت عقب روزی گذاشته می شدو بعد از قرار دادن دوواخ ؛ بلیم یا پوشال (ساقه نرم برنج )  را در ته کندو با فشار پر می کردند تا زنبوران غارتی صدمه ای به جمعیت و ذخیره عسل آن   وارد نکند  (  . چون بعضی از کلنی ها میانه نشین  می شدند و از وسط سبد کار می کردند و این اشکالی در کار ایجاد می کند.  

و یک وسیله دیگر که معرفی نکرده ایم  کلمه آنا گیر یعنی وسیله ای که ملکه را در آن نگه می داشتند  چون در قدیم روشهای زنده نگه داری ملکه برای مواقع ضروری و معرفی آن به کندوهای یتیم یا بی ملکه ابداع نشده بود  )  می باشد و آن یک کندوی سبدی است در اندازه نصف و یک سوم کندوی معمولی و کاربرد آن :

 هر کندو بسته به مقدارجمعیت و ذات بچه دهی خود ( بعضی از نژادهای زنبور عسل بچه دهی  را زیاد دوست دارند) سه یا چهار و حتی بیشتر بچه می دهد  وقتی کندوی مادر سومین یا چهارمین بچه ی خود را می داد ( بچه سوم و چهارم یک کندو را سوز گک می گفتند و آن یک ملکه و حدود ۲۰۰تا ۵۰۰زنبور معمولی بود  و سوزگک بر روی درخت ی تجمع می کرد  زنبورداران 2 کار انجام می دادند :

1 -  ملکه آن را بر می داشتند تا بقیه جمعیت به کندوی اولی بر گردد .

2- این بچه ی را به یک آنا گیر ( کندوی کوچک انتقال می دادند ) تا زمانی که لازم باشد و مثلا ملکه یک کندو می مرد . این ملکه به جای آن معرفی می شد .  در واقع سوزگک یک هدیه قابلی است که از طرف کندو ها به زنبور دار داده می شود .  

 در حال حاضر وقتی یک کندو بی ملکه می شود . اگر خودش تخم روز نداشته باشد از کندوی دیگر یک قاب یا شان تخم یک روزه به این کندو داده می شود تا خودش ملکه تولید کند  و یا اینکه یک ملکه تازه تولد یافته در قفس معرفی می کنند و بعد از سه روز سوراخ قفس را باز کرده و ملکه را رها می کنند ولی  در صحبت های حضوری با زنبور داران قدیمی و سنتی متوجه شدیم که اگر چه آنها با تخم روز ملکه ( تیو ) آشنا بوده اند ولی  هیچوقت بارای ملکه دار کردن یک کندوی یتیمی از تخم روز یا تیو استفاده نمی کرده اند و وقتی که احساس می کردند که کندو بی ملکه است سر آناگیر می رفتند ویک ملکه و حدود ۲۰۰ تا جمعیت آنرا برداشته به کندوی یتیم می ریختند حال بسته به شانس ممکن بود کندوی یتیم  ملکه قدیم را قبول می کرد یا نمی کرد اگر قبول می کرد شروع به تخم گذاری و افزایش جمعیت و جمع کردن عسل  می نمود و گر نه از هم پاشیده می شد و بعد از مدتی کندو خالی  می شد  .

زنبورداران قدیمی همچنان زمان زادن و بچه دهی کندو را پیش بینی می کردند ( از رنگ و فرم  مومی که تازه بافته شده که رنگ آن از سفیدی به زردی می گرایید) و نیز اگرفعالیت عادی کندو  کند می شد متوجه می شدند که کندو تصمیم به زادن و تعویض ملکه زده است .

اصطلاح اوغار ساخ :  اگر کندو بخواهد بزایید شروع به تولید ملکه جدید می کند و به اصطلاح  جای ملکه درست می کند که اندازه  حجره ملکه چندین برابر  حجره ی یک زنبور کارگر است و داخل این حجره یک تخم روز می گذارد و آنرا با غذای مخصوصی ( ژله روآیال یا غذای شاهانه که غذای مخصوص ملکه است ) تغذیه می کند در صورتیکه غذای نوزاد یا تخم زنبور کارگر شهد و گرده است وقتی کندو  می خواهد بزاید چندین حجره ملکه درست می کند و حال اگر به هر دلیلی تصمیم بگیرد که از زادن منصرف بشود حالت اوغار ساق بوجود می آید در این حالت زنبوران حجره های ملکه را با دست خود  ساخته اند فبل از تولد

خراب می کنند . و لذا عمل بچه دهی نیمه کاره می مند البته خود جمعیت گاهی صدمه می بیند حتی بعضی وقتها از بین می روند .

دلیل اوغارساق شدن یک کندو بد شدن شرایط گل و گیاه و آب و هوا مثل باریدن تگرگ  و خشک سالی می تواند باشد اصطلاح فارسی آنرا نمی دانم اگر دوستان اطلاعاتی داشته باشند ممنون می شویم

*** هر جا که اشکالی در متن باشد با تذکر دوستان اصلاح خواهد شد

 

در آینده نزدیک  عکس های مربوطه در معرض دید دوستان قرار داده خواهد شد .

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/03/19ساعت 10:5  توسط علی سلطان بیگی  |