ریشه ها (۱)
گاه و بیگاه صحبت از این است که اصطلاحات قدیمی منسوخ می شوند و بجای آن اصطلاحات جدید بکار گرفته می شود . مثلا وقتی نان با گاز طبیعی پخت می شود دیگر "کسو- kosav چوب بزرگ به طول دو تا سه متر وقطر پنج سانتی متر " لازم نیست تا با آن چوبها و برگهای تنور بهم زده شوند تا خوب شعله بگیرند و تنور ازبو و دود کردن افتاده و گرمتر شده و برای پخت نان آماده شود و تازه یک خوش ذوقی هم این شعر را برای کسو بسراید :
نیار (نگار) خالا تندیری قالا - کسوی گتور منی قاوالا
می شود تصور نمود که نگار خاله ای بوده و نان می پخته پسری هی از این نان ها کش می رفته و نگار خاله از دست او شاکی شده و چوب کسو را به طرف او بلند می کند تا پسر را از نان ها دور کند . همین مفهوم را در شعر استاد شهریار داریم :
ستاره عمّه نزیک لرى یاپاردى
میرقادر ده ، هر دم بیرین قاپاردى
قاپیپ ، یئیوْب ، دایچاتکین چاپاردى
گوْلمه لیدى اوْنون نزیک قاپپاسى
عمّه مینده ارسینینین شاپپاسى
-----------------------
تا اینجای کار درست است اما این هم به فکر آدم می رسد که نمی شود این اصطلاحات را در ابزار و روابط امروزی جا انداخت؟ این مسئله شامل یک زبان نمی شود بلکه تمامی آنها را در بر می گیرد .
به هر حال بنده یکی تصمیم گرفته ام و از خیلی وقت پیش تا آنجا که از دستم بر آید این اصطلاخات قدیمی را حداقل یاد داشت کنم که به این صورت مثل کلمات شاهنامه فردوسی که در لغت نامه ها موجود است هر چند در حال حاضر از جوشن - شمشیر کلاه خود - استفاده نمی شود در جایی ضبط و حفظ شود . این وسایل و کلمات بخشی از تاریخ و فرهنگ این ملت است . و حفظ آنها ضرورت دارد .
با این مقدمه این مطلب جدید را خدمت دوستان ارایه می نمایم .
مدتی قبل یکی از آشنایان می گفت فلانی تو این حرفها را از کجا می آوری؟ این همه مطلب جمع می کنی باید یک منبعی باید باشد گفتم اول سن بنده از شما بیشتر است و طبیعی است که صحبت ها و حرفهای فراوان شنیده ام . دیگر دوست عزیز از اینترنت و کتابها و بیشتر از دانشگاه سراسری و بدون پول و شهریه ی مردم که استادان آنجا بسیار با تجربه و بدون چشمداشت کار می کنند و مطلب یاد می دهند ( مردمان معمولی خودمان خصوصا پیر مردان و مادر بزرگان چه در چورس و چه در جاهای دیگر وطن )
و سر انجام گفتم : آقا من دیل اوتی ( علف زبان ) خورده ام .
این بار روی دیل اوتی متمرکز شد وسئوال کرد : دیل اوتی دیگر چیست ؟ حقیقت را بخواهید من هم مانده ام . و فقط می دانم یک نوع علفی است که زبان آدم را باز کرده و حراف می کند .
و بعد به اینترنت مراجعه نمودم که نوشته بود دیل اوتی یعنی شربت گل گاو زبان ( گیاه دارویی سیغیر دیلی ) و سیغیر یعنی گاو –
سیغیر را از آنجا گاو می گویم که بین مردم هر کاری که از لحاظ زمانی طول بکشد و به تاخیر افتد می گویند آقا سغیر اتی شد ( ظاهرا باید گوشت گاو باید دیر پز باشد ) سیغیر اتی دیر می پزد
اما بر خلاف از مفهوم افتادن بعضی کلمات و اسامی ، همچنان ضرب المثلها خود را با مردم وفق می دهند . هرچند که یک عده آنها را درست و عده ای آنها را در زندگی خود دخیل نمی دانند . مثلا
در اشعار زیر سعدی همخانگی مار و گنج را ممکن می داند :
گل به تاراج رفت و خار بماند گنج برداشتند و مار بماند (سعدی )
عاقل نکند شکایت از درد
مادام که هست امید درمان
بی مار به سر نمی رود گنج
بی خار نمی دمد گلستان
(سعدی )
و شعر زیر که به این گنجها اعتباری قایل نیست و به رابطه ی مار با آن یا توجهی ندارد و یا اعتقادی ندارد :
بیر غلط سؤزدور کی دئیرلر گنج اوْلور ویرانه ده
گنج یوخ ، ویرانه چوخ ، ویرانه لردن کوسموشم
(حکیم ابوالقاسم نباتی شاعر عارف روستای اوشتبین )
همانطور که گفته شد رابطه ی مار و گنج هنوز روشن نشده است . خلاصه کش ندهیم حال جواب این دوستمان را می خواهم به کمک یک نفر توضیح دهم :
همین دیروز با پیر مردی به نام مشهدی عسگر عمو از اهالی آشستان اسکو و مقیم تبریز با هم کار کشاورزی می و از او این مطالب را گرفتم :
چایر می گوید هفت سال در لانه ی کلاغ ماندم بعد بر روی خاک افتادم و سبز شدم ( چایر علفی است هرز و مزاحم کار کشاورزان و بسیار جان سخت و در مقابل بی آبی و خشکی مقاوم است و اگر خشک هم شود به محض اینکه اندکی رطوبت که به آن می رسد سبز می شود .
و وقتی رسیدیم به زمینی که سنگلاخی بود کار می کردیم (با بیل شخم می زدیم و به اصطلاح تپ چئور می کردیم ) چنین گفت : اگر این سنگها را جمع نکنی دراین قسمت فقط قره آغاج سبز می شود و بنده بعد از سالها دو هزاری ام افتاد که باید اسم قره آغاج بخاطر سازش این درخت با شرایط سخت زمینهای سنگی به این درخت گذ اشته شده است و راست هم گفته اند و اوهم راست می گفت که قره آغاج در لابلای سنگهای بزرگ ( جاب ها ) هم رشد می کند .
*** ضرب المثل معروفی داشتیم و بیشتر البته عبارت کنایه ای بود با این مضمون :
سن شتوکین آلتین بیکیدیبسن ( مفهوم تحت لفظی یعنی شما زیر شتوک را محکم کرده ای )
حال شتوک خود چیست ؟ بچه ها را که قنداق می گرفتند پارچه ی آخری قنداق را که کمی هم ضخیم بود به یک پارچه ی نواری یا طناب دور تا دور می بستند و در واقع طناب پیچی می کردن که محکم قرا د گیرد .
حال وقتی دویا چند نفر در یک جا کار می کنند و می خواهند صبحانه شان را بخورند یکی از میان آنها می گوید که هنوز زود است . معلوم می شود که او در خانه یک چیزهایی خورده است که میل ندارد و به اصطلاح ته بندی را نموده است و دیگران متوجه می شوند و این عبارت کنایه ای را برایش خرج می کنند . این است که به نظرم می رسد باید یک فرهنگ لغت برای این مطالب درست و تنظیم شود . دوستان اگر قصد همکاری دارند منت می کشیم
و این یک نمونه از طنز که تضمینی از حافظ استو در حال فراموشی است :
در گذشته در یک نوشته (با عنوان : دو دانش آموز مدرسه ی مولوی ) ، نمونه ای از تاثیر گیری از یک شعر و مطلب را داشتیم که یک بار دیگر آن را ذکر می کنیم :
دنیا نیرزد آنکه پریشان کنی دلی فکر ائیله گئور که کاووس کی هانی ؟
اصل این شعر را به شرح ذیل از منابع گرفتم :
دنیا نیرزد آنکه پریشان کنی دلی زنهار بد مکن که نکردست عاقلی
این پنج روزه مهلت ایام آدمی آزار مردمان نکند جز مغفلی
(سعدی )
با یاد آوری تضمین بالایی این طنز را هم ملاحظه بفرمایید :
روزی پدر و پسری در میانه ی راه یک مسافرت گرسنه می شوند و چون توشه ای نداشته اند به ناچار از چوپانی در خواست غذا می کنند .
چوپان که فردی خیر و مهمان نواز بود با گشاده رویی و اکرام آنها را قبول می کند و زود از گوسفندهایش شیر می دوشد و روی اجاق گذاشته و غذا را سر سفره می آورد .
پدر مهمان از روی گرسنگی زیاد و شاید رندی فکرمی کند که چوپان چیزی نمی داند و می توان سهم اورا خورد و با سروده ی زیر منظور خودش را به پسرش می رساند :
الا ایها ساقی الشوربا ادرکا چورک دوغرا
اگیل گیرسین ، دوزل چیخسین سن ایشین فندینی بیل ها ***
ولی چوپان که زرنگ بود چنین جواب می دهد :
یاپیش جامین قراغیندان ظرافتیانه بیر هورت ایت ****
گورئن دئسین چوبان آیران ایچمکده کاملها
***- بطور طبیعی وقتی یک نفر غذا می خورد با حرکت قاشق به سمت او بطور غیر عمد سراو هم به طرف قاشق جلو می رود ومختصرا خم می شود نا زودتر به قاشق برسد . همچنین وقتی می خواهیم قاشق را از دهان بیرون بیاوریم باز بطور غیر ارادی سر مان عقب کشیده شده و از قاشق که در حال دور شدن از دهان است فاصله می گیرد .
**** - ظرافتیانه : در ترکی شوخی را ظرافت می گویند و چو بان می خواسته با بهانه شوخی کاسه شیر را سر گشیده و از دست میزبان خارح کند
به هر حال اگر فرصتی باشد که در کلاس این دانشگاهها ( پای صحبت این پیرمردان شیرین سخن ) به نشینم و مطالب را از زیر زبان آنها بیرون بکشیم .