X
تبلیغات
چایپارا (چورس)

چایپارا (چورس)

ریشه ها (6) یا ضرب المثل هایی که در حال فراموشی هستد

اصولا ضرب المثلها برای تسهیل در انتقال منظور بکاربرده می شوند مثل های زیر  در چورس هم بکار گرفته می شوند : 

گوی کئییب قارا باغلیوب

 اگر آسمان زیاد تیره و ابری باشد و یا به نحوی شدت و طول زمان بارندگی زیاد باشد و این موضوع شخصی را به زحمت بیندازد این مثل معروف گفته می شود : گوی کئییب قارا باغلیوب  یعنی آسمان لباس آبی پوشیده و دستمال سیاهی هم به سرش بسته است .

خانعلی قویان آغیز :

وقتی شما در حال آبیاری باغ یا مزرعه ای هستید آ ب را از مدخل جالیز یا جوی به پی درختان یا بوته ها هدایت می کنید این محل ورودی آب را آغیز می گویند یا مثلا دهنه

با این توضیح شرح این ضرب المثل آسانتر می شود که قتی کاری ر به دیگر می سژارید و بعد از بر گشتن موجه می شوید که او کاری انجام نداده است می گویید آب در همانجایی است که خانعلی گذاشته بود یعنی شما هیچ کار ی انجام نداده اید  .

اما این مثل را در ورزقان شنیده ام ک دوه چوپانی

معلوم است که چوپانی گوسفند با چوپانی شتر فرق می کند و چوپانی شتر به مراتب راحت تر است . اصلا کسی که چوانی شتر ها را بر عهده داشته است کاری و مسئولیتی راحی داشته است اما کنایه ی این مثل به کسی است که کار زیادی بلد نیست و کارهای ساده و بی درد سر را ترجیح می دهد .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1392/02/29ساعت 12:52  توسط علی سلطان بیگی  | 

آزردن دوستان جهلست وکفّارت یمین سهل

به قول سعدی :

 " آزردن دوستان جهلست وکفّارت یمین سهل"    

امید است دوستان خرده نگیرند  اندر احوالات ما که آخرش به گلستان می کشد

 مدتی بود که در وب آقای جعفر زاده مطلبی جدید دیده نمی شد وبرای دوستانش سخت . تا اینکه متوجه شدیم به سوگ عزیزعزیزان (والده ی محترمه شان ) نشسته اند که باردیگر برای مادرشان رحمت ومغفرت الهی را خواهانیم .

اما این غیبت ، هرچند که موضوعی متفاوت از واقعه ی دیباچه ی گلستان سعدی بود اما تاثیرخود را درذهن بنده گذاشته بود و عبارت " صمٌّ بکمٌ " را برایم تداعی می کرد  :

--------------------------------------------------------------------

بخشی از دیباچه ی سعدی:

بعد از تأمل این معنی مصلحت چنان دیدم که در نشیمن عزلت نشینم و دامن صحبت فراهم چینم و دفتراز گفت های پریشان بشویم و من بعد پریشان نگویم

زبان بریده بکنجی نشسته صمٌّ بکمٌ

 به از کسی که نباشد زبانش اندر حکم

تا یکی از دوستان که در کجاوه انیس من بود و در حجره جلیس برسم قدیم از در در آمد چندانکه نشاط ملاعبت کرد و بساط مداعبت گسترده جوابش نگفتم و سر از زانوی تعبّد بر نگرفتم رنجیده نگه کرد و گفت

کنونت که امکان گفتار هست

بگو ای برادر به لطف و خوشی

که فردا چو پیک اجل در رسید

به حکم ضرورت زبان در کشی

کسی از متعلقان منش بر حسب واقعه مطلع گردانید که فلان عزم کرده است و نیت جزم که بقیت عمر معتکف نشیند و خاموشی گزیند تو نیز اگر توانی سر خویش گیر و راه مجانبت پیش گفتا به عزت عظیم و صحبت قدیم که دم بر نیارم قدم بر ندارم مگر آنگه که سخن گفته شود به عادت مألوف و طریق معروف که آزردن دوستان جهلست وکفّارت یمین سهل و خلاف راه صوابست و نقص رای اولوالالباب ذوالفقار علی در نیام و زبان سعدی در کام

زبان در دهان ای خردمند چیست

کلید در گنج صاحب هنر

چو در بسته باشد چه داند کسی

که جوهر فروشست یا پیله ور

اگر چه پیش خردمند خامشی ادبست

به وقت مصلحت آن به که در سخن کوشی

دو چیز طیره عقلست دم فروبستن

به وقت گفتن و گفتن به وقت خاموشی

فی الجمله زبان از مکالمه او در کشیدن قوّت نداشتم و روی از محاوره او گردانیدن مروّت ندانستم که یار موافق بود و ارادت صادق

چو جنگ آوری با کسی برستیز

که از وی گزیرت بود یا گریز

به حکم ضرورت سخن گفتم و تفرج کنان بیرون رفتیم در فصل ربیع که صولت برد آرمیده بود و ایام دولت ورد رسیده

پیراهن برگ بر درختان

چون جامه عید نیکبختان

اول اردیبهشت ماه جلالی

بلبل گوینده بر منابر قضبان

بر گل سرخ از نم اوفتاده لآلی

همچو عرق بر عذار شاهد غضبان

شب را به بوستان با یکی از دوستان اتفاق مبیت افتاد موضعی خوش و خرّم و درختان درهم گفتی که خرده مینا بر خاکش ریخته و عقد ثریااز تاکش آویخته

روضةٌ ماءُ نهرِها سَلسال

دوحةٌ سَجعُ طیرِها موزون

آن پُر از لالها رنگارنگ

وین پر از میوه های گوناگون

باد در سایه درختانش

گسترانید فرش بوقلمون

بامدادان که خاطر باز آمدن بر رای نشستن غالب آمد دیدمش دامنی گل و ریحان و سنبل و ضیمران فراهم آورده و رغبت شهر کرده گفتم گل بستان را چنانکه دانی بقایی و عهد گلستان را وفایی نباشد و حکما گفته اند هر چه نپاید دلبستگی را نشاید گفتا طریق چیست گفتم برای نزهتناظران و فسحت حاضران کتاب گلستان توانم تصنیف کردن که باد خزان را بر ورق او دست تطاول نباشد و گردش زمان عیش ربیعش را بطیش خریف مبدل نکند

بچه کار آیدت ز گل طبقی

از گلستان من ببر ورقی

گل همین پنج روز و شش باشد

وین گلستان همیشه خوش باشد

حالی که من این بگفتم دامن گل بریخت و در دامنم آویخت که الکریم اذا وعدَ وفا فصلی در همان روز اتفاق بیاض افتاد درحسن معاشرت و آداب محاورت در لباسی که متکلمان را به کار آید مترسّلان را بلاغت بیفزاید فی الجمله هنوز از گل بستان بقیّتی موجود بود که کتاب گلستان تمام شد والی ..................

------------------------------------------------

به هر حال استاد جعفر زاده دلایل دیگری هم بربی میلی خود شمرده بودند. اما با خواهشی که بنده داشتم از سر لطف و دوستی  قرار بر ادامه ی فعالیت در وب را گذاشته اند و حال شما خوانندگان محترم بخوانید و بفرمایید که این غیبت استاد جعفر زاده شبیه به "نشیمن عزلت " و ادامه ی کارش روش  سعدی نیست  که فرمود ه است آزردن دوستان شدنی است اما کفارت یمین را می توان بجای آن برگزید .

قضاوت با شما خوانندگان و دوستان نکته دان است .  

-----------------------------

اما مطلب دوم با استاد جعفر زاده :

استاد عزیز بنده از رمز و رموز، حروفات و کلمات شاعران چیزی بارم نیست می دانید که منظورم عنوان وب شما  یعنی "تابوت عشق " است اما بطور ساده باورم این است که عشق مردنی نیست  و فکر می کنم عاشق می میرد اما عشق پایدار است  و حال باز نمی دانم که عشقی که پایدار است مگر می گذارد عاشقش بمیرد . این است که ............ بقیه اش با آقای جعفر زاده . والسلام

 

+ نوشته شده در  شنبه 1392/02/28ساعت 0:43  توسط علی سلطان بیگی  | 

دو داستان از سعدی

آورده اند که فقیهی دختری داشت به غایت زشت به جای زنان رسیده و با وجود جهاز و نعمت کسی در مناکحت او رغبت نمینمود

زشت باشد دیبقى و دیبا

که بود بر عروس نازیبا

فی الجمله بحکم ضرورت عقد نکاحش با ضریری ببستند. آورده اند که حکیمی در آن تاریخ از سر اندیب آمده بود که دیده نابینا روشن همی‌کرد فقیه را گفتند داماد را چرا علاج نکنی گفت ترسم که بینا شود و دخترم را طلاق دهد شوی زن زشت روی، نابینا به.

یکی را از برزگان بادی مخالف در شکم پیچیدن گرفت و طاقت ضبط آن نداشت و بی اختیار از او صادر شد گفت ای دوستان مرا در آنچه کردم اختیاری نبود و بزهی بر من ننوشتند و راحتی به وجود من رسید شما هم به کرم معذور دارید.

شکم زندان باد ست ای خردمند

ندارد هیچ عاقل باد در بند

چو باد اندر شکم پیچد فرو هل

که باد اندر شکم بارست بر دل

+ نوشته شده در  دوشنبه 1392/02/23ساعت 10:56  توسط علی سلطان بیگی  | 

ریشه ها (5)

بنام خداوند  جان و خر د

ریشه ها (5)

همانطور که می دانید هدف این بخش گشت و گذار در ریشه هااست ضرب المثل هایی که شاید در کتاب ضرب المثل ها نباشد و شاید هم هست و ما ندانیم . ضرب المثل هایی که خیلی کمتر استفاده می شود و دارند به سمت فراموشی می روند

 ضرب المثل اول :  

کیشی نین  نفسکی بستان اکر --- عورتین نفسکی سمنو پیشیرر

مردی که نفسک ( کسی که میل شدید به نوعی از مواد غذایی یا شیرینی و میوه ها دارد و معادل آن در فارسی شاید مرد دله یا شکمو باشد )  است در پیشه و شغل کاشتن خربزه و هندوانه و صیفی جات  را انتخاب می کند . و خانمی که این خصوصیات را داشته باشد میلش به پختن سمنو است .

ضرب المثل دوم :

این ضرب المثل را بنده قبلا در یک جا یی  بکار برده ام و معنی آن کمی سخت است

آق ایتین پامبوقچی یا  صدمه سی وار

 قالب  و ظاهر حالت یا شخصی  را گرفتن و دیگرا را گول زدن باید باشد(مصداق این عبرت از داستان جدال سعدی با مدعی در بیان توانگری و درویشی - باب هفتم گلستان یکی در صورت درنه بر صفت ایشان ایشان  .

 چون  در قدیم الایام که پنبه می کاشتند و در انحصار دولت هم بود  . صدمه سگ برای پنبه کار  وکشاورز بیشتر از حیوانات دیگر بود خصوصا سگی که به رنگ سفید باشد وشاید می رفت داخل پنبه ها و اسباب زحمت کشاورز را فراهم می کرد .

 

کلمه ی سوم اومماخ  است

از قدیمها رسم است وقتی غذایی پخته می شود و بوی آن به همه جا می پیچد . سعی می کنند که از آن لقمه ای به افراد دور و بر داده شود تا مشکلی پیش نیاید . معادل فارسی آن را نمی  دانم

مثلا بچه ها و خانمهای بار دار و یر ده در این مورد حساستر هستند . 

و مثلی دیگر :

ایلان ووران یاتدی من یاتمادیم

به این معنی کسی که بخاطر خستگی یا بیماری یا از پریشانی فکر. شب ناراحت بوده و نتوانسته بخوابد

 و : ایپیم قیریلدی

و : قوللوق ایله مق  یعنی خدمت کردن

اللهین قولی یعی بنده ی خدا و آفریننده خدا ی بزرگ

و اما این که غلمان با این قول چه رابطه ا ی دارد با شما

گفته ایم که مردی به نام حسین  در چورس قدیم وقتی کار مهمی انجام می داد می گفت به  من  بگویید غلمان حسین

 

***در بخش بعدی یکی از خاطره های مدرسه ی مولو ی را نقل خواهیم کرد اما با باز کردن فضا برای طرح آن داستانی از سعدی را خواهیم آورد .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1392/02/23ساعت 9:7  توسط علی سلطان بیگی  | 

ریشه ها (4)

ریشه ها (4)

سه اصطلاح داریم که اگر از دوستان لطف کنند و از آنها رمز گشایی نمایند ممنون خواهم شد .

در این سلسله بحث ها  یا گود ریشه ها  بنده اطلاعات یا استنتاج های فردی را یادداشت می نمایم ونیز معادل های فارسی آن را در دیگر مناطق می آورم .

 حال اطلاعات و نظرات بیشتر با شما خوانندگان محترم .

این ریشه ها بیشتر اصطلاحات قدیمی  در چورس و منطقه می باشند که در حال حاضر دارد فراموش می شود .

جمله اول : کهلیکی آزیب

– برای شخصی است که به علم و یقین پرخطروعواقب داشتن  انجام کاری را می داند ولی باز این کار را ادامه می دهد واین خطر را به چشم می گیرد وعواقب آن را می پذیرد .

جمله دوم : ایندی کهلیک لر توکولرگلر سنین سسن قلولاق آسماغا

- این جمله ُ - جمله ی کنایه ای که برای شخصی که صدای موزون ندارد.  ولی با آوازش اطرافیان را آزار می دهد یعنی کهلیک که خود صدای زیبایی دارد می آید به صدای او که خوش هم نیست گوش می دهد. درگلستان معادل آن هست ودرادامه خواهد آمد .

(گفتی نعیب غراب البین در پرده الحان اوست یا آیت اِنَّ انکر الاصوات لصوت الحمیر در شأن او.گلستان در باب فواید خاموشی) - هر چند در روح ضرب المثل کنایه ای ترکی ما لطافت بیشتری موجود است و ملایم تر است و در واقع فلفل گفته ی سعدی کمی تندتر است .

جمله سوم : قوشی دوه آلماق

جمله سوم (قوشی دوه آلماق )- هرچه فکر کردم به جایی نرسید . ولی فکر می کنم برای شخصی به کارگرفته می شود که یک مورد یا یک چیزی که او به آن علاقه  یا دلبستگی داشته است ولی خارج از دسترس او است به یادش بیفتد و بهانه گیری کند .شاید معادل "فیلش یاد هندوستان کرده باشد "در فارسی باشد مثلا بچه ای که مادرش پیشش نیست این بچه گاهی با چیزی سر گرم می شود ولی یک دفعه مادر یادش می آید و کسان او طوری که خود کودک نفهمد  به اطرافیان می فهمانند  که بچه مادرش یادش آمده و دارد شلتاق او را می کند .

و اما ضرب المثلی دیگر : اکین اک پشیمان اول

یعنی کسی که زراعت کند پشیمان نمی شود .

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1392/02/12ساعت 18:31  توسط علی سلطان بیگی  | 

در گذشت یکی دیگر از دانش آموزان مدرسه ی مولوی چورس

 

انا لله و انا اليه راجعون

با کمال تاسف، باخبر شدیم آقای حاج محمد طالبی نیا از دانش آموختگان مدرسه ی مولوی چورس ، در سانحه رانندگی به دیار باقی کوچ کردند . فوت ایشان را به خانواده محترم و دیگر همکلاسان او در مدرسه ی مولوی تسلیت عرض می نماییم  و از خدای  بزرگ  برای ایشان طلب  مغفرت و  بازماندگان آن مرحوم صبر و موفقیت آرزو می کنیم .  

لازم به ذکر است مرحوم حاج محمد طالبی نیا  در طول زندگی پر برکت خویش فردی عالم و عامل و پیشقدم در امور خیر بوده و علاوه بر آن ،  فرزندانی مثل جاج رضا ،خاج اکبر آقا و   حجت الاسلام سعید طالبی نیا را پرورده اند  که در حال حاضر در عرصه های دین - فرهنگ و هنر کشورمان  تلاش می نمایند . 

                                                      

۲۵-۱-۹۲ از طرف دانش آموختگان مدرسه ی مولوی چورس -   وب چایپارا     

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1392/01/29ساعت 11:37  توسط علی سلطان بیگی  | 

بعد از بارندگی های اخیر خبر های زیر مناسب به نظر می رسند ( نقل از وب گیاهان دارویی )

همانطور که گفته اند هر کاری فوت و فنی دارد و حتی  چیدن گیاهان دارویی فوت های بیشتری می خواهد .  

قبل از پرداختن به اصل خبر و تأکید بر این نکته که در متن خبر نیز به آثار زیانبار برداشت بی رویه و خارج از کنترل گیاهان دارویی و مرتعی اشاره شده است، لازم است خوانندگان خبر نیز در ارتباطات اجتماعی و روزمره خود تأثیر مخرب برداشت گیاهان از زیستگاه طبیعی خود را ترویج نمایند.

ارومیه - خبرگزاری مهر: بر اساس یک سنت دیرینه مردم آذربایجان غربی به خصوص ارومیه با فرا رسیدن فصل بهار به مصرف انواع گیاهان خوراکی کوهی که طعم و عطری ویژه در کنار خاصیت دارویی دارند، روی می آورند.
 گزارش خبرنگار مهر، یلمیک، شنگ، بولاغ اوتی، مندی، کهلیک اوتی، گندله، نعناع و جعفری کوهی، ریواس، کنگر، اسفناج وحشی، گل گاوزبان، قاریاغی، پونه و قارچ کوهی تنها تعدادی از جمع کثیر گیاهان خوراکی است که با آمدن بهار به سفرهای مردم آذربایجان غربی رنگ و بوی دیگری می بخشند.

گروهی از مردم این دیار گیاهان کوهی را در بهار جایگزین مواد پروتئینی و علاوه بر تامین بخشی از مواد غذایی مورد نیاز اعتقاد خاصی به خاصیت دارویی این گیاهان دارند.

همچنین برداشت گیاهان دارویی و کوهی منبع درآمد مناسبی برای روستائیان ازن منطقه است، در این فصل سال گروه هایی از خانواده‌ها در کوهپایه‌ ها و دشتهای مناطق مختلف آذربایجان غربی با جمع آوری و عرضه این گیاهان به بازار منبع درآمد خوبی برای خود دست و پا می کنند.

هر چند آمار دقیقی از میزان برداشت گیاهان خوراکی در این استان وجود ندارد، اما هرساله به هنگام فصل بهار هزاران کیلوگرم از انواع گیاهان خوراکی استان وارد بازار محلی و استان‌های همجوار می ‌شود.

خطر آسیب و انقراض گیاهان خوراکی و هشدار مسئولان

با ورود به فصل بهار و رشد جمع ‌آوری گیاهان وحشی، مسئولان و کارشناسان منابع طبیعی و حفاظت محیط زیست نیز، نگرانی خود را از خطر تخریب طبیعت اعلام می‌دارند و خواستار حفاظت از منابع طبیعی و دقت در جمع‌آوری گیاهان می شوند.

به گفته آنان، همه ساله با گسیل مردم به دامن طبیعت و جمع‌آوری انواع گیاهان خودرو و حتی کمیاب با هدف کسب سود، محیط زیست دچار لطمه‌ها و خسارت جبران ناپذیری می‌شود.

بر اساس اعلام کارشناسان هم اکنون به دلیل چیدن گیاهان قبل از گل دهی برای تامین معاش روستائیان و خوراک، گیاهان زرابی، ریزک، تره ‌کوهی و موسیر روی خط انقراض قرار گرفته ‌اند.

حفظ و نگهداری این نوع گیاهان بر عهده عموم مردم است و نباید آنان تنها به فکر به‌ دست آوردن درآمد از راه بوته‌ کنی یا ریشه ‌کنی باشند، چرا که رشد و تکثیر این‌گونه گیاهی به کندی صورت می‌گیرد و عوامل طبیعی و برداشت‌های بی‌رویه از عوامل حیات گیاهان است.

 آموزش صحیح درباره چگونه و چه وقت چیدن گیاهان بهترین راه جلوگیری از انقراض این قبیل گیاهان است.

فرسایش خاک، آلودگی محیط‌ زیست و به‌ هم خوردن تعادل زنجیره غذایی برخی از پیامدهای جبران ‌ناپذیر از بین رفتن پوشش گیاهی است، هر گیاه اطلاعات ژنتیک بسیاری را به همراه دارد که می‌تواند پشتوانه ارزشمندی برای توسعه پایدار محیط‌ زیست باشد.

تاکنون حداکثر 700 و حداقل 460 گونه گیاهی دارویی از جمله کاسنی، شب بو و انعناع، بولاغ اوتی،ختمی، چوبان کبریتی، بادرنجبویه، شیرین بیان، ثعلب، مرزه، اله گز، نسترن، موسیر، گندله، داغ جعفری سی، داغ قارپیزی، دوه دابانی، مندی، قوش اوزومی، داغ سقزی، یمیشان، چریش، هویچ وحشی، غازیاغی، یارپیز، کنگر، شوید، کهلیک اوتی و اوشقون در آذربایجان غربی شناسایی شده و استان از لحاظ تنوع گیاهان دارویی رتبه نخست کشور را به خود اختصاص داده است.

بیش از نیمی از گونه های گیاهی موجود در آذربایحان غربی خاصیت دارویی دارند و در حال حاضر به صورت سنی از حدود 150 نوع استفاده می شود، از میان انواع گیاهان دارویی موجود 42 نوع گیاه دارویی در آذربایجان غربی کشت می شود.

آذربایجان غربی با بیش از 37هزار کیلومتر مربع وسعت و برخورداری از آب وهوا و بارش‌های مناسب یکی‌از مهمترین رویشگاه‌های انواع مختلف گیاهان وحشی در کشور به شمار می‌رود.

منبع: خبرگزاری مهر

با تشکر از شبکه خبری آموزشی گیاهان دارویی

+ نوشته شده در  2013/4/13ساعت 18:18  توسط امیر سلطان بیگی AMIR
 
دانشمندان شیوه ای ابداع کرده اند که بنا بر ادعای آنها می توان از گیاهان زراعی طلا کشت و برداشت کرد.

به گزارش خبرگزاری مهر، این شیوه طلا یابی که "فیتوماینینگ" نام دارد از گیاهان برای استخراج ذرات این فلز از خاک استفاده می کند.

برخی از گیاهان توانایی طبیعی برای گرفتن فلزاتی مانند نیکل، کادمیوم و روی را از طریق ریشه ها و تغلیظ آنها در برگ و جوانه ها را دارند.

سالیان سال دانشمندان استفاده از چنین گیاهانی را موسوم به انباشته گرها برای از بین بردن آلودگی ها مورد بررسی قرار داده بودند. با این حال هیچ انباشته گری برای طلا وجود ندارد چرا که طلا به آسانی در آب حل نمی شود از این رو گیاهان هیچ راه طبیعی برای گرفتن این ذرات از طریق ریشه هایشان ندارند.

"کریس آندرسون" زمین شیمی دان زیست محیطی و کارشناس فیتوماینینگ دانشگاه ماسی در نیوزیلند گفت: تحت شرایط شیمیایی خاص، می توان خاصیت حلالیت را برای طلا ایجاد کرد.

15 سال پیش اندرسون نخست نشان داد که گیاه خردل می تواند طلا را از خاک شیمیایی حاوی ذارت طلا، جذب کند. این شیوه شامل یافتن گیاه دارای رشد سریع با توده برگ زیاد مانند خردل، آفتاب گردان و تنباکو است.

وقتی که محصول به بالاترین ارتفاع خود می رسد، خاک با یک ماده شیمیایی که امکان حل شدن طلا را فراهم می کند، تغذیه می شود. وقتی که این گیاه عرق می کند آب به بالا کشیده و از طریق منافذ کوچکی بر روی برگهایش خارج می شود این روند می تواند آب طلا را از خاک بیرون بکشد و آن را در زیست توده انباشته کند و سپس قابل برداشت باشد.

به گفته اندرسون، وارد کردن طلا به گیاه، بخش ساده و خارج کردن طلا از آن بخش دشوار کار محسوب می شود. طلا در ماده گیاه رفتار متفاوتی دارد. اگر گیاهان سوزانده شوند برخی از این طلا  به خاکستر گیاه متصل باقی خواهد ماند اما برخی دیگر ناپدید می شوند. پردازش خاکستر دشواری هایی دارد و نیازمند استفاده از میزان زیادی اسیدهای قوی است که می توانند برای انتقال طلا مضر و خطرناک باشند.

طلای یافته شده در گیاهان به شکل نانوذرات است از این رو قابلیت زیادی برای صنعت شیمی دارد که از نانوذارت طلا به عنوان کاتالیستی برای واکنش های شیمیایی استفاده می کنند. با این حال اندرسون تاکید دارد فیتوماینینگ طلا هرگز نخواهد توانست جای معدن کاوی طلا را بگیرد.
+ نوشته شده در  2013/4/15ساعت 13:2  توسط امیر سلطان بیگی AMIR SOLTANBEIGI |  نظر بدهید
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1392/01/29ساعت 8:17  توسط علی سلطان بیگی  | 

ریشه ها (3)

سیر در میان ضرب المثل ها آن چنانکه اول می نمود چندان هم آسان نیست . گاهی ضرب المثلی داریم که بر روی ضرب المثل اولی  خط می کشد و گاهی از آن تبعیت کرده و مهر تاییدی بر آن می زند . مثال آن را قبلا در حرفهای سعدی و حکیم نباتی دیده ایم .

اما در حال حاضر به فکر فتادم که آیا برای این ضرب المثل فارسی سطر بعدی  معادل ترکی یافت می شود ؟ :

"جهاندیده بسیار گوید دروغ "

این ضرب المثل را مرحوم ریاحی در کتاب تاریخ خوی نیز به کار گرفته است . و او در تحلیل وضعیت آذربایجان و دولت عثمانی و مطالب نوشته شده توسط اولیا چلبی به این باور نزدیک شده است که اولیا چلبی یا به ایران نیامده است یا دروغ نوشته است و بنده اضافه می نمایم شاید کسی بعدها مطالب او را تغییر داده است .

البته نباید فراموش کنیم که این طرف قضیه هم هست که وقتی ما خودمان زیاد به سفر نرفته ایم  وقتی کسی از ندیده های ما صحبت می کند باور آن برایمان سخت است و آن را دروغ فرض می کنیم . ناصر خسرو را همه می شناسیم  .  دلیلی ندارد که این مرد حکیم  خلاف دیده هایش حرف بزند .

اغلب ما  هندوانه ی رسیده را در تابستان دیده ایم و هر وقت صحبت هندوانه می آید گرمای تابستان را هم به خاطر می آوریم اما در حال حاضر  در تمام روز هاو ماههای سال هندوانه موجود است اگر ما به سفر نامه ناصر خسرو دقت کنیم او در مصر ادعا می کند که میوه های چهار فصل را در بازار ( در یک روز ) با چشم خود دیده و کمی باورش نشده و حتی لحن کلامش طوری است خود نیز انتظار دارد که شنونده باور نکند .

----------------------------------

این ضرب المثل از دو بیت یک حکایت سعدی در گلستان بر آمده است که عین داستان در ادامه خواهد آمد

غریبی  گرت  ماست  پیش آورد        دو پیمانه آب است و یک چمچه دوغ

اگر راست می خواهی از من شنو       جهاندیده   بسیار  گوید    دروغ 

حکایت  سعدی از باب اول :

شیادی گيسوان بافت يعنی علويست و با قافله حجاز به شهری در آمد که از حج همی آيم و قصيده ای پيش ملک برد که من گفته ام . نعمت بسيارش فرمود و اکرام کرد تا يکی از نديمان حضرت پادشاه که در آن سال از سفر دريا آمده بود گفت : من او را عيد اضحی در بصره ديدم . معلوم شد که حاجی نيست. ديگری گفتا : پدرش نصرانی بود در ملطيه پس او شريف چگونه صورت بندد. ؟ و شعرش را به ديوان انوری دريافتند. ملک فرمود تا بزنندش و نفی کنند تا چندين دروغ درهم چرا گفت . گفت : ای خداوند روی زمين يک سخنت ديگر در خدمت بگويم اگر راست نباشد به هر عقوبت که فرمايی سزاوارم . گفت : بگو تا آن چيست. گفت :

غريبى گرت ماست پيش آورد

دو پيمانه آبست و يك چمچه دوغ

اگر راست مى خواهى از من شنو

جهان ديده ، بسيار گويد دروغ

ملک را خنده گرفت و گفت : ازين راست ترسخن تا عمر او بوده باشد نگفته است. فرمود تا آنچه مامول اوست مهيا دارند و بخوشی برود.

 

----------------------------

و با آرزوی سلامتی برای خوانندگان محترم ُ اما ضرب المثلی هم در زبان ترکی داریم که باز نمی دانم معادل فارسی دارد یا نه ؟ و آن به شرح ذیل است :

 

اورگی (ئورگی )  یانان باش ساغلیقی وئرر

ترجمه : کسی به ما دلسوزی می کند ودلداری می دهد که دلش به حال ما بسوزد و البته تا ضرب المثل بعدی نیامده ( اشک تمساح )   که خود ناقض  ضرب المثل مایعنی اورگی .....است  - از خدمتتان خداحافظی می نماییم . امید است  که نظرات خود را نوشته و ما را در پیچ و خم این مثلها سرگردان نگذارید .

*** یکی از دوستان جوابی برای این مطلب ارسال نموده بود ( آقای م.م) و آن در مورد کتاب تاریخ خوی مرحوم  دکتر ریاحی بود . البته در این خصوص استادان فن و کسانیکه در تطبیق تاریخ کار کرده اند صاحب نظرند . بنده آنقدر به عمق نرفته ام .  تا آنجا که در مطالب ایشان وارد شده ام به جز صداقت ندیده ام یکی در مورد همین مرکز بودن چورس در برهه ای از زمان  است مثلا  سندی ملکی  از روستای کالاوانس آورده که چورس را مهمتر از خوی نشان می دهد در صورتیکه در کتاب تاریخ  یکی از دوستان در مذاکرات مشروظه - محل مذاکره را قره ضیا نوشته اند حتی اسمی از چورس نیاورده و شما  نامه ی ایشان را به آقای حیدر طاهری چورسی  و زحمات ایشان را در مورد مسجد باستانی چورس ( قیرمیزی مسجد ) مرور کنید. باز منتظر نظرات بعدی از شما  

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1392/01/29ساعت 1:9  توسط علی سلطان بیگی  | 

ریشه ها در داستان های قدیمی ( 2)

هر از چند گاهی مطلبی به ذهن بنده می رسد و می خواهم آن را  با کسب اطلاعات صاحب نظران تکمیل نمایم که اینطوری فرهنگ قدیمی را تا حد توان مکتوب و ماندگار سازیم .لازم به ذکر است مطمئن ترین روش برای حفظ ادبیات وفرهنگ و انتقال آن به نسل آینده ، روش قلمی کردن  آن است  . اما  این فرهنگ و فرهنگ لغات  جمع آوری شده ،در آینده و نسلهای آنها تاثیر خواهد داشت یا نه ،بحث موضوع ما نمی باشد  

فعلا ما اگر بتوانیم نظرات متفاوت و روایت های گوناگون موجود شاعران را در مورد یکی از داستانها مثلا فرهاد و شیرین  را  جمع آوری  و در مقابل   هم قرار دهیم به هدف نزدیک تر شده ایم . در کل این مبحث محور موضوع یک ضرب المثل ترکی به شرح ذیل خواهد بود :

فرهاد اولوب - گلنگی نین سسی گلیر.

اما  دوستان پاسخ دهنده  و نظر دهنده کم هستند و نتیجه گیری  می شود که  فکر بکنم که انگیزه ها برای جمع آوری  این نوع  مطالب و بررسی و تحقیق در این نوع موضوعات  کم است  . 

در سرگذشت  شیرین ،  فرهاد و شیرین سروده ها ، داستانها ؛مثالها ،مثلها وترانه های  زیادی در میان فرهنگهای کشورمان وجود دارد   از جمله در اشعار  نظامی -

البته داستان شیرین و فرهاد در منطقه غرب کشور ( کرمانشاه و کردستان و سایر نواحی نزدیک یه آن )روایتهای بیشتری داشته و حتی عمق بیشتری هم دارد . 

 در فرهنگ آذربایجان مثلی رایج است به عبارت ذیل :

فرهاد اولوب - گلنگی نین سسی گلیر.

 ترجمه : فرهاد مرده است و فقط صدای تیشه اش می  آید.

یعنی کار فرهاد تمام است و درش تخته شده است و فقط یک صدای جزیی از او مانده است که این مثل را پیر مردان یا زنانی که از دوران و گذر آن ناراضی هستند و به قول معروف عصایشان از دستشان افتاده است (آغاجیم الیمدن دوشوب ) و شاید آن اقتدار گذشته را ندارند و شایدی دیگر اینکه تازه به عرصه رسیده ها   به حرفشان گوش نمی کنند بکار گرفته می شود .  به عبارتی دیگر فرهاد مرده و ما فقط توهم داریم که او زنده است و همچنان در راه رسیدن به هدف ، با تیشه به کندن کوه ادامه می دهد .

بقیه ی مطالب بعدا

+ نوشته شده در  دوشنبه 1392/01/19ساعت 0:0  توسط علی سلطان بیگی  | 

بحث تقسیم آب مازاد بر مصرف از شرب اهالی ایشیق بولاقی چورس پاسخ به نقد های دوستان

"باسلام
آقای سلطان بیگی دوباره این بحث ایشیق بولاغی و تقسیم آب و حقابه ازایشیق بولاغی را باز نموده اید . نمی دانم غرض از این بحث های طولانی و معنی دار چیست؟
به اندازه ی کافی در این مورد بحث و جدل شده است دیگراین خواب ها را از ذهن تان بیرون بیاورید و برای خودتان فکر دیگری بنمایید که قبلا راه چاره را در نظرات گفته ایم( پمپاژ آب از شهره جو تنها راه چاره است) مردم هیچوقت نخواهند گذاشت آب چشمه دوباره به مزارع برگردد مگر مازاد بر مصرف آن را واسلام ."

این مطلب را یکی از دوستان در بخش نظرات نوشته اند که جواب بنده هم در پایین قید شده است .
فقط دوستمان مسئله را شخصی کرده است بنده در مورد تقسیم آب آقچای و ایشیق بولاقی حداقل صد صفحه مطلب نوشته یا جمع آوری کرده ام . اگر بخواهیم وارد مقوله ی ایشان گردیم به نظرم بحث انحرافی خواهد بود . بنده از مطالبی حرف می زنم که قبلا  بوده و یا در حال حاضر ممکن است در ساماندهی آب و یا مسایل دیگرچورس موثر باشد . مسئولان شاید مطلب بنده را خوانده و استفاده کنند یا اصلا به کناری بگذارند .
اما دوست عزیز شما یک نقطه ی ضعف دارید هر کجا بحث ایشیق بولاقی می آید شما کم می آورید و بارها درنظرهای خودتان گفته اید که بحث آن خاتمه پیدا کرده است . مثل اینکه جرمی از ناحیه ی من و شما اتفاقی افتاده و ما سعی در پوشاندن آ ن داریم .
ودیگر اینکه بنده در تصمیمات آنجا هیچ دخالتی را ندارم و هیچ اصراری هم ندارم که  گفته ی من عملی شود  هر چند فکر می کنم با توجه به ماهیت کارم و رشته ی تخصصی ام  بیشتر از شما به این مطالب نزدیکترم  لذا  هر کجا لازم باشد نظرم را می گویم.
ولی حتم دارم که هر چه به صرفه و مصلحت  اهالی و صاحبان حقابه هاست تصمیم خوبی توسط شورا و ریش سفیدان گرفته خواهد شد  و غیر منطقی است که از طرف شما مطرح شود که  فلان بحث را بکنید و یا در مورد فلان مطلب حرف نزنید . لذا قدری مراعات احوال را بنمایید تا موجب  نگردد  بحث اصلی به حاشیه و حاشیه ها به اصل تبدیل شوند . همین قدر گفتم که نگویید که دیگران زبان ندارند . خواهشم از شما اینست که این شعر سعدی را بخاطر سپاریم
( مگو ناخوش كه پاسخ ناخوش آيد به كوه آواز خوش ده تا خوش آيد. )
----------------------------------------- 
جواب دوم  : آقا ی چورسی اگر این مطلب آب  ایشیخ بولاقی خواب و خیال باشد . شما توجه نکنید چون خواب و خیال که ارزش فکر کردن ندارد یعنی خواب و خیال و تصورات ذهنی  ما که واقعیت ندارند پس لطمه ای به شما نمی زنند  .
در ثانی این موضوع از طرف شورا و اهالی مطرح شده است و بنده به قول  شما واقعا در خواب بودم و بعدا ازطریق  اطلاعیه  متوجه شدم که 9 فروردین سال ۹۲ - برای تقسیم آب ایشیق بولاقی در مسجد جامع جلسه گذاشته اند .
اما دوست عزیزبحث ساماندهی چورس است در تمام زمینه ها - شما اگر به کتابهای حقوق آب مراجعه کنید اصولا هر کجا که آب بوده جوامع بیشتر رشد کرده اند و قانون پذیر شده اند حتی جایی می رسد که می گویند حکومت ها با تقسیم آب شکل گرفته اند . شما با این حرفها بیشتر به بی تکلیفی چورس حکم می کنید نظیر آنچه که در کنتور گذاری اتفاق افتاد ویک مخالفت ساده چند نفر با کنتور گذاری افراد فنی شرکت آب و فاضلاب روستایی باعث شد   چندین سال لوله کشی جدید به تاخیر افتاد .

اگرچه علاقه ندارم عبارات مشابه آنچه که شما بکار گرفته اید بیاورم   ولی حال که اینطور است برایتان مطلبی را عرض کنم دوست  من - برای بنده فرقی نمی کند چه لوله کشی باشد چه کشاورزی - چون به عقاید مردم و تصمیم گیرندگان  در مورد آب ایشیق بولاقی چه برای شرب - کشاورزی و چه مازاد احترام قایلم و در هر حالت به سهم خود می رسم.
یعنی اگر تصمیم بزرگان برای  آشامیدن باشد آب را سر می کشم و اگر کشاورزی باشد بیل را دستم می گیرم و آبیاری می کنم.  ولی به قدیمیها شما را چه شده است که اینقدر حساسیت پیدا کرده ای وقتی صحبت از قانون می آید این حالت را پیدا می کنید .این مبحث شما مثل کسی است که یک جایش درد می کرده ولی نمی توانسته به دیگران برساند که بابا من دستم درد می کند و برایش علاجی پیدا کنید .
 
 مگر در مسایل عمران و آبادانی  می شود به کسی گفت که از خواب و خیال بیرون آید . با سطحی نگری و خواب و خیال مسایل چورس لاینجل باقی می مانند . نمی دانم منازعه  بین بنده  و شما چه می تواند باشد  ؟فرض کنیم که بنده از این آب حقی ندارم چه برای شرب و چه برای کشاورزی اما در پیش خودم تصورم این است که باید حقوقی داشته باشم و به عبارتی روشنتر  اینکه به حقوق خود آگاه نیستم .خوب این که کاری ندارد مراجعه می کنم به مراجع و آنها حکم می دهند که  فلانی شما به موجب این حکم و فلان دلایل  حقی ندارید و دیگر آنها مثل شما نمی گویند که خواب و خیال نکنید .
اما حرف آخر دوست عزیز تمامی این صحبت ها را که در مورد آب چورس  مطرح می کنید . بیشتر اینها را بنده شاید برای اولین بار مطرح کرده ام و به قدر توان و بضاعت فکری ام راه حل  داده ام و شما بعد از مدتها می گویید که : علاج باغهای چورس از کانال نهر شهره جو است  . به قول شاعر - اگر اینجوری فکر می کنید پس شما که حرف دل بنده را می گویید و باری از دوش بنده بر زمین می گذارید  ولی نمی دانم چه چیزی باعث می شود که من و شما در فهم مطالب همدیگر مشکل داریم ؟ ( داستان انگور و عنب و اوزوم مولوی ) دوست عزیزمشکل چورس ما اساسی است . مثلا تا حال چندین مورد و تکرارا گفته ام  برای تولید یک کیلو گندم کارشناسان می گویند ۱۰۰۰لیتر آب به هدر می رود و یا مصرف می شود . در حالیکه اگر تمام آب ایشیق بولاقی را هم به آب کشاورزی بدهند باز مشکل چورس قابل حل نیست به فرض اگر شورای اسلامی یا آب و فاضلاب  هزار لیتر از این آب را به صورت آب معدنی بفروش برسانند به رقمی نزدیک به سیصد هزار تومان می رسند . در صورتیکه کشاورز اگر یک کیلو گندم را که هزار لیتر آب برایش داده است بفروشد هفتصد تومان خالی بدست می آورد بر اساس اصول اقتصاد کشاورزی  دویست و نود و نه هزار و سیصد تومان ضرر کرده ایم . نه اینکه گندم نکاریم نه جوری بکنیم که به صرف باشد .
با این تفاسیر چورس و مردم و آینده ی آن بجایی نمی رسد و بنده و شما دوست عزیز در بند نقش ایوانیم . و هی شما در وب  تکرار کنیدو پیغام و پسغام   بدهید  که برادر ان مسئله ایشیق بولاقی و آب شرب آن تمام شده است و هر چیز بر وفق مراد است و دیگر ساکت شویم .
مگر برای بنده  از این آب چقدر می رسد ؟دیگر از بنده گذشته است که چانه ای بزنم هدف بنده موشکافی مسایل است و بس .
آرزو دارم که خداوند احدیت  در سال جدید گره از کار  بندگان گرفتار  را بگشاید . الحمد الله بنده  کمبودی ندارم که بخواهم با آب ایشیق بولاقی  آن گره  باز شود چون قبلا آب ایشبق بولاقی  این کار را کرده است .
و اینهم نظرات یکی از اعضای شورای اسلامی چورس که آنها خود در این قضیه فعالیت می کنند و جای نگرانی نیست  :
سلام
دوست عزیز این یه کار اساسی هست که مدتها قبل در شورای اسلامی مطرح شده حال به لطف خدا و همت اهالی قدمهای اساسی در حال برداشته شدن هست که با هوشیاری و حمایت اهالی برای جلوگیری از مانع تراشیها به سرانجام نیک خواهد انجامید.
در خصوص تقسیم بندی هم بحث فنی وجود دارد و هم برخی حق آبه ها مثلا (حق آبیاری زمینهای قالا آتی) تا فصل خاصی از سال و ..............
تمامی مراحل تقسیم بندی و انتخاب متولی و... با نظر شورای اسلامی جنبه اجرایی خواهد گرفت انشا الله.
جواب :

با سلام امید است که با همت شورای محترم حل شود . واقعا بهره برداری در وضعیت کنونی  و تقسیم فعلی خارج از ضوابط است.که ممکن است به یک عده اجحاف شود . اگر یک نفر به کار گرفته شده و زیر نظر  مستقیم شورا کار کند . هم مسئول تقسیم آب خواهیم داشت و هم نظم در کار .
در مورد آبرسانی از ایشیق بولاقی به اراضی قالا آلتی تا آنجا که بنده می دانم تا رسیدن خوشه های گندم (بوغدا آغاران ) آنها حقابه دارند . برای اهمیت موضوع بنده بار دیگر مقاله تقسیم آب در وب به روز می کنم شاید به خواندنش بیارزد .
با تشکر
 
+ نوشته شده در  شنبه 1392/01/17ساعت 9:48  توسط علی سلطان بیگی  | 

ریشه ها ( 1)

ریشه ها (۱)

گاه و بیگاه صحبت از این است که اصطلاحات قدیمی منسوخ می شوند و بجای آن اصطلاحات جدید بکار گرفته می شود . مثلا وقتی نان با گاز طبیعی پخت می شود دیگر "کسو- kosav چوب بزرگ به طول دو تا سه متر وقطر پنج سانتی متر  " لازم نیست تا با آن چوبها و برگهای تنور بهم  زده شوند تا خوب شعله بگیرند و تنور ازبو و دود کردن افتاده و گرمتر شده و برای پخت نان آماده شود و تازه یک خوش ذوقی هم این شعر را برای کسو بسراید :

نیار (نگار) خالا تندیری قالا - کسوی گتور منی قاوالا

می شود تصور نمود که نگار خاله ای بوده و نان می پخته پسری هی از این نان ها کش می رفته و نگار خاله از دست او شاکی شده و چوب کسو را به طرف او بلند می کند تا پسر را از نان ها دور کند . همین مفهوم را در شعر استاد شهریار داریم :

ستاره عمّه نزیک لرى یاپاردى

میرقادر ده ، هر دم بیرین قاپاردى

قاپیپ ، یئیوْب ، دایچاتکین چاپاردى

گوْلمه لیدى اوْنون نزیک قاپپاسى

عمّه مینده ارسینینین شاپپاسى

-----------------------

 تا اینجای کار درست است اما این هم به فکر آدم می رسد که نمی شود این اصطلاحات را در ابزار و روابط امروزی جا انداخت؟ این مسئله شامل یک زبان نمی شود بلکه تمامی آنها را در بر می گیرد .

به هر حال بنده یکی تصمیم گرفته ام و از خیلی وقت پیش تا آنجا که از دستم بر آید این اصطلاخات قدیمی را حداقل یاد داشت کنم که به این صورت مثل کلمات شاهنامه فردوسی که در لغت نامه ها موجود است  هر چند در حال حاضر از  جوشن - شمشیر کلاه خود - استفاده نمی شود   در جایی ضبط و حفظ شود .  این وسایل و کلمات بخشی از تاریخ و فرهنگ این ملت است . و حفظ آنها ضرورت دارد .   

با این مقدمه این مطلب جدید را خدمت دوستان ارایه می نمایم .

مدتی قبل یکی از آشنایان می گفت فلانی تو این حرفها را از کجا می آوری؟ این همه مطلب جمع می کنی باید یک منبعی باید باشد گفتم اول سن بنده از شما بیشتر است و طبیعی است که صحبت ها و حرفهای فراوان شنیده ام . دیگر دوست عزیز از اینترنت و کتابها و بیشتر از دانشگاه سراسری و بدون پول و شهریه ی مردم که استادان آنجا بسیار با تجربه و بدون چشمداشت  کار می کنند و مطلب یاد می دهند ( مردمان  معمولی خودمان  خصوصا پیر مردان و مادر بزرگان  چه در چورس و چه در جاهای دیگر وطن )

و سر انجام گفتم : آقا من دیل اوتی ( علف زبان ) خورده ام .

این بار روی دیل اوتی متمرکز شد وسئوال کرد  : دیل اوتی دیگر چیست ؟ حقیقت را بخواهید من هم مانده ام . و فقط می دانم یک نوع علفی است که زبان آدم را باز کرده و حراف می کند .

و بعد به اینترنت مراجعه نمودم که نوشته بود دیل اوتی یعنی شربت گل گاو زبان ( گیاه دارویی سیغیر دیلی ) و سیغیر یعنی گاو –

سیغیر را از آنجا گاو می گویم که بین مردم هر کاری که از لحاظ زمانی  طول بکشد و به تاخیر افتد می گویند آقا سغیر اتی شد ( ظاهرا باید گوشت گاو باید دیر پز باشد )‌  سیغیر اتی دیر می پزد

اما بر خلاف  از مفهوم افتادن بعضی کلمات و اسامی ، همچنان ضرب المثلها خود را با مردم وفق می دهند . هرچند که یک عده آنها را درست و عده ای آنها را در زندگی خود دخیل نمی دانند .   مثلا

در اشعار  زیر  سعدی  همخانگی مار و گنج را ممکن می داند :

گل به تاراج رفت و خار بماند    گنج برداشتند و مار بماند   (سعدی )

عاقل نکند شکایت از درد

مادام که هست امید درمان

بی مار به سر نمی رود گنج

بی خار نمی دمد گلستان

(سعدی )

و شعر زیر که به این گنجها اعتباری قایل نیست و به رابطه ی مار با آن یا توجهی ندارد و یا اعتقادی ندارد  :

بیر غلط سؤزدور کی دئیرلر گنج اوْلور ویرانه ده

گنج یوخ ، ویرانه چوخ ، ویرانه لردن کوسموشم

(حکیم ابوالقاسم نباتی شاعر عارف روستای اوشتبین  )

همانطور که گفته شد رابطه ی مار و گنج هنوز روشن نشده است . خلاصه کش ندهیم حال جواب این دوستمان را می خواهم به کمک یک  نفر توضیح دهم :

همین دیروز با پیر مردی به نام مشهدی عسگر عمو از اهالی آشستان اسکو و مقیم تبریز با هم کار کشاورزی می  و از او این مطالب را گرفتم :

چایر می گوید هفت سال در لانه ی کلاغ ماندم بعد بر روی خاک افتادم و سبز شدم ( چایر علفی است هرز و مزاحم کار کشاورزان و بسیار جان سخت و در مقابل بی آبی و خشکی مقاوم است و اگر خشک هم شود به محض اینکه اندکی رطوبت که به آن می رسد سبز می شود .

و وقتی رسیدیم به  زمینی که  سنگلاخی بود کار می کردیم (با بیل  شخم می زدیم و به اصطلاح تپ چئور می کردیم ) چنین گفت : اگر این سنگها را جمع نکنی دراین قسمت  فقط قره آغاج سبز می شود و بنده بعد از سالها دو هزاری ام افتاد که باید اسم قره آغاج بخاطر سازش این درخت با شرایط سخت زمینهای سنگی  به این درخت گذ اشته شده است  و راست هم گفته اند و اوهم راست می گفت که قره آغاج در لابلای سنگهای بزرگ ( جاب ها )  هم رشد می کند .

*** ضرب المثل معروفی داشتیم و بیشتر البته عبارت کنایه ای بود با این مضمون :

سن شتوکین آلتین بیکیدیبسن ( مفهوم تحت لفظی یعنی شما زیر شتوک را محکم کرده ای )

حال شتوک خود چیست ؟ بچه ها را که قنداق می گرفتند پارچه ی آخری قنداق را که کمی هم ضخیم بود به یک پارچه ی نواری یا طناب دور تا دور می بستند و در واقع طناب پیچی می کردن که محکم قرا د گیرد .

حال وقتی دویا چند نفر  در یک جا کار می کنند و می خواهند صبحانه شان را بخورند یکی از میان آنها می گوید که هنوز زود است . معلوم می شود که او در خانه یک چیزهایی خورده است که میل ندارد و به اصطلاح ته بندی را نموده است و دیگران متوجه می شوند و این عبارت کنایه ای  را برایش خرج می کنند . این است که به نظرم می رسد باید یک فرهنگ لغت برای این مطالب درست و تنظیم شود . دوستان اگر قصد همکاری دارند منت می کشیم

و این یک نمونه  از طنز که تضمینی از حافظ استو در حال فراموشی است  :  

در گذشته در یک نوشته (با عنوان : دو دانش آموز مدرسه ی مولوی ) ، نمونه ای از  تاثیر گیری از یک شعر و مطلب را داشتیم که یک بار دیگر آن را ذکر می کنیم :

دنیا نیرزد آنکه پریشان کنی دلی     فکر ائیله گئور که کاووس کی هانی ؟

اصل این شعر را به شرح ذیل از منابع گرفتم :

دنیا نیرزد آنکه پریشان کنی دلی                      زنهار بد مکن که نکردست عاقلی

این پنج روزه مهلت ایام آدمی                           آزار مردمان نکند جز مغفلی

(سعدی )

 با یاد آوری تضمین بالایی  این طنز را هم ملاحظه بفرمایید :

روزی  پدر و پسری  در میانه ی راه یک مسافرت گرسنه می شوند و چون  توشه ای نداشته اند به ناچار از چوپانی در خواست غذا می کنند .

چوپان که فردی خیر و مهمان نواز بود با گشاده رویی و اکرام آنها را قبول می کند و زود از گوسفندهایش شیر می دوشد و روی اجاق گذاشته و غذا را سر سفره می آورد .

پدر مهمان از روی گرسنگی زیاد و شاید  رندی فکرمی کند که چوپان چیزی نمی داند و می توان سهم اورا خورد و با سروده ی زیر منظور خودش را به پسرش می رساند :

الا ایها ساقی الشوربا ادرکا چورک دوغرا

اگیل گیرسین ، دوزل چیخسین سن ایشین فندینی بیل ها ***

ولی چوپان که زرنگ بود چنین جواب می دهد :

یاپیش جامین قراغیندان ظرافتیانه بیر هورت ایت  ****

گورئن دئسین چوبان آیران ایچمکده کاملها

***- بطور طبیعی وقتی یک نفر غذا می خورد با حرکت قاشق به سمت او بطور غیر عمد  سراو هم به طرف قاشق جلو می رود ومختصرا خم می شود نا زودتر به قاشق برسد . همچنین وقتی می خواهیم قاشق را از دهان بیرون بیاوریم باز بطور غیر ارادی سر مان  عقب کشیده شده  و از قاشق که در حال دور شدن از دهان است  فاصله می گیرد  .

**** - ظرافتیانه : در ترکی شوخی را ظرافت می گویند و چو بان می خواسته با بهانه  شوخی کاسه شیر را سر گشیده و از دست میزبان خارح کند 

  به هر حال  اگر فرصتی باشد که در کلاس این دانشگاهها ( پای صحبت این پیرمردان شیرین سخن  )  به نشینم و مطالب را از زیر زبان آنها بیرون بکشیم .

+ نوشته شده در  شنبه 1392/01/17ساعت 9:4  توسط علی سلطان بیگی  | 

تقسیم نامه قدیمی آب چشمه ایشیخ بلاقی چورس :

 

نظر به تصمیم با ارزش و اصولی شورای اسلامی روستای چورس مبنی بر ساماندهی و تقسیم عادلانه ی  آب مازاد برمصرف اهالی   ایشیق بولاقی و اختصاص آن به باغات چورس مطالعه این مطلب خالی از لطف نخواهد بود .

لازم به ذکر است اگر شورای اسلامی بتواند این ساماندهی را انجام دهد باعث خواهد شد که حتی کسانیکه تا حال باغ خشک شده ی خود را نکاشته اند آستین بالا زده  و شروع به کاشت نهال خواهند نمود و نهایتا در سرسبز شدن چورس و توسعه ی گردشگری آن موثر خواهند بود .   

تقسیم نامه آب چشمه شیخ بلاغی:

 با توجه به اینکه موضوع حقابه محوراصلی بحث را تشکیل می دهد . تقسیم  نامه ای دردست هست که مربوط به چشمه شیخ بلاغی روستای چورس می باشد. اگرقبل ازآن نیزتقسیم نامه ای بوده است    فعلا دردسترس نمی باشد ولی درزمان جمع آوری اطلاعات این مجموعه ،ازجانب دوستاني مطرح گرديد كه سند قدیمی تری  درمورد شيخ بلاغي و مالكيت زمينها که در دوره مرحوم عباس میرزا نایب السلطنه تنظیم شده وجود دارد .

 

 مختصری از چورس ،پیر شهر چایپاره :

 روستای تاریخی چورس در منتهی الیه بخش چایپاره قرار دارد . و چشمه زلال شیخ بلاغی از دل با صفای آن می جوشد و این چشمه می توان گفت تغذیه کننده  بیشتر  آبهای جاری از قبیل چشمه های کوچکتر و قناتها ی  چورس می باشد . نقش  بعدی آن مشروب ساختن حدود 100 هکتار از زمینها و باغهای چورس بود. و البته پذیرای تمامی مهمانهای خود در طول تاریخ بوده است . دریک جمله به نقش  این نعمت خدایی  در ایجاد  محیط رویایی و سرسبزچورس می پردازیم :

 واين  جمله معروف نقلی از پیر مردان دل جوان این مرز و بوم به شرح ذيل  است : "اگردرآسمان چورس یک غربال رها بکنید هرگزاین غربال را در روی زمین پیدا نخواهید کرد"يعني انبوه شاخه هاي درختان مانع ازافتادن غربال مي شود. ( این جمله نشانه سر سبزی آن بوده است )و نيز معروف است: اگریک سال آب آغ چای نیاید ونتواند محصولات زمینهای اراضی چورس را به علت كمبود، آب بدهد ، شیخ بلاغی آن را با آبیاری زمینها و باغات داخل چورس جبران خواهد نمود . ( يعني زمينهاي زراعي و باغات داخل چورس كه از شيخ بلاغي آب مي خورند بقدر كافي محصول و ميوه خواهند داشت و نمي گذارند مردم تحت مضيقه قرار گيرند . )

                                             ---------------------

با افزایش مصرف آب، کمبودهای آبی متعدد، وهمچنین جهت افزایش آسایش وبهداشت اهالی آب آن لوله کشی گردید،اما این عمل چهره ی خشک وکویرگونه ای ازچورس به نما یش گذاشت ناگفته نماند بعدازاین پیش آمدها آذرماه امسال درجهت رفع مشکلات جلسه ای با حضورمسئولین شرکت آب وفاضلاب روستایی ا ستان، فرما ندارشهرستان خوی ونماينده شو راي اسلامي روستاي چورس تشکیل و قرارشده است هم مشکل آ ب آشامیدنی و درحد امکان آب باغات بزودی رفع گردد. يكبار ديگرازمديرعامل محترم آب منطقه اي آذربايجان شرقي كه با بزرگواري به نامه هاي شوراي اسلامي منطقه وا ينجانبان ترتيب اثرداده و مشكل آب چورس اين شهر باستاني را دربرنامه كاري آن سازمان قرارداده اند و موجب دل گرمي اهالي اين روستا گرديده اند. به پاس قدر داني يكي ازنامه ها پيوست در اين نوشته  قرار خواهيم داد .

 

 بررسی متن تقسیم نامه شيخ بلاغي (سند شماره يك )

 تقسیم نامه دراول فروردین ماه  سال 1323 هجری شمسی نوشته شده است که براساس روا ل قدیمی  ، توسط معتمدین وقت وریش سفیدان دارای حقابه، تنظیم گردیده است واولین امضا زیرنامه متعلق به روحانی محل مرحوم  میرزا اسماعیل طاهری می باشد . لازم به ذكر مي باشد كه مجموع اراضي وباغات محدوده روستاي چورس  كه از شيخ بلاغي آب مي خوردند . حدود صد هكتار بوده است. (علاوه بر آن چورس حدود 30 چشمه وقنات داشته است ودر آينده گذارش آن آماده خواهد شد) . 

این توافق نامه عينا در زير آ ورده مي شود :

 اول فروردین 1323 ما امضاء کنندگان ذیل و عموم اهالی چورس از این تاریخ مزبور حقابه شیخ بلاغی را به قرار قانون اسلا میت به نوبت گذاشتیم . تمامی باغات و مزروعات داخله چورس را د و شقه می کنیم . یک طرف غرب است از قيه ليك به قرار بند مفصله ذیل متدرجا آبیاری خواهد شدویک طرف که شرق است باز به قرار صورت مفصله ذیل به قرار بند تدریجا آبیاری خواهد شد باید همه کس به نوبه خود باغ و مزروع خودش را آبیاری کند هیچکس از نوبه خود حق تخلف ندارد در صورت تخلف ملزم است که مبلغ پنجاه تومان جزای نقدی به صندوق دولت خواهد داد. وزیر قلعه را بعد از دخول تابستان حق آ به در شیخ بلاغی نداردو دیگر خلیل آقا را که میراب شیخ بلاغی قرار گذاشتیم حق ندارد به جاهای تازه اخداث ( به باغها ومزارع تاره احداث شده ) آب بدهد  که در حقوق اهالی  بدعت شود در صورت تخلف از درجه میرابی سلب خواهد شد توضیح اینکه در تاریخ سنه 1320 باینطرف تازه باغی که احداث نموده اند خلیل آقا (میراب ) حق دادن  آب به آنها ندارد.

و صورت بند های طرف شرق به قرار زیر است :

1- حاجی بندی ساحت های مشهدی حسینقلی تا ساحت احمد آقا مرحوم . 2- از بند سلیمان بیک  تا مسجد سرخ . 3- بند قلعه د یبی تا ساحت پسران علیرضا و کوه ایتیک . 4- بند اراضی زیر قلعه .

و صورت بند های طرف غرب به قرار ذیل است :

1-     بند قيه ليك . 2– بند کوچه باشی.3 – بند باغات مشهدی آقا تا باغات کربلا ابراهیم و کربلایی عباسعلی آقا 4- بند باغ امیر ارفع تا ساحت رضا خان . 5- بند محله ملا عبدالکریم الی قبرستان . 6- بند درق باغات محله حاجی حسن آقا و محله صلالو و سلوكلو و زیاده ندارد

امضا كنندگان : 

ميرزااسماعيل طاهري ( روحاني وقت )- حسينقلي اسعدي – ابراهيم شكور زاده – فتحعلي اشرفي – حيدر حميدي – مير ربيع حسيني – سليمان طلوعي – مير مقيم – ابراهيم – حسينعلي --  مير شمس الدين چورسي – عباسعلي شكوري – اكبر اصغري – نظر علي بيگ مظاهري – اكبر اشرفي - نورالله سلطان بيگي – علي شكوري – غفار ظاهري– مير شفيع حسيني – مير رحيم الحسيني – حسن حسن زاده چورسي – مير قاسم حسيني – حسينعلي حسين بگم– قاسم سليمان پور – عباس قاضي نژاد چورسي – كربلا يي فتح الله .

 

توافق نامه ( سند ) شماره دو ي شيخ بلاغي:

 سند دوم درمورد چشمه شيخ بلاغي در تاريخ اول فروردين سال 1322 ه. ش مي باشد.( اين سند يك سال قديمي تر از سند قبلي مي باشد .)  موضوع اين سند مربوط به زمينهايي است كه در دور دست واقعند و بنام اراضي زير قلعه ( قالا آلتي ) معروفند . اين اراضي از خود هيچ چشمه اي ندارند و از شيخ بلاغي مشروب مي شوند. منتها شيخ بلاغي آنقدرآ ب نداشت تا علاوه بر حومه ي چورس اين اراضي را هم آب بدهد پس در تابستان اراضي زير قلعه در شيخ بلاغي حقابه ندارند و براي اينكه صاحبان اراضي زير قلعه ملزم شوند فقط گندم و جو ومحصولاتي كه تا تابستان به عمل مي آيند بکارند اين توافق  نامه به امضاي اهالي رسيده است . توافق نامه دوم بشرح زير است :

 "از قديم سال درمابين ما اهالي چورس درحقابه شيخ بلاغي قراربر اين است اراضي زير قلعه تا

داخل شدن تابستان با نوبه ي خود حقابه دارند اما آنروزيكه تابستان داخل شد اراضي زير قلعه در

شيخ بلاغي حقابه ندارند هر كس  و از صاحب اراضي و ميراب به اين قانون تخلف نمايد لازم

است از عهده خسارت وارده بر آيند ".

 

امضا كنندگان : ميرزا اسماعيل طاهري – ابراهيم شكوري – فتحعلي اشرفي – اكبر آقا اشرفي – حسينقلي اسعدي – ميرزا  يوسف طاهري – سليمان طلوعي – قربان جعفري – امير اصلان ابو الحسن زاده - اكبر اصغري – كربلايي جعفر – علي شكوري – كربلا فتح الله – محمد علي تيموري – قاسم سليمان پور - مير اسماعيل موسوي– سلطان آقا - كدخداي چورس مرحوم جليل طاهري - همچنين حيدر حميدي كه خود چندين سال ميراب شيخ بلاغي بوده ،تاييد كرده كه اراضي زير قلعه در تابستان آب  ندارند.

سند سوم شيخ بلاغي

 سومين  سند ي كه  براي شيخ بلاغي تنظيم شده است (درپانزدهم تير ماه سال 1327هجري شمسي مطابق چهارم رمضان المبارك 1367هجري قمري  ) به نظرميرسد باز شرايط بحراني بوده است و ظاهرا اختلافاتي پيش آمده است كه صاحبان حقابه سعي درمحكم كاري داشته اند اينجا مبلغ جريمه متخلفين را  چندین  برابر كرده اند . ( 200تومان ) اين تقسيم نامه 4 سال بعد از اولين سند تنظيم شده است و جالب اينكه تاریخ تنظیم آن در پانزدهم تیر ماه ( شروع بحران آبی ) بوده است .

این توافق نامه به شرح ذیل دوباره نويسي مي شود :

 بطوریکه در تاریخ اول فروردین ماه سال هزار و سيصد و بيست وسه شمسي ( يعني چهار سال قبل )از اين قرارداد نامه اي كه بين اينجانبان ريش سفيدان و اهالي و صاحبان حقابه در نهر شيخ بلاغي راجع به تقسيم بندي هاي آب قريه ازقرارقانون اسلاميت بنوبه گذاشته شده همين قرار داد نامه محكم و مستحكم بوده و هيجكس تخلف و تعدي از قرار داد مزبور ندارد. اولا لعنت خداوندي بروح پدرومادرواجداد متخلف باشد درثاني شخص متخلف مبلغ دوهزارريال مطابق دويست تومان به نفع شير وخورشيد سرخ خواهد پرداخت وعلاوه بطوريكه ازقديم الايام برابرمعمول محل است اراضي زير قلعه بعد ازدخول تابستان حق آب درنهر شيخ بلاغي ندارد وعلاوه، اراضي وباغاتي كه ازسنوات سابق حق آب ندارندحق آبياري نداشته اندو متخلف به پرداخت مبلغ فوق مجبوراست و توضيح اينكه اگرصاحبان اراضي از قبيل جديدالاحداث واراضي زيرقلعه به زور خود يا به عناوين مختلفه از قرار داد مزبور تعدي نمايد مبلغ دويست تومان مقرري فوق را به وسيله اداره ژاندارمري محل به نفع شير و خورشيد پرداخت خواهد نمود و اگر ميراب پس از قرار داد فوق تخلف نمايد از شغل خود اخراج و مشمول جريمه فوق خواهد بود. 

 

امضا كنندگان :

اسماعيل طاهري – نورالله سلطان بيگي – قربان جعفري – حسينقلي اسعدي – قنبر شكور زاده – اسد مصيب زاده عباس پور محمد – مشدي جبار جليل پور – الهوردي فرزند سهراب – قاسم سليمان پور- صفرعلي حسن - امير اصلان ابوالحسن زاده – قاسم هلا لي – حسينعلي حسين بيگم – علي شكور – كربلايي محمد علي نجار – مشهد محمود احمدي – اصغر آقا طاهري – مير قاسم الحسيني -

                                    ---------------------------------------- 

اصل نامه ها موجود است و تصویر آنها در وب قرار داده شده است

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1392/01/16ساعت 20:35  توسط علی سلطان بیگی  | 

تشکیل جلسه مساحی باغها و زمینهای زراعی با حق آبیاری از چشمه شیخ بلاغی(ایشیق بلاغی)

جلسه ای راس ساعت 16 مورخه 09/01/1392 به دعوت شورای کشاورزی چورس در محل مسجد جامع چورس تشکیل شد و پس از بحث و تبادل نظر بین شرکت کنندگان مقرر گردید مساحی باغها و زمینهای زراعی با حق آبیاری از چشمه شیخ بلاغی(ایشیق بلاغی) توسط کارشناسی مجرب منتخب توسط شورای کشاورزی صورت گیرد تا اقدامات بعدی در خصوص تقسیم بندی آب چشمه انجام پذیرد. 



با تشکر نقل از وب " چورس نگین چایپارا " 14/2/92

در خصوص تقسیم آب ایشیخ بالاغی باید عرض کنم که قدم  بسیار خوبی برای قانونی حرکت کردن و قانون مداری است چون در شرایط فعلی یک عده نمی توانند از این آب استفاده کنند ولی اگر این کار بدست یک مسئول و میراب و آن هم تحت نظر جهاد کشاورزی باشد . در ترقی چورس بسیار موثر خواهد بود .

ما قبلا چندین بار در اهمیت این موضوع بحث کرده ایم اصلا کار بدون متولی کار نیست بی نظمی است و نمی شود از این آب بهره ای برد . باید آب بعد از بررسی و مساحی بطور عادلانه تقسیم شود .

جای تشکر دارد از بانیان این قدم خیر .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1392/01/14ساعت 22:24  توسط علی سلطان بیگی  | 

عکسهایی از چورس دوم فروردین 92

ابتدا چند عکس از زیبایی های خدادادی چورس را ملاحظه خواهید فرمود و بعد عکسهای آثار باستانی مورد هجوم واقع شده را که یاد آور خاطره تلخ تاریخی حمله ی مغولها ست .

الف: عکسی از مسجد مرتضی قلی خان دنبلی  (قرمیزی مسجد)چورس

 ب : لک لکها در حال ساختن آشیان

پ:دورنماهایی از چورس

ت: آب ایشیق بلاغی جاری در کانال 

این آب مازاد بر مصرف شرب و مصارف بهداشتی  اهالی است که به باغات می رسد وهر چند کافی نیست اما در سبز ماندن درختان موجودُ مهم است .

برای دیدن عکس ها بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1392/01/07ساعت 12:55  توسط علی سلطان بیگی  | 

تخریب آثار باستانی در چورس وقوانین مربوط به تخریب اموال و آثار فرهنگی کشور

در روز دوم فروردین ۱۳۹۲ از بیشتر  آثار باستانی چورس بازدید نمودیم و جای تاسف  است که هرچه ما عکس و فیلم تهیه می کنیم مورد توجه مقامات مسئول قرار نمی گیرد. 

چندین سال قبل اخباری مبنی بر تعیین حدود آثار باستانی چورس در رسانه ها درج شد که ما نیز آن را در وب نوشتیم اما همچنان منتظر هستیم . ولی واقعیت این است که اگر آنها برای حفظ آثار باستانی چورس اقدامی نکنند نگران نیستیم  چون دیگر عنقریب چیزی نخواهد ماند  که آنها حفظش کنند.  

 اما اگر جانب انصاف را بگیریم حفاران غیر مجاز و متجاوز  به حریم آثار باستانی چورس ، شبانه روز مشغول فعالیت بوده و از این آثار غفلت نمی کنند و همیشه در کنار آنها هستند بطوریکه هر روز و ساعت که می گذرد بر تعداد چاله های اکتشافی آنان اضافه می گردد . اگر باور ندارید عکسهای مطلب بعدی را توجه نمایید .

از دستمان چیزی بر نیامد مگر اینکه چند تا عکس بگیریم و نیز  قوانین موجود را یاد آوری کنیم تا بلکه هم دوستان مسئول حفظ میراث فرهنگی  یاد شان بیاید که وظایفی برعهده ی  آنان است و حفاران طماع هم بدانند که برای این کار غیر قانونی  مجازاتهایی هم هست .

(با اجازه نقل از سایت  های قضایی جمهوری اسلامی ایران )

فصل نهم - تخریب اموال تاریخی‌، فرهنگی [ویرایش] ماده ۵۵۸

هر کس به تمام یا قسمتی از ابنیه، اماکن، محوطه‌ها و مجموعه‌های فرهنگی-تاریخی یا مذهبی که در فهرست آثار ملی ‌ایران به ثبت رسیده است، یا تزئینات، ملحقات، تأسیسات، اشیا و لوازم و خطوط و نقوش منصوب یا موجود در اماکن مذکور که‌ مستقلاً نیز واجد حیثیت فرهنگی-تاریخی یا مذهبی باشد، خرابی‌ وارد آورد علاوه بر جبران خسارات وارده به حبس از یک الی ده سال محکوم می‌شود.

[ویرایش] ماده ۵۵۹

هر کس اشیا و لوازم و همچنین مصالح و قطعات آثارفرهنگی-تاریخی را از موزه‌ها و نمایشگاه‌ها، اماکن تاریخی و مذهبی و سایر اماکنی که تحت حفاظت یا نظارت دولت است، سرقت کند یا با علم به مسروقه بودن، اشیای مذکور را بخرد یا پنهان ‌دارد در صورتی که مشمول مجازات حد سرقت نگردد علاوه بر استرداد آن به حبس از یک تا پنج سال محکوم می‌شود.

[ویرایش] ماده ۵۶۰

هر کس بدون اجازه از سازمان میراث فرهنگی کشور، یا با تخلف از ضوابط مصوب و اعلام شده از سوی سازمان مذکور در حریم آثار فرهنگی-تاریخی مذکور در این ماده مبادرت به عملیاتی‌ نماید که سبب تزلزل بنیان آن‌ها شود، یا در نتیجه‌ی آن عملیات به آثار و بناهای مذکور خرابی یا لطمه وارد آید، علاوه بر رفع آثار تخلف و پرداخت خسارات وارده به حبس از یک تا سه سال محکوم‌ می‌شود.

[ویرایش] ماده ۵۶۱

هر گونه اقدام به خارج کردن اموال تاریخی-فرهنگی از کشور هر چند به خارج کردن آن نینجامد قاچاق محسوب و مرتکب‌ علاوه بر استرداد اموال به حبس از یک تا سه سال و پرداخت جریمه‌ی معادل دو برابر قیمت اموال موضوع قاچاق محکوم می‌گردد.

تبصره: تشخیص ماهیت تاریخی-فرهنگی به عهده سازمان‌ میراث فرهنگی کشور می‌باشد.

[ویرایش] ماده ۵۶۲

هر گونه حفاری و کاوش به قصد به دست آوردن اموال‌ تاریخی-فرهنگی ممنوع بوده و مرتکب به حبس از شش ماه تا سه سال و ضبط اشیای مکشوفه به نفع سازمان میراث فرهنگی کشور و آلات و ادوات حفاری به نفع دولت محکوم می‌شود. چنان چه حفاری در اماکن و محوطه‌های تاریخی که در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است یا در بقاع متبرکه و اماکن مذهبی صورت گیرد علاوه بر ضبط اشیای مکشوفه و آلات و ادوات حفاری، مرتکب به حداکثر مجازات مقرر محکوم می‌شود.

تبصره ‌۱: هر کس اموال تاریخی-فرهنگی موضوع این ماده را حسب تصادف به دست آورد و طبق مقررات سازمان میراث فرهنگی کشور نسبت به تحویل آن اقدام ننماید به ضبط اموال مکشوفه ‌محکوم می‌گردد.

تبصره ۲: خرید و فروش اموال تاریخی-فرهنگی حاصله از حفاری غیرمجاز ممنوع است و خریدار و فروشنده علاوه برضبط اموال فرهنگی مذکور، به حبس از شش ماه تا سه سال محکوم می‌شوند. هر گاه فروش اموال مذکور تحت هر عنوان از عناوین به طور مستقیم یا غیرمستقیم به اتباع خارجی صورت گیرد، مرتکب‌ به حداکثر مجازات مقرر محکوم می‌شود.

[ویرایش] ماده ۵۶۳

هر کس به اراضی و تپه‌ها و اماکن تاریخی و مذهبی که به ثبت آثار ملی رسیده و مالک خصوصی نداشته باشد تجاوز کند به شش ماه تا دو سال حبس محکوم می‌شود مشروط بر آن که ‌سازمان میراث فرهنگی کشور قبلاً حدود مشخصات این قبیل اماکن ‌و مناطق را در محل تعیین و علامتگذاری کرده باشد.

[ویرایش] ماده ۵۶۴

هر کس بدون اجازه‌ی سازمان میراث فرهنگی و برخلاف ضوابط مصوب اعلام شده از سوی سازمان مذکور به مرمت یا تعمیر، تغییر، تجدید و توسعه‌ی ابنیه یا تزئینات اماکن فرهنگی-تاریخی ثبت شده در فهرست آثار ملی مبادرت نماید، به حبس از شش ماه تا دو سال و پرداخت خسارت وارده محکوم می‌گردد.

[ویرایش] ماده ۵۶۵

هر کس بر خلاف ترتیب مقرر در قانون حفظ آثار ملی، اموال فرهنگی-تاریخی غیرمنقول ثبت‌شده در فهرست آثار ملی رابا علم و اطلاع از ثبت آن به نحوی به دیگران انتقال دهد به حبس از سه ماه تا یک سال محکوم می‌شود.

[ویرایش] ماده ۵۶۶

هر کس نسبت به تغییر نحوه‌ی استفاده از ابنیه، اماکن و محوطه‌های مذهبی-فرهنگی و تاریخی که در فهرست آثار ملی ثبت شده‌اند، بر خلاف شئونات اثر و بدون مجوز از سوی سازمان میراث فرهنگی کشور اقدام نماید علاوه بر رفع آثار تخلف و جبران خسارت وارده به حبس از سه ماه تا یکسال محکوم می‌شود.

[ویرایش] ماده ۵۶۷

در کلیه‌ی جرایم مذکور در این فصل، سازمان میراث فرهنگی یا سایر دوایر دولتی برحسب مورد شاکی یا مدعی خصوصی محسوب می‌شود.

[ویرایش] ماده ۵۶۸

در مورد جرایم مذکور در این فصل که به وسیله‌ی اشخاص حقوقی انجام شود هر یک از مدیران و مسئولان که دستوردهنده ‌باشند، برحسب مورد به مجازات‌های مقرر محکوم می‌شوند.

تبصره: اموال فرهنگی-تاریخی حاصله از جرایم مذکور در این فصل تحت نظر سازمان میراث فرهنگی کشور توقیف و در کلیه ‌مواردی که حکم به ضبط و استرداد اموال، وسایل، تجهیزات و خسارات داده می‌شود به نفع سازمان میراث فرهنگی کشور مورد حکم قرار خواهد گرفت‌.

[ویرایش] ماده ۵۶۹

در کلیه‌ی موارد این فصل در صورتی که ملک مورد تخریب، ملک شخصی بوده و مالک از ثبت آن به عنوان آثار ملی‌ بی‌اطلاع باشد از مجازات‌های مقرر در مواد فوق معاف خواهد بود.


+ نوشته شده در  چهارشنبه 1392/01/07ساعت 11:22  توسط علی سلطان بیگی  | 

چشمه ی محمودچی چورس

چشمه ی مجمودچی چورس
+ نوشته شده در  دوشنبه 1392/01/05ساعت 14:56  توسط علی سلطان بیگی  | 

چشمه ی محمودچی چورس

چشمه ی محمودچی چورس
+ نوشته شده در  دوشنبه 1392/01/05ساعت 14:55  توسط علی سلطان بیگی  | 

چشمه ی محمودچی چورس

چشمه ی محمودچی چورس
+ نوشته شده در  دوشنبه 1392/01/05ساعت 14:53  توسط علی سلطان بیگی  | 

چشمه ی محمودچی چورس

چشمه ی محمودچی چورس
+ نوشته شده در  دوشنبه 1392/01/05ساعت 14:51  توسط علی سلطان بیگی  | 

چشمه ی محمودچی چورس

 

 

 

 

 

چشمه محمودچی چورس

+ نوشته شده در  دوشنبه 1392/01/05ساعت 14:33  توسط علی سلطان بیگی  | 

چشمه ی محمودچی چورس

چشمه ی محمودچی چورس

پونه ها  در کنار چشمه ی محمودچی چورس

پونه از خانواده ی نعناع ها است

+ نوشته شده در  دوشنبه 1392/01/05ساعت 14:29  توسط علی سلطان بیگی  | 

چشمه ی محمودچی چورس

چشمه ی محمودچی چورس

چشمه بعد از باز سازی

+ نوشته شده در  دوشنبه 1392/01/05ساعت 14:25  توسط علی سلطان بیگی  | 

چشمه ی محمودچی چورس

چشمه محمودچی چورس
+ نوشته شده در  دوشنبه 1392/01/05ساعت 14:22  توسط علی سلطان بیگی  | 

بقیه مطالب چشمه ی محمودچی

در  تشکیلات آهکی بالا دست چورس چهار تا پنج چشمه ی کارستی وجود دارد که معروفترین آن چشمه ی ایشیق بولاقی و بعدی چشمه ی محمودچی  است .  غیر از چشمه هایی که نامبرده شدند چشمه ی ایده لو - چشمه ی باغ مامال و حتی چشمه ی اجاق ابوالفضل (ع) حمزیان (تکیه حضرت ابوالفضل ) نیز کارستی می باشند.

طریقه ی تشکیل چشمه های کارستی به صورت زیر است :

الف : بارشهای جوی مانند باران و برف

ب: نفوذ این بارشها به لایه های پایینی و  ترکهای لایه های آهک دار  و حل تدریجی ( تشکیل آب اسیدی و حل کربنات کلسیم )  این لایه ها و تشکیل حفره ها و غارها و در صورت کافی بودن آب تشکیل چشمه های آهکدار زیبا با ایجاد مناظر بسیار قشنگ .

نمونه ی این غارها در کشور فراوان است . حدود ۲۵ در صد آبها مصرفی ساکنان کره زمین از این نوع  چشمه ها و منابع کارستی است .

در مناطق زاگرس از این منابع با حفر چاههای عمیق استفاده ی زیادی به عمل می آید .

 آّ ب چشمه ی محمودچی از قدیم الایام روستاهای خانیا و بخشی از قنات میرزا جلیل را تا حدودی مشروب می ساخته است  و بعد از انقلاب اسلامی و زمان مسئولیت آقای عباس پیدا در جهاد سازندگی چایپاره ( دبیر آموزش پرورش منطقه )در مسیر خروج این چشمه تا مزارع  ِ کانال کشی به عمل آمده بود  تا از تلفات آب جلو گیری شود .  این کار عمرانی آقای عباس پیدا قابل تقدیربوده است .

به هر حال طبق اطلاعات رسیده چندین سال قبل که بر اثر خشک سالی ها (از سال ۲ ۷به بعد ) آب این چشمه  کاهش پیدا می کند . یکی از اهالی منطقه به فکرش می رسد که اگر در خروجی چشمه ی محمودچی دست کاری کند احتمال دارد آب بیشتری از چشمه بیرون بیاید و حتی آب سمت چورس (ایشیق بولاقی ) را هم تحت تاثیر قرار دهد . البته این کار محتمل نبوده و دلیلی هم در دست نیست که این آب در منشا یکی بوده و بعد دو شاخه شده باشد هر چند مجاری آب  این نوع چشمه ها اغلب  به همدیگر راه دارند و از پیوستن این مجاری و گسترش این فضاها ، غارها و چشمه های بزرگ بوجود می آیند .

با توجه به اینکه در خروجی این چشمه واریزه های رسوبی پای کوهی وجود دارد لذا با این دستکاری مسیر ریزش کرده و آب موجود هم گم می شود و سر انجام مسئولین دست بکار شده و در چند نکته از مسیر آب گمانه زنی کرده ودر بخشهایی از آن حجم بسیار بزرگی از خاک بر داشته می شود و سر انجام  مسیر اصلی آب را یافته و کول گذاری نموده مجددا این آب به بیرون انتقال پیدا می کندو این مصرع حافظ در ذهن تداعی می شود :

 "شيوه جنات تجري تحت الانهار داشت"

گفتنی است مابین دو چشمه ی محمودچی و ایشیق بولاقی چورس چشم اندازهای زیر قابل دید است:  

۱- ساری داش - ۲ اردو یری عباس میرزا ۳-مامال باغی  -و این دو چشمه سالهای بسیار بدی را تجربه کرده است سالهایی که لشگر عباس میرزا در سواحل ارس از پاسکوییچ و در واقع این لشکر از دست فتحعلی شاه قاجار  شکست خورده و به سمت مابین این دو چشمه عقب نشینی کرده بود  .

   عکسهای زیر در فروردین ۹۲ گرفته شده است . و توصیه ی ما اینست که تا سیزده بدر از آن بازدید کنید و با ماشین  براحتی می توانید  تا جلو چشمه بروید .برای  این چشمه چندین راه دسترسی دارد از جمله از کنار قبرستان کوچه باشی چورس و از خود خانقاه . و امید است مقامات مسئول برای آینده ی گردشگری  این منطقه فکری بکنند چون این منطقه یکی از مناظر زیبای کشورمان به حساب می آید .

با توجه به بارش نسبتا زیاد امسال هم آب چشمه ی ایشیق بولاقی و هم آب چشمه ی محمودچی زیاد شده است .

+ نوشته شده در  دوشنبه 1392/01/05ساعت 10:46  توسط علی سلطان بیگی  | 

آّب مظهر پاکی (آیدین نیق ) - موضوع چشمه ی محمودچی

چشمه ی محمودچی  چورس یا خانیا در سال های قبل

این عکس توسط آقای امیر عباس گرفته شده است (وب شاخه کام ). اما تاریخ انتشار عکس را یازدن اسفند ۹۱ درج نموده اند حتی گفته اند که خاطراتی را راجع به این چشمه تعریف خواهند کرد که تا امروز این کار را نکرده اند و ما چشم براهیم .

حرف را باید از اول تعریف کرد. و بنده هم در آخرین مطلب وب در پایان سال ۹۱ گفته بودم وقتی می خواهیم مطلبی را بنویسیم باید دامنه دار به آن به پردازیم . گذشته ی آن را هم در نظر بگیریم .

 سالها بود که می گفتند چشمه ی محمودچی خشک شده است .

و بعد در رسانه ها گفته شد این چشمه بعد از سالها دوباره پر آب شده است گه بنده  به نقل از این منابع  آن را درج نمودم . مثلا : خبر زیر :

قنات نیمه خشک "محمودچی" چورس فوران کرد

فرماندار چایپاره صبح امروز در بازدید از این قنات گفت: قنات قدیمی محمودچی که در دامنه کوهی در نزدیکی روستای خانقاه چورس قرار دارد، یک قنات قدیمی است که در پرآبترین زمان حداکثر هشت اینچ آب داشته اما بر اثر خشکسالی که از سال 1372 در منطقه اتفاق افتاد، آب آن به کمتر از دو اینچ کاهش یافته بود.

مجید هاشمی تصریح کرد: با وجود اینکه در گذشته اهالی این روستا با کمک جهاد کشاورزی چایپاره اقدام به لایروبی قسمتهایی از کوره این قنات کرده بودند ولی این کار نیز در میزان افزایش آب قنات تاثیر نگذاشته بود.

وی افزود: بر اثر بارندگیهای اخیر، آب از این قنات فوران کرده است به طوری که در حال حاضر بیش از 20 اینچ آب از آن بیرون می آید.

این مقام مسئول افزود: اقدامات کارشناسی در این زمینه در حال انجام است.

هاشمی عنوان داشت: در صورت پایداری آب قنات، اقدامات لازم برای کانالکشی در 200 هکتار از اراضی پایین دست انجام می شود.

وی بیان داشت: آب این قنات چهره کشاورزی دو روستای خانقاه چورس و قنات میرزا جلیل که هر دو مناطق دیمی هستند را تغییر می دهد.

این مقام مسئول تصریح کرد: در بیش از 60 سال گذشته چنین آبی در این منطقه مشاهده نشده بود.

هاشمی با بیان اینکه تمام آب این قنات به علت حجم زیاد قابل بهره برداری نبوده و از دسترس خارج می شود، خاطرنشان کرد: برای بهره مندی روستاییان از این آب باید اقدامات لازم انجام شود./منبع: خبرگزاری کشاورزی ایران(ایانا) 

و این هم مطلبی از وب پانا که در مورد نظرات بنده به وب ایشان جملات زیر را درج نموده بودند :

"  البته خدمت کاربری  با نام "سلطان" که نوشته بودند : محمودچی ،یک چشمه طبیعی است نه قنات، باید عرض کنم محمودچی چشمه بود ولی حالا قنات شده چون اگر شما هم کارهایی که بلدوزر روی این محمودچی بیچاره چورس ،انجام داده اند تا کمی آبدار شود می دیدید با من هم عقیده می شدید.شاید بتوان محمودچی را چشمه -قنات نامید.به هر حال بابت نظرتون ممنون."

اما آخرین باری که ما دیدیم روز اول فروردین ۹۲ بود که توصیه می نمایم حتما شما هم یک روز خود را در کنار آن بگذرانید .

تا شما آماده سفر به کنار این چشمه شوید سعی خواهیم کرد آن را توصیف نماییم .

از خوانندگان محترم تقاضا می نمایم این مطلب را با دید انتقادی نگریسته و اشکالات را گوشزد فرمایند تا نسبت به تکمیل آن اقدام گردد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1392/01/05ساعت 9:41  توسط علی سلطان بیگی  | 

به پیشواز سال نو - هر کاری دلیلی دارد

 

آیا خوب است که دلیل هر عملی بدانیم و یا اگر تمام دلایل را متوجه نشدیم تا حدی که مقدور است تلاش کنیم . برای پی بردن به دلایل - اول از خودمان بپرسیم و بعد برای درک بیشتر به دنبال مطلب برویم ؟

  در زندگی عادی و روز مره - خیلی از کارها را  انجام  می هیم و یا می بینیم که انجام می دهند مثلا نوروز را جشن می گیریم .

یلدا و چله را شب نشینی می کنیم . و مناسبت های دیگر - اما اگر خبر نگاری بیاید  و از همه ی ما به پرسد  که برای چه این جشن ها و به این عظمت برگزار می شود شاید برای تعریف ِ بیش از یک یا دوجمله برای گفتن نداشته باشیم  

 بیشتر به همان انجام کار مشغولیم یعنی  نوروزی  می شویم مثلا دید و  بازدیدها   - کم و بیش  خوشگذرانی (پذیزایی با شیرینی - میوه - آجیل ) که  امسال گرانی ها کلمه ی بیش را  از عبارت " کم و بیش " به کنار رانده است  .

   به هر ترتیب امید است خوش بگذرد  خصوصا برای بچه ها . اما داشتیم می گفتیم این احساس در ما بوجود نمی آید که سئوال گر باشیم و دنبال دلایل بگردیم  .

در کنار این جشن ها - اگر دلایل این جشن ها را به اطرافیان یا بچه ها  توضیح دهیم . فرهنگ خود را پاس داشته ایم .و آنها را از لحاظ فکری تقویت کرده ایم  حال  دلایل جش گرفتن ها افسانه باشد و یا واقعی باشد باز هم دانستن آنها بهتر از ندانستن است و افزون بر آن چون در محتوی ی این داستانها و افسانه ها کلی پاکی ها -  نیک خواهی ها - آموزش با غیرت بودن ـ وطن پرست بودن و پند و عبرت گیری ها وجود دارد . لذا فهمیدن آنها مهم است .

مثلا وقتی فریدون ضحاک ماردوش را به زنجیر می کشد معلوم است که خوبی و حق  - بدی وناحق را گرفتار می کند . این است که در آموزش بچه ها و اطرافیان سعی کنیم آنها را به  عمق نگر ی سوق دهیم . این در هر زمینه ای صادق است اگر ما از کم و کیف قضایا با خبر باشیم و به قول معروف در گیر و دار زمانه بتوانیم گلیم خود را از آب بیرون بکشیم . مسلما کمتر گول می خوریم و با  اتفاقات واقعی تر روبرو می شویم .

 و از همین جاست که امیر مومنان می فرماید : مومن باید زرنگ باشد .

چرا که برای زندگی کردن علم زندگی لازم است و اگر یک موقع اشتباه ها پیش آمد باید از آنها درس گرفت و   برای بعدها مسیر درستی انتخاب کرد و خلاصه  باید گفت که به ریشه ها بر گردیم از عوام بودن رها شویم .

درست است که در کتابهای درسی تا حدودی این مسایل آموزش داده می شوند ولی باید بیشتر از آن مطالعه نماییم  تا به  ریشه برسیم.  از فرصتی که پیش آمده این مطالب را برای مطالعه انتخاب کردم :

خیلی از شاعران برای این روزها  سروده اند از جمله نظامی -سعدی -حافظ و  فردوسی ....

بهاری داری ازوی بر خور امروز
که هر فصلی نخواهد بود نوروز

گلی کو را نبوید آدمی زاد
چو هنگام خزان آید برد باد

نظامی گنجوی

 

نوروز برابر با یکم فروردین ماه (روزشمار خورشیدی)، جشن آغاز سال و یکی از کهن‌ترین جشن‌های به جا مانده از دوران باستان است. خاستگاه نوروز در ایران باستان می‌باشد و هنوز مردم مناطق مختلف فلات ایران نوروز را جشن می‌گیرند. امروزه زمان برگزاری نوروز، در آغاز فصل بهار است. نوروز در ایران و افغانستان آغاز سال نو محسوب می‌شود و در برخی دیگر از کشورها تعطیل رسمی است.

بنا به پیشنهاد جمهوری آذربایجان،[۱] مجمع عمومی سازمان ملل در نشست ۴ اسفند ۱۳۸۸ (۲۳ فوریه ۲۰۱۰) ۲۱ ماه مارس را به‌عنوان روز جهانی عید نوروز، با ریشهٔ ایرانی به‌رسمیت شناخت و آن را در تقویم خود جای داد. در متن به تصویب رسیده در مجمع عمومی سازمان ملل، نوروز، جشنی با ریشه ایرانی که قدمتی بیش از ۳ هزار سال دارد و امروزه بیش از ۳۰۰ میلیون نفر آن را جشن می‌گیرند توصیف شده‌است.[۲]

پیش از آن در تاریخ ۸ مهر ۱۳۸۸ خورشیدی، نوروز توسط سازمان علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد، به عنوان میراث غیر ملموس جهانی، به ثبت جهانی رسیده‌بود.[۳] در ۷ فروردین ۱۳۸۹ نخستین دورهٔ جشن جهانی نوروز در تهران برگزار شد و این شهر به عنوان «دبیرخانهٔ نوروز» شناخته شد. ( منابع سایت دانشنامه - نوشهر نیوز )

نوشهر نیوز- انسان‏، از نخستین ادوار زندگی اجتماعی، متوجه بازگشت و تکرار برخی از رویدادهای طبیعی، یعنی تکرار فصول شد. نیاز به محاسبه در دوران کشاورزی ، یعنی نیاز به دانستن زمان کاشت و برداشت، فصل بندی ها و تقویم دهقانی و زراعی را به وجود آورد. نخستین محاسبه فصل ها، بی گمان در همه جوامع با گردش ماه که تغییر آن آسانتر دیده می شد صورت گرفت. و بالاخره در نتیجه نارسایی ها و ناهماهنگی هایی که تقویم قمری، با تقویم دهقانی داشت، محاسبه و تنظیم تقویم بر اساس گردش خورشید صورت پذیرفت.

 سال در نزد ایرانیان از زمانی نسبتا کهن به چهار فصل سه ماهه تقسیم شده و همان طور که ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه آورده است آغاز سال ایرانی از زمان خلقت انسان ( یعنی ابتدای هزاره هفتم از تاریخ عالم) روز هرمز از ماه فروردین بود، وقتی که آفتاب در نصف النهار ، در نقطه اعتدال ربیعی ، و طالع سرطان بود.

پیدایش جشن نوروز
جشن نوروز را به نخستین پادشاهان نسبت می دهند. شاعران و نویسندگان قرن چهارم و پنجم هجری چون فردوسی، عنصری، بیرونی، طبری و بسیاری دیگر که منبع تاریخی و اسطوره ای آنان بی گمان ادبیات پیش از اسلام بوده ، نوروز را از زمان پادشاهی جمشید می دانند.
در خور یادآوری است که جشن نوروز پیش از جمشید نیز برگزار می شده و ابوریحان نیز با آن که جشن را به جمشید منسوب می کند یادآور می شود که : «آن روز که روز تازه ای بود جمشید عید گرفت؛ اگر چه پیش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود».
 

روایت های اسلامی درباره نوروز
آورده اند که در زمان حضرت رسول (ص) در نوروز جامی سیمین که پر از حلوا بود برای پیغمبر هدیه آوردند و آن حضرت پرسید که این چیست؟ گفتند که امروز نوروز است. پرسید که نوروز چیست؟ گفتند عید بزرگ ایرانیان. فرمود: آری، در این روز بود که خداوند عسکره را زنده کرد. پرسیدند عسکره چیست؟ فرمود عسکره هزاران مردمی بودند که از ترس مرگ ترک دیار کرده و سر به بیابان نهادند و خداوند به آنان گفت بمیرید و مردند. سپس آنان را زنده کرد وابرها را فرمود که به آنان ببارند از این روست که پاشیدن آب در این روز رسم شده. سپس از آن حلوا تناول کرد و جام را میان اصحاب خود قسمت کرده و گفت کاش هر روزی بر ما نوروز بود..... .

و واقعا که دانستن دلایل  بر شیرینی این روزها می افزاید .

و حرف آخر - حال چه با دانستن دلیل آمدن سال نو  و چه بی دلیل امید است ایزد متعال یاری فرماید در سال آینده موفق باشیم .

 مسئولان و مردم کشورمان در تمامی زمینه ها بر مشکلات از جمله گرانی ها  فایق آیند  

+ نوشته شده در  دوشنبه 1391/12/28ساعت 12:13  توسط علی سلطان بیگی  | 

ایرانیان به طب سنتی خود کم توجه می کنند . ( نقل از وب گیاهان دارویی و معطر )

طب سنتي». واژه اي که ايرانيان را به ياد تاريخ درخشاني مي اندازد که روزگاري زبانزد جهانيان بود. طبي که نام کتاب قانون ابوعلي سينا را در ذهن ها تداعي مي کند. کتابي که استفاده از داروهاي گياهي براي درمان بيماري ها را پيشنهاد مي دهد و اين روزها، به عنوان يکي از منابع درسي رشته پزشکي در دانشگاه هاي برتر جهان تدريس مي شود. امروزه طب سنتي ايران در برخي کشورها از جمله پاکستان و هند طرفداران بسياري دارد به گونه اي که دانشکده هاي اين طب، همه ساله پذيراي دانشجوياني است که با شور و اشتياق براي فرا گرفتن اصول و فنون آن ابراز علاقه مي کنند. اما ايران اسلامي که زادگاه اين طب است هنوز نتوانسته است براي توسعه و ترويج آن اقدام قابل توجهي انجام دهد. هرچند در سال هاي اخير تلاش هايي از جمله راه اندازي دانشکده هاي طب سنتي در دانشگاه هاي علوم پزشکي انجام شده است اما تاخير در انجام اين کار، فاصله طب سنتي ايران با جايگاه واقعي آن را آن قدر دور کرده است که پيش بيني مي شود سال ها براي رسيدن به اين جايگاه زمان نياز باشد. مصداق اين حرف صحبت هاي کارشناساني است که در گفت و گو با خراسان رضوي مطرح کرده اند. آن ها معتقدند طب سنتي ايران آن طور که بايد و شايد به جهانيان معرفي نشده است.

سابقه طب سنتي در ايران و يونان زبانزد است

دکتر «سنجيو مهتا»، که يک پزشک هندي است طب سنتي ايران و يونان را در جهان زبانزد مي داند اما معتقد است آن چنان که بايد و شايد به آن پرداخته نشده است. او مي گويد: ما در هندوستان معتقديم که با هر بيماري برخي سموم وارد بدن انسان مي شود و با استفاده از داروهاي گياهي که در طب سنتي به آن ها اشاره شده است، مي توان اين سموم را دفع کرد. دکتر سنجيو مهتا با اشاره به اين که در هندوستان تمايل زيادي به استفاده از طب سنتي ايراني وجود دارد مي گويد: توجه به اين علم مي تواند در جذب گردشگران سلامت نيز موثر باشد و بسياري از بيماران را براي درمان به مراکز درماني در ايران هدايت کند.

پزشک خانواده عضوي از هر خانواده است

از او درباره وضعيت ساز و کار پزشک خانواده در هندوستان سوال مي کنم مي گويد: «در هندوستان پزشکان خانواده ارتباط صميمي و نزديکي با خانواده ها دارند. به گونه اي که تمام وقت براي حفظ سلامتي آن ها تلاش مي کنند. گاهي اوقات اين ارتباط آن قدر صميمي است که پزشکان از درآمد خود براي سلامت بيماران شان هزينه مي کنند.»

طب سنتي براي ايران «فرصتي طلايي» است

«کيو ماهالتي»، کارشناس حقوقي گردشگري سلامت در آفريقاي جنوبي است. وي معتقد است طب سنتي ايران يک فرصت طلايي براي توسعه گردشگري سلامت به شمار مي آيد.

او در اين باره مي گويد: سابقه طب سنتي در ايران ويژگي منحصر به فردي است که در ساير کشورها وجود ندارد و اين مي تواند برگ برنده اي براي جذب گردشگر سلامت در ايران باشد. اما نمي دانم چرا مسئولان ايران به توسعه اين طب کم توجه اند و براي استفاده از قابليت هاي آن تلاش نمي کنند.

يک پيشنهاد استثنايي همه را جذب مي کند

ماهالتي که سابقه حضور در مراکز درماني متعددي در آفريقاي جنوبي را دارد مي گويد: «ارائه يک پيشنهاد متفاوت و منحصر به فرد به ديگران مي تواند هر گردشگري را، حتي از کره ماه به سمت کشور شما جذب کند.

طب سنتي ايران چنين قابليتي دارد و اگر روي توسعه آن سرمايه گذاري شود مطمئن باشيد گردشگران بسياري را جذب مي کند.» او ادامه مي دهد: در برخي کشورها از جمله تايلند براي استفاده از طب سنتي خدمات بيمه اي ارائه مي شود و در کشوري مانند تايلند سالانه ميليون ها نفر از اين خدمات بيمه اي استفاده مي کنند.

داروهاي گياهي روح و جسم بيمار را همز مان درمان مي کند

اين کارشناس مي افزايد: «استفاده از داروهاي گياهي علاوه بردرمان جسم، روح بيماران را نيز درمان مي کند، استرس بيماران را کاهش مي دهد و احتمال بروز آسيب ها و عوارض جراحي و داروهاي شيميايي را نيز از بين مي برد.» ماهالتي با اشاره به اين که درمان روح بيماران تاثير به سزايي در درمان جسم آن ها دارد مي گويد: «در يکي از مراکز درماني آفريقاي جنوبي که ويژه کودکان است، با استفاده از علم موسيقي درماني کودکان را تحت مداوا قرار مي دهند که اين شيوه مورد استقبال گسترده اي قرار گرفته است. در اين مرکز بسياري از عوارض بيماري ها و دردهاي ناشي از آن ها در کودکان، با موسيقي درماني بهبود مي يابد و با تقويت روح آن ها شرايط براي درمان جسم فراهم مي شود.»

طب سنتي بايد قانون مند باشد

«مراد ارکان» که به عنوان مدير اجرايي يکي از بيمارستان هاي ترکيه فعاليت مي کند تمايل مردم اين کشور به استفاده از طب سنتي و داروهاي گياهي را بسيار چشم گير ارزيابي مي کند اما معتقد است قانون مند نبودن طب سنتي شرايط را براي توسعه آن دشوار کرده است.

او مي گويد: سالانه برخي بيماران کشور ترکيه براي درمان با طب چيني به اين کشور سفر مي کنند اما با عوارض ناشي از درمان اين طب دوباره به بيمارستان هاي ترکيه مراجعه مي کنند تا با طب نوين درمان شوند. مراد ارکان که اطلاعات چنداني درباره طب سنتي ايران ندارد مي افزايد: اگر طب سنتي ايران از سوي مسئولان اين کشور مورد حمايت قرار گيرد و چارچوب قانوني براي توسعه آن وجود داشته باشد مطمئنا با استقبال مناسبي مواجه خواهد شد.

کشورهاي اسلامي توان بالقوه اي براي توسعه گردشگري سلامت دارند

مراد ارکان کشورهاي اسلامي را داراي توان بالقوه اي براي توسعه گردشگري سلامت ارزيابي مي کند و مي افزايد: مشکلي که در حال حاضر در توسعه اين صنعت وجود دارد، کمبود ارتباطات ميان کشورهاي اسلامي است که بايد مورد توجه بيشتري قرار گيرد. او با اشاره به اين که در گذشته بسياري از بيماران کشور ترکيه براي درمان به اروپا سفر مي کردند مي افزايد: در حال حاضر با تلاش هاي انجام شده نه تنها بيماران ترکيه در همين کشور درمان مي شوند بلکه برخي بيماران نيز از کشورهاي اروپايي به ترکيه مي آيند. اين نشان مي دهد که کشورهاي اسلامي قابليت لازم را براي توسعه صنعت گردشگري سلامت دارند.

نويسنده: عبدالهي

منبع: خراسان نیوز

این مطلب از وب  امیر سلطان بیگی برداشته شده است با تشکر .    

+ نوشته شده در  یکشنبه 1391/12/27ساعت 20:0  توسط علی سلطان بیگی  | 

مرحوم دکتر محمد امین ریاحی (نقل از سایت دکتر موید حسینی صدر)

محمدامین ریاحی سال 1302 در شهرستان خوی متولد شد

وی تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در زادگاه خود به پایان برد و بعد راهی تهران شد.
دکتر ریاحی، فرهنگ‌پژوه، ادیب و مصحح و پژوهشگر ‌نامدار ادبیات در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت و به دریافت دکتری زبان و ادبیات فارسی نائل آمد.

ریاحی پس از فراغت از تحصیل به تدریس ادبیات پرداخت.

وی در سمت‌های عضویت هیئت مؤلفان لغتنامه دهخدا، مدیر ملی وزارت فرهنگ سابق، رایزنی فرهنگی ایران در کشور ترکیه، استادی دانشگاه آنکارا، دبیر کلی هیئت امنای کتابخانه‌های عمومی کشور، استادی دانشگاه تهران، نیابت ریاست فرهنگستان ادب و هنر ایران، ریاست دانشکده هنرهای دراماتیک، ریاست بنیاد شاهنامه فردوسی (به مدت دو سال و پس از مجتبی مینوی) به خدمت فرهنگی ‌پرداخت.

او مدت کوتاهی نیز کسوت وزیری آموزش و پرورش را بر عهده داشت.

از فعالیت‌های مطبوعاتی او سردبیری هفته‌نامه مهرگان و آموزش و پرورش و سیمرغ را باید نام برد. از وی اشعاری نیز به جا مانده است.

از آثار او می‌توان به «زبان و ادبیات فارسی در قلمرو عثمانی»، «گلگشت در شعر و اندیشه حافظ»، «تاریخ خوی»، «کسایی مروزی - زندگی و اندیشه و شعر او»، «مجموعه مقالات - حاوی 50 مقاله تاریخی و ادبی» و «تاریخ روابط سیاسی ایران و عثمانی» اشاره کرد.

علاوه بر تألیف، تعدادی از متون کهن فارسی به تحقیق و تصحیح او به چاپ رسیده که از جمله آنها می‌توان «مرصاد العباد نجم الدین رازی»، «مفتاح المعاملات» قدیمی‌ترین متن ریاضی فارسی و همچنین «جهان نامه متن قدیم جغرافیایی» را نام برد.

از جمله پژوهش‌های شاخص دکتر ریاحی تحقیقش درباره مزار شمس در خوی بود که با  اسناد و مدارک دقیق و غیر قابل انکار در کتاب تاریخ خوی که انتشارات طرح نو سالیان قبل منتشرش کرده بود، این نکته با به اثبات رساند. بر همین بنیاد سال گذشته (1387) در همایشی با عنوان شمس و مولانا در شهرستان خوی از پژوهش‌های ارزنده این استادنامی تقدیر به عمل آمد.[ آشنایی با برج شمس تبریزی - خوی] دکتر محمد امین ریاحی  صبح جمعه 25 اردیبهشت 1388 در بیمارستان ایرانمهر درگذشت.

با کسب اجازه از مدیریت محترم سایت (۲۷/۱۲/۹۱)

+ نوشته شده در  یکشنبه 1391/12/27ساعت 19:50  توسط علی سلطان بیگی  | 

یک نامه ی قدیمی از دامداران چورس

شناسگر رکورد : 789031
شماره بازیابی : ۵/۲۱۵۶/۵/۳/۶س
شماره بازیابی : ۵/۲۱۵۶/۵/۳/۶
موضوع کارتن : [آذربایجان غربی]
تاریخ ورود رکورد : 20100406per50
زبان اثر : Per(فارسی)
عنوان اصلي : [دامداران قریه چورس]
تاریخ سند : ۱۳۴۷/۱۰/۲۱ تا ۷/۴/۱۳۴۸
نام خاص و کميت اثر : ۹برگ، ۱پاکت
مواد همراه اثر : تمبر
يادداشتهاي مربوط به مندرجات :

نامه چند نفر از دامداران قریه چورس، راجع به دریافت وام از سوی بانک کشاورزی و عدم توانایی برای پرداخت اقساط آن و نامه خزیمه علم به بانک مزبور مبنی بر تقاضای استمهال برای پرداخت بدهی به دامداران

 

***در گذشته (سال ۱۳۴۷)تعدادی از اهالی چورس برای پرورش گوسفند و در واقع برای تامین هزینه های روز مره از دولت وام گرفته بودند . ولی موقع باز پرداخت می رسد و آنها نمی توانند وام خود را بر گردانند. و مقداری سخت گیری می شود و آنها ناچارا این نامه را می نویسند.

اصل نامه موجود نبود

با تشکر واجازه از مدیریت سایت - مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی

+ نوشته شده در  سه شنبه 1391/12/15ساعت 19:53  توسط علی سلطان بیگی  | 

ادامه ی بحث عبارت " میرگار " یا میر روزگار

 از دوستان سئوال شد ه بود که عبارت "  میز گار " در اصل چه بوده است ؟

میز گار در ترکی ارزش و قدرت یک نفر در میان قبیله -  آشنایان و محله می باشد .

 با تشکر از آقای م - ج که نوشته بودند منظور از میز گار "  میر روزگار" بوده است که به نظر هم درست می آید . 

اما ایشان توضیح زیادی نداده بودند که "میر روزگار " که بوده است . کجا زندگی می کرده و

 چگونه روزگار می گذرانده است . امید است که این مطلب را ادامه داده تا به نام خودشان درج گردد .

اما باید این کلمه ی" میر " که در اول بعضی کلمات آمده است مهم باشد مثلا :

میر آب

میر نوروز

میر روزگار

میر غضب ۰ (که ای کاش این پست و منصب به خاطر کار و عمل کشتن  از اول نبود )

معادل "میر "در زبان ترکی آذربایجانی باید" بیک "باشد . بیک جوان - بیک درویش - بیک بولاغی - بیک زاده . 

که البته همانطور که همه هم مستحضر می باشید در اول اسم سادات محترم هم  یک میر یا سید آورده می شود.

 تعریف میر نوروزی :

 در ایران رسم بود در ایام عید نوروز محض تفریح عمومی و مضحکه فردی عامی و از میان مردم را به عنوان 

پادشاه یا امیر یا حاکمی موقتی به نام میر نوروزی انتخاب می‌کردند و برای یک یا چند روز زمام امور شهری را به 

عهده‌اش می‌سپردند پس از انقضای ایام جشن سلطنت او نیز به پایان می‌رسیده‌است. واضح است که 

جز تفریح و خنده و بازی هیچ منظور دیگری در بین نبوده است و احکامی که میرنوروزی صادر می‌کرده پس از نوروز

 به حال اول بازگردانده می‌شده‌است.

میر نوروزی و حافظ :  

سخن در پرده میگویم چو گل از غنچه بیرون آی       که بیش از پنج روزی نیست حکم میر نوروزی

و میرآب از زبان مولوی :

ای میرآب بگشا آن چشمه روان را    تا چشم‌ها گشاید ز اشکوفه بوستان را
آب حیات لطفت در ظلمت دو چشم است    زان مردمک چو دریا کردست دیدگان را
هرگز کسی نرقصد تا لطف تو نبیند    کاندر شکم ز لطفت رقص است کودکان را
اندر شکم چه باشد و اندر عدم چه باشد    کاندر لحد ز نورت رقص است استخوان را
بر پرده‌های دنیا بسیار رقص کردیم    چابک شوید یاران مر رقص آن جهان را
جان‌ها چو می‌برقصد با کندهای قالب    خاصه چو بسکلاند این کنده گران را
پس ز اول ولادت بودیم پای کوبان    در ظلمت رحم‌ها از بهر شکر جان را
پس جمله صوفیانیم از خانقه رسیده    رقصان و شکرگویان این لوت رایگان را
این لوت را اگر جان بدهیم رایگانست    خود چیست جان صوفی این گنج شایگان را
چون خوان این جهان را سرپوش آسمانست    از خوان حق چه گویم زهره بود زبان را
ما صوفیان راهیم ما طبل خوار شاهیم    پاینده دار یا رب این کاسه را و خوان را
در کاسه‌های شاهان جز کاسه شست ما نی    هر خام درنیابد این کاسه را و نان را
از کاسه‌های نعمت تا کاسه ملوث    پیش مگس چه فرق است آن ننگ میزبان را
وان کس که کس بود او ناخورده و چشیده    گه می‌گزد زبان را گه می‌زند دهان را
غزل شمارهٔ ۱۸۶

 
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 
 و خدا بیامرزد میر های چورس را

 بعضی از این میرها دوتا عنوان میری را داشتند (سید هم بودند )

آقا میر وهاب-  آقا میر صادق - آقا میر شفیع - که به نوعی هم با ایشیق بولاقی مرتبط بوده اند و

بعضی از این میرها ی مرحوم هم فقط میراب ایشیق بولاقی یا نهر شهره جو ی چورس بودند : 

ذوالفقار بیک - حیدر حسن - صالح - خلیل آقا - احمد موسی - بوده اند .   

***

ازمیر های دیگر میر لشکر (یا  امیر لشکر )

میر پنج

میرآخور

میر خواند

میر فندرسکی

 

عبارتی است که مردم  در توصیف یک نفر که صاحب قدرت بود بکار می برند : مثلا زمان بروو بروو ی فلان کس بود (یعنی فلانی در آن زمان صاحب اختیار بود ) یا میرو میرو زمانی حالاین عبارت میرو میرو یا برو و بروو بوذه نمی دانم اگر میرو میرو باشد به نظر می آید آن هم به کلمه ی  میر نزدیک بوده باشد .

حال ماند کلمه ی میرزا (عالم یا داننده و با سواد- تعویذ نویس -عریضه نویس -  تنظیم کننده ی سند های خرید و فروش املاک - نامه خوان و نامه نویس در قدیم  -  عاقد و گرداننده مکتب خانه های قدیمی  ) که یا یک کلمه ی مستقل است ویا این میرزا هم از میر گرفته شده و به اصطلاح طنز از دست میر ، آب خورده است و به میرزایی رسیده و به این شکل درآمده است .

امید است همراهی کنید تا صحبت را حمع کنیم .

 



+ نوشته شده در  جمعه 1391/12/11ساعت 12:30  توسط علی سلطان بیگی  |