چایپارا (چورس)

پول و یالان

دیروز دوستی داشت یک همکار جوانی را پند می داد که وقت ازدواج است و او می  گفت که آقا الان چندین صد میلیون پول لازم است و یا این که دروغ حرف بزنی .  

این حرف ایشان آن ضرب المثل قدیمی را به یادم آورد :  

توی ایلی یه نین  گرک کی  پولی اولسین یا دا بیر چوال یالانی

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۹۴/۰۲/۰۳ساعت 9:15  توسط علی سلطان بیگی  | 

ایشیق بولاقی

نقل از وب صالحین روستای چورس ایشیق بولاقی از جاذبه های گردشگری چورسچشمه طبیعی که از دل صخره های اطرافش سرازیر شده و به غیر از آبیاری باغ های پایین دست ، آب شرب اهالی نیز از آن تامین می شود. بولاق در ترکی آذربایجانی به معنی چشمه وایشیق به معنی روشنایی می باشد.  
  این چشمه سالیان درازی جاری است و تاثیر خشکسالی ها (که بیشتر چشمه های چورس و دیگر روستاها را خشک نمود) بر ایشیق بولاغی تنها پایین آمدن مقداری از آبدهی آن بود و گمان می رود که چشمه ای کارستیک (در زمین های آهکی)باشد، در چشمه های کارستی آب در اثر ترکیب با co2 هوا اسیدی شده و موجب انحلال بافت آهکی سنگ ها شده، و و از طریق درزها ی به وجود آمده آب نفوذ می کند در ادامه نیز مجاری گشادتری در اعماق زمین از به هم پیوستن حفره ها ایجاد می شود هم چنین (حفره ها ی طبیعی سطح زمین) مناطق تغذیه ی نقطه ای محسوب می شوند، به علت مسیر مستقیم و کوتاه  آب نفوذی (مثل چشمه های آبرفتی به صورت طبیعی از صافی شنی نمی گذرند) جهت مصارف شرب لازم است از فعالیت های آلوده کننده در منطقه ی تغذیه کننده ی چشمه جلوگیری بعمل آید. در مقایسه با آب چاه های عمیق که در مسیر طولانی نفوذ خود  به اعماق زمین مواد معدنی زیادی را در خود حل می کنند و میزان ناخالصی این آب ها بالا می باشد ولی آب چشمه ها جوان بوده و ناخالصی خیلی کمی دارند و هرچه میزان ناخالصی های آب کمتر باشد از نظر کیفیت شیمیایی آب سالمتری به شمار می رود.درخت های گردوی  مسیر سرچشمه ی ایشیق بولاغی در روزهای گرم تابستان سایه ی دلنشینی را برای استراحت و استفاده کنندگان از آب چشمه  ایجاد کرده اند که میهمانان چورس حتما در این محل اوتراقی داشته اند
+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۹۴/۰۲/۰۳ساعت 9:2  توسط علی سلطان بیگی  | 

یادی از یک زمین شناس خویی (دکتر غلامعلی اخروی)

مقدمه کوتاه بر این نوشته از مدیریت وب :

با عرض تسلیت به خانواده محترم این دانشمند محترم و طلب آمرزش برای استاد فقید ، متاسفانه بنده قبلا با این انسان دانشمند آشنایی نداشته ام و چون در رشته زمین تحصیل کرده ام . اغلب زمین شناسان را  تا حدودی می شناسم  مثلا آقای دکتر آریایی را که ایشان هم خویی و زمین شناسند ( در دانشگاه مشهد ) . که شاید کوتاهی از بنده بوده باشد. امید است بچه های خوب خوی قدم در راه علمی ایشان گذاشته و موجبات پیشرفت کشورمان و منطقه را فراهم آورند. 

-------------------- 

نقل از وب انجمن خویی های مقیم تهران ( با تشکر و  کسب اجازه در نقل این مطلب)

دکتر غلامعلی اخروی از آن دست انسان‌هایی بود که علاوه بر فعالیت‌های علمی و سوابق فرهنگی در مدارس و دانشگاه‌ها، به فرهیختگی، نکته‌سنجی، ادب، تواضع و نوع‌دوستی شهرت داشت. او بسیار اهل مطالعه و از ذوق ادبی وافری بهره‌مند بود و گاهی به مناسبت‌هایی شعر می‌سرود. دکتر اخروی جزء فعالان و مبارزان سیاسی زمان حکومت پهلوی بود و به ایران عشق می‌ورزید. اخروی چند سال دبیر دبیرستان حکیم نظامی قم و مدت کوتاهی هم رئیس ادارۀ فرهنگ (آموزش‌وپرورش) این شهر بود و در همین مدت چنان ارتباط صمیمانه‎ای داشت که همیشه وی را برای برنامه‌های مرتبط به قم دعوت می‌کردند. برای یکی از این برنامه‌ها شعری سروده بود که فقط چند بیت آن روحیه و احوال او را حکایت می‌کند:

من مست جام خدمتم، خاکِ ره این ملتم

ساقی بشارت‌ها بده دُردی‌کش میخانه را

در خدمت ایران من، درد من و درمان من

با آتش پنهان من، روشن کن این کاشانه را

در عصر مرگِ عاطفه، نوری ز یک‌رنگی رسید

فرصت شمار ای بی‌خبر، این هدیۀ جانانه را

دکتر غلامعلی اخروی

ماهنامۀ خوی‌نگار در شمارۀ 9 (اردیبهشت ماه 1390) گفت‌وگوی مفصلی با دکتر اخروی را چاپ کرد. در مناسبت‌های دیگری هم اشعار و یادداشت‌هایی از او را منتشر می‌شد.

زادۀ 21 آذر 1303 خوی در کوچۀ دبیرنظام بود. به گفتۀ خودش: «مرحوم مادرم اهل بورسای ترکیه بود. 3 برادر و یک خواهر بودیم. برادر بزرگم حاج‌مهدی مرد شریف و مؤمن و پاکی بود. با وجود ناتنی بودن، بر گردن همۀ ما حق داشت.» دورۀ ابتدایی را در دبستان هدایت و سیکل اول متوسطه را در دبیرستان خسروی گذراند. سال 1319 برای ادامۀ تحصیل به دانشسرای مقدماتی ارومیه رفت. با اتمام تحصیلات به خوی بازگشت و مدتی در مغازه‌ای مشغول کار شد. 4- 3 سال بعد توسط ادارۀ فرهنگ به کار دعوت شد و ابتدا در مدارس سلماس و سپس خوی فعالیت کرد.

شهریور سال 1324 به تهران رفت و مدت‌ها در مدارس قم، تهران و کرج تدریس کرد. در دانشگاه تهران در رشتۀ زمین‌شناسی ادامۀ تحصیل داد و در همین زمان با دکتر یدالله سحابی و دکتر عبدالله شیبانی آشنا شد. بعد از اخذ مدرک و حضور دوباره در قم، 7 ماه ریاست ادارۀ فرهنگ این شهر را برعهده می‌گیرد و سپس به ریاست ادارۀ مطبوعات وزارت فرهنگ منصوب می‌شود. در سال 1343 به دنبال قبولی در آزمون بورسیه، برای گذراندن دورۀ ضمن خدمت به فرانسه می‌رود. در رشتۀ زمین‌شناسی دانشگاه سوربون نام‌نویسی می‌کند و با سخت‌کوشی زیاد، در دو سال و با بهترین نمره در این رشته به اخذ مدرک دکترا نائل می‌شود. دکتر اخروی می‌گفت: «استادم در جلسۀ دفاعیۀ پایان‌نامه‌ام گفت که این پایان‌نامه یک طرح 5 ساله بود که اخروی با تلاش‌های شبانه‌روزی در آزمایشگاه، کار را زودتر به پایان برده است. من تنها ایرانی بودم که کلید دانشکده را در اختیار داشتم. استادم از من خواست که در فرانسه بمانم و گفت ایران بروی می‌خواهی چه کاره بشوی؟ گفتم: یا مرا به زندان خواهند برد یا اگر وضعیت عوض شود، وزیر خواهم شد! چرا که از اول با ساواک درگیری داشتم.»

دکتر غلامعلی اخروی

دکتر اخروی بعد از بازگشت به ایران به وزارت فرهنگ و هنر منتقل می‌شود. سال 1359 با وجود پیشنهادهای متعدد و مدتی همکاری با نخست‌وزیری، ترجیح می‌دهد بازنشسته شود. از سال 1385 به دلیل علاقه به زادگاهش، برای زندگی به خوی می‌آید. او در مدت اقامتش در خوی تا جایی که امکان داشت در کارهای خیر پیش‌قدم می‌شد، از جمله 1000 جلد کتاب از کتابخانۀ شخصی را به ادارۀ ارشاد و لوازم آزمایشگاهی و تجهیزات دیگری را به مراکز آموزش ‌عالی خوی اهدا کرد. خانه‌ای را هم که در آن ساکن بود، به انجمن خیرین مدرسه‌ساز هدیه کرده بود. او همیشه از خوی دیروز و امروزبه نیکی یاد می‌کرد، اگر چه به‌عنوان یک انسان فرهنگی و نکته‌سنج نقدهایی هم به رفتار مردم داشت و از رواج بعضی رفتارهای کلیشه‌ای و خرافی بین مردم نگران بود.   

  دکتر غلامعلی اخروی بعد از ماه‌‌ها بیماری و کسالت، روز جمعه 7 فروردین ماه دار فانی را وداع گفت و در آرامستان خوی به خاک سپرده شد. روحش قرین رحمت الهی باد.

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۹۴/۰۱/۳۰ساعت 20:34  توسط علی سلطان بیگی  | 

زنبورداران قدیمی در چورس و رابطه شکوفه های درخت به (هیوا ) بافعالیت زنبور عسل

بطور کلی اولین درختی که در بهار شکوفه می دهد بادام است و همزمان و کمی زودتر از آن   بید مشک به  گل می نشینند این شکوفه های زود هنگام بسیار برای زنبورها خوب و مهم و به هنگام می باشند .

شاید بتوان گفت با توجه به زمان شکوفه کردن آنها  که اغلب درختها هنوز در خوابند و زنبوران محتاج به  شهد جدید و گرده هستند.  هیچ درختی به اندازه بید مشک به داد زنبوران نمی رسد . هرچند خود قارچیچگی هم به شرط مساعد بودن هوا خوب است و  بعد از آن هلو ها و زردآلوها گل باز می کنند. 

جا دارد در اهمیت بید مشک که هر روز هم از مقدار درختان آن کاسته می شود  جمله ای را از آقای دکتر شهرستانی نقل نمایم که گفته اند اگر زنبورداری در امکاناتش باشد که تعدادی بید مشک در محل اسکان خود بکارد اگر نکند خیانت کرده است ( نقل به مضمون) .

واقعیت این است که گاهی آدم به شبهه می افتد که آقا ما که به تعداد کافی درخت بید مشکی نداریم و هر روز از مقدار درختان آن کم می شود  این همه عرق بید مشک از کجا تولید می شود ؟ نکند اسانس آن را بکار می گیرند این بید مشکی که دوای درمان بیماری ها و تقویت  انسانها و  روح کندوی عسل است .

 

می گویند اخیرا یک ماده ای به درختان می زنند تا شکوفه کردن درختان مرکبات را مدتی به عقب می اندازند تا سرما آنها را خراب نکند که موضوع صحبت ما نیست.  

غیر از شکوفه هایی که از آنها صحبت شد  شکوفه های درخت به ( میوه به یا هیوا)  و نیز سیب   حدود 20 روز بعد از شکوفه کردن زردآلو و هلو ها باز می شوند.  در اعتقاد زنبوردارن قدیمی چورس اگر کندویی تا شکوفه درخت به (هیوا)  شروع به موم بافی ( آغاتماق)   و فعالیت نکنند باید قبول کرد که آن کندو واقعا ضعیف است  و امید زیادی به آن نمی شود بست .

به عبارتی کندویی  خوب است که در مرحله اول باز کردن شکوفه ها ، سهم خود را از شهد و گرده این  شکوفه ها بگیرد و شروع به موم بافی و تخم ریزی نماید. و به معنی دیگر خود ش را تقویت کرده و از لحاظ جمعیت کارگری برای عسل آوری آماده شود . 

از این صحبت ها که بگذریم  باید به نکته ای اشاره کنیم در طول سالیان گذشته به نظر بنده امسال بسیار شاخص و  مبارک بوده است . امسال هر چیز در جای خودش است . هیچ سرمایی تا کنون شکوفه های بهاری  کشور را تحت تاثیر قرار نداده  است و  زنبوران  تا آنجه که مقدور بوده از آن استفاده نموده اند.  

امید است سال خوبی برای عموم ملت ، کشاورزان ، دامداران و زنبورداران باشد .  

 

هر چند که تراکم زنبوران در اطراف شهرستان خوی برای زنبورداران آزار دهنده است و انتظار می رود با کمک مسئولان دولتی از این تراکم کاسته و به جاهای دیگر کوچ نمایند و تا از وابستگی به شکر رهایی یافته و نیز عسل مرغوبی تولید نمایند و همچنین هر کجا تراکم زنبوران زیاد باشد بیماریها نیز به سرعت انتقال می یابند.  

و سفارش زنبوری و بید مشکی  امروز ما : برادران زنبوردار کشور هنوز وقت باقی است همین امروز همت نمایید و قلم های بید مشک را بکارید  

بنده40 تا کندو دارم سه درخت بید مشک دارم و امسال تعدادی قلمه بید مشک به آن ها اضافه کرده ام  .  

این درخت سریع اوج می کند و زود هم جونه می زند یعنی از 100 نهال یا قلمه آن 99 تایش سبز می شود.  

انشا.. که زنبورداران عزیز با دکتر شهرستانی و حقیر هم صدا شده  و اخبار کشت قلمه بید مشکها را اعلام فرمایند  

بنده در سال 65 در باغهای دزفول حدود 50 قلمه بید مشک در حاشیه  باغ آقای لازم استاد جولا کاشتم و حتی تعدادی قله را در دزفول به همکاران دادم که در باغهایی که مستقرند بکارند و اهالی را از اهمیت آن آگاه فرمایند نمی دان از آن نهالها در دزفول چیزی مانده یا نه چون یک باغبانی که در باغ آقای استاد جولا کار می کرد بر اثر عدم اطلاع هنگام کار  به آنها علف کش  زده بود .

*** البته بعد از نوشتن این مطلب معلوم گردید که قضاوت ما کمی زود بوده است و برف و سرما در بعضی نقاط نگرانی هایی بوجود اورده است. و اگر چه بارش های خوبی اتفاق افتاده اما  این سرما و برف و باد بر فعالیت کندوها هم تاثیر داشته است .

+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۹۴/۰۱/۲۱ساعت 22:44  توسط علی سلطان بیگی  | 

اَک ، پشیمان اول

این اولین ضرب المثل قدیمی امسال ما هست

 

 حال که سال جدید شروع شده و با سبزی،سبزه ، درخت و کشت و کار  کشاورزی مقارن است این مثل مناسب این روزها خواهد بود:  

اَک ، پشیمان اول

بکار - پشیمان شو  

یعنی اگر کشت بکنیم  مثلا درخت بکاریم ضرر نخواهیم کرد و یا کاشتن بهتر از بیکار نشستن است. 

 و یا بکار یم و از این نترسیم که احتمال دارد  در اثر سرما - آفت و یا فروش نرفتن محصول حاصلی بدست نیاید.  

این ضرب المثل را از یک کشاورز اهل روستای لاری از توابع شبستر به نام حسن عمو شنیده ام ( صوفیان به سمت غرب) .

----------------

و مثلی دیگر :

کولا گئچی نین آهی بورنوزلی گئچی ده ن چیخار. 

و مثلی دیگر برای مسن بودن و به عبارتی با تجربه بودن یک شخص:

فلانی کهنه قباله دی (فلانی عین قباله و سند قدیمی است ).

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۹۴/۰۱/۰۹ساعت 18:38  توسط علی سلطان بیگی  | 

سال 1394

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۹۴/۰۱/۰۳ساعت 15:34  توسط علی سلطان بیگی  | 

ریشه ها

چندی قبل هنرمندی در سیما  به نام آقای میرزایی به زبان کردی کرمانجی می خواندند.

و گفتند این کرمانجی های عزیز در مرزهای ایران و مثلا خراسان شمالی زندگی می کنند و در زمان قدیم بخاطر شجاعت و فداکاری آنها  در حفظ مملکت به مرزها  کوچانده شده اند ( نقل به مضمون).  

کمی در ریشه ها فکر کردم و این اصطلاح کلمه " قوروما خ " یا کوروماخ حفاظت باشد

و قوروخ : مزارعی که کسی حق ندارد خود و یا حیوانات خود را در آنجا وارد نماید مثلا در جنوب خوی روستایی به این نام است که شیر گاومیش آن معروف است  و شاید در گذشته  محل چمن هایی بوده است که به دولت اختصاص داشته است .   

کلمه قوروخچی یعنی همان نگهبان دشت و مزارع و به نوعی داروغه مزارع است .   

براساس اطلاعات سایت های  اینترنتی  70 در صد کردهای مناطق مختلف از قبیله کرمانح هستند و در ایران ، ترکیه و حاهای دیگر زندگی می کنند . 

کرمانجی ها ی وطنی غیر از خراسان شمالی ،در آذربایجان غربی ،  سیستان و بلوچستان ، رودبار ، قزوین و منجیل زندگی می کنند .

اصطلاحاتی در مورد قوروق وجود دارند مثلا از قبیل " شهر قوروق هست" .  

هر چند که با توجه به قدیمی و ریشه دار بودن  فرهنگ و تارخ  هموطنان  کرد مان به نظر می آید که این کلمه اصالتا کردی باشد اما این کلمه یک کلمه اصیل ترکی نیز می باشد  و این گفته که در زمانهای گذشته آنها را به خاطر شجاعت و  روحیه رزمی شان در حفظ مرزها  به این نقاط کوچ داده اند .

هرچند اعتقاد داریم که معنی کرمانجی هر چه باشد مربوط به ملت عزیز ایران است .

این آخرین مطلب سال 93 بود که تقدیم  عزیزان نمودیم .

سال نو بر همه مبارک باد.

امید است آینده مان با فضل و عطای خدای متعال و تلاش ملت  بهتر از الان مان و گذشته مان باشد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۲۸ساعت 8:38  توسط علی سلطان بیگی  | 

دارویی به نام فابکوزین برای از بین بردن کنه واروآ یا خود زنبور ان عسل

با سلام خدمت زنبورداران، وارد کنندگان دارو های مداوای زنبور عسل و فروشندگان دارو

بنده در پاییز 93  برای مداوای کندوها از داروی فابکوزین استفاده کردم و دیروز که 22 اسفند بود برای بررسی کندوها رفتم. عمر شما دراز و جان شما سالم باشد  دو سوم کلنی ها تلف شده بودند و مقدار عسلی که برای ذخیره زمستانی کذاشته بودم عینا مانده بود.

لازم به ذکر است هر ساله از نوار های اصلی آپیستان که پلاستیکی بودند استفاده می کردم تا اینکه آنها کمیاب و گران شدند ( هر نوار 6000تومان ) و نوار زرد کم رنگ کانادایی آمد به بازار که به قول هایی زمزمه بود که در داخل کشور و برای خالی کردن جیب خلق الله تولید می شود . که از آنها هم نخریدم و مجبور شدم به فاکوزین پناه ببرم .

اما به نظرم این فابکوزین فرقی با داروی شته ( متاسیستوکس) ندارد از بو و ظاهر و بوی آن را می گویم .

و خلاصه نباید می شد آنچه که شد .

به نظرم اردن در حدی نیست که داروی زنبور بسازد و شاید برای از بین بردن آفات گوسفندان و شتر باشد. که شاید از چین آمده باشد و شاید هم کار  جیب برهای وطنی است  مشابه کاری که  چندین سال قبل به کشاورزان گندم کار هم رحم نکردند. کشاورزی می گفت سه بار داروی علف کش زدم که روی علف های هرز اثری نکرد یعنی این داروی ما  آب در آمد.

البته باز این یک قلم تقلب بهتر از کشتن زنبوران است.  درست است که سفره کشاورز و مردم خالی از نان می شود  اما عوارضی مثل کشتن ندارد. امید است این خیانت ها کمتر شود . در فکر انسان نمی گنجد که بخاطر پول دست به اعمال زشت زد ؟

قابل توجه عزیزان در وزارت جهاد  کشاورزی : برادران خود را کنار نکشید هنوز وقت آن نیست که دارو بدون دخالت دولت وارد شود.

اگر وزارت خودش اقدام به ورود دارو نماید و اقدامی که وزارت بهداشت در داروها می نماید آن وقت هر سوء استفاده کننده بی وجدانی بلند نمی شود از چین متقلب، داروی تقلبی بیاورد . 

شاید این تصور پیش اید که دارویی که وزارت بهداشت برای انسانها وارد می کند مهم است.  و چون این دارو برای زتنبور است اهمیت چندانی ندارد.

نه برادر فرقی نمی کند اگر دارویی که برای زنبور و گندم هم وارد می شود مشکل دار باشد بر غذای و سلامتی مردم سایه بی اعتمادی می  اندازد و بیا و درستش کن سالها قبل و الان نمی دانم که باز اتفاق می افتد یا نه . داروی برنج که همان فسفید آمونیوم و برای پروانه موم خوار هم بکار می رفت  را در کاغذ دستمالی پیچیده و در کیسه های برنج قرار می دادند .

قابل توجه وارد کنندگان دارو و فروشندگان محترم :

برادران کاری کنید که حداقل  شبیه به کار و کسب و کار حلال باشد و دارویی دامی  بیاورید که مردم شما را لعنت نکنند و در طبیعت و زندگی موجودات  و سلامت انسان ها تاثیر سو نداشته باشد.

شما که دردی از مردم دوا نمی کنید چرا بر بیماریها و بی اعتمادی مردم می افزایید و بقول بابا طاهر :

  تو که نوشم نئی نیشم چرایی؟

امید است که تصورات من در مورد این دارو که در بازار فراوان هم هست اشتباه باشد.

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۳/۱۲/۲۳ساعت 22:43  توسط علی سلطان بیگی  | 

تسلیت به مناسبت در گذشت حاج محمود ذکی

با عرض تسلیت به خانواده محترم حاج محمود ذکی از اهالی شریف چورس، از خداوند بزرگ برای مرحوم  آمرزش  و برای خانواده ایشان خصوصا به آقای حاج چبرائیل جوان غیور و فداکار از خیل فرزندان چورس موفقیت و سلامتی  آرزو می نمائیم .

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۳/۱۲/۲۳ساعت 16:28  توسط علی سلطان بیگی  | 

آفتاب آمد دلیل آفتاب گر دلیلت باید از وی رو متاب( چورس و تخریب و تجاوز به آثار باستانی و طبیعت آن

 آفتاب  آمد  دلیل آفتاب     گر دلیلت باید از وی رو متاب 

    (مولوی)

در پی بیانات رهبرانقلاب درباره صیانات از محیط زیست صادر شد18/12/93

بخشنامه رئیس قوه قضائیه درباره ضرورت جلوگیری از تخریب منابع طبیعی و اراضی کشاورزی

در پی بیانات مقام معظم رهبری در اهمیت و ضرورت صیانت از محیط زیست، رئیس قوه قضاییه با صدور بخشنامه‌ای به مراجع قضایی سراسر کشور دستور داد که از تعدی و تخریب منابع طبیعی و تغییر کاربری بی رویه اراضی کشاورزی جلوگیری بعمل آید.

 

 

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از اداره کل روابط عمومی قوه قضاییه، در پی بیانات مقام معظم رهبری در اهمیت و ضرورت صیانت از محیط زیست، رئیس قوه قضاییه با صدور بخشنامه‌ای به مراجع قضایی سراسر کشور دستور داد که از تعدی و تخریب منابع طبیعی و تغییر کاربری بی رویه اراضی کشاورزی جلوگیری بعمل آید.

متن کامل بخشنامه رئیس قوه قضاییه به شرح ذیل است:

بخشنامه به مراجع قضایی سراسر کشور
 در پی بیانات مهم مقام معظم رهبری (مدظله العالی) در اهمیت و ضرورت صیانت از محیط زیست، خصوصاً جنگلها، مراتع، منابع آبی و جلوگیری از تعدی و تخریب منابع طبیعی و تغییر کاربری بی رویه اراضی کشاورزی و لزوم جدیت و هماهنگی کلیه مسئولین کشور در حفظ و سلامت محیط زیست و با توجه به وظایف ذاتی دستگاه قضایی، مراجع قضایی سراسر کشور مکلفند:1- ضمن رسیدگی سریع و قاطع به پرونده های ارجاعی، با جدیت بیشتری نسبت به برخورد با متخلفین از قانون، خصوصاً افراد ذی نفوذ اقدام نموده و نباید هیچگونه کوتاهی و اغماضی در این رابطه صورت پذیرد.
2- دادستان های سراسر کشور حسب وظیفه ذاتی مکلفند در صورت عدم شکایت دستگاه های اجرایی در موارد وقوع جرم در زمینه اموال عمومی نسبت به تعقیب متهمین اقدام قانونی به عمل آورند.
3- رؤسای کل دادگستری استانها مسئولیت نظارت بر اجرای این بخشنامه را عهده دار بوده و موظفند نتیجه اقدامات به عمل آمده را به صورت مرتب به حوزه ریاست قوه قضاییه گزارش نمایند.
4- سازمان بازرسی کل کشور مکلف است با توجه به وظیفه سازمانی و با استفاده از ظرفیت وسیع قانونی، نظارت بر عملکرد مسئولین مربوطه را بیش از گذشته پیگیری و نتیجه را مستمراً به حوزه ریاست منعکس نماید.
بدیهی است دستگاه های اجرایی ذی ربط حسب وظیفه ذاتی لازم است علاوه بر نظارت بر واحدهای تحت امر، موارد جرم را به مراجع قضایی منعکس نمایند

صادق آملی لاریجانی

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۹۳/۱۲/۱۹ساعت 12:11  توسط علی سلطان بیگی  | 

توصیه های مهم مقام معظم رهبری در خصوص حفظ محیط زیست

حضرت آیت‌الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (یکشنبه93/12/17) در دیدار مسئولان و دست اندرکاران منابع طبیعی و حفظ محیط زیست،تأکید کردند:

حفظ محیط زیست یک وظیفه حاکمیتی است که باید با  تهیه سند ملی محیط زیست و  پیوست زیست محیطی برای همه طرحهای عمرانی و صنعتی و همچنین جرم انگاری تخریب محیط زیست، به این وظیفه بسیار مهم، عمل شود.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به دیدگاه اسلام در خصوص اهمیت حفظ زمین و ثروتهای عمومی کره خاکی گفتند: اسلام و ادیان الهی همواره بر لزوم احساس مسئولیت انسان در قبال طبیعت و حفظ تعادل میان انسان و طبیعت تأکید کرده اند زیرا عامل اصلی بروز مشکلات زیست محیطی بر هم خوردن این تعادل است.

حضرت آیت الله خامنه ای، چالش زیست محیطی را چالشی فراگیر در سراسر جهان برشمردند و با اشاره به آثار بلندمدت مسائل زیست محیطی، خاطرنشان کردند: تجربه‌های کشورهای مختلف نشان می دهد بسیاری از مشکلات محیط زیستی قابل پیشگیری و دارای راه حل هستند.

رهبر انقلاب اسلامی افزودند: مسئله محیط زیست، مسئله این دولت یا آن دولت، مسئله‌ی این شخص یا آن شخص و مسئله این جریان و یا آن جریان نیست بلکه موضوعی کشوری و ملی است که باید برای حل مشکلات مرتبط با آن، همه دست به دست یکدیگر دهند.
 
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه حفظ محیط زیست یک وظیفه حاکمیتی است افزودند: تهیه سند ملی برای محیط زیست، پیوست محیط زیستی برای همه طرح های عمرانی، صنعتی و تجاری، پالایش و بازنگری قوانین برای جرم انگاری تخریب محیط زیست، و تقویت نظارت های بی اغماض از مهمترین راهکارها برای حفظ محیط زیست و مقابله با سود جویان و قانون شکنان است.

حضرت آیت الله خامنه ای، نقش آفرینی مردم برای حفظ محیط زیست و فرهنگ سازی در جامعه بوسیله رسانه ملی را مهم ارزیابی و خاطرنشان کردند:

مطالبی که باید بیان شوند، امروز گفته شد و از این پس مردم باید قضاوت  

کنند که کدام دستگاهها به وظیفه خود برای حفظ محیط زیست عمل می کنند و کدام دستگاه ها برای حفظ محیط زیست، تلاش و اقدام لازم را انجام

نمی دهند.

امید است تذکرات مهم ایشان این بار  در کردار مقامات آبی- صنعت و معدن  استان و میراث فرهنگی و محیط زیستی موثر واقع شود.  

تذکراتی که  هیچ جای بحث و اما و اگر ندارد یعنی هر کاری و طرحی و تغییری در طبیعت،  انتدا اثرات طرح در طبیعت و محیط زیست   و اثرات  زیست محیطی بررسی و بعد اقدام گردد.  

مقامات محترم  سازمان آب منطقه ای ها و منابع طبیعی -  آیا چنین روش به مصلحت ما  و کشور نخواهد بود؟ که اول هر چیزی را در ترازوی زیست محیطی بگذاریم  

مثلا خرابکاری در طبیعت زیبای و تابلو گونه ی چورس را اول بسنجیم بعد دستور یورش به  این روستا تا تاریخ را بدهیم.  

- حدود دو ماه است در سایت مدیریت منابع آب (بخش شکایات ) نامه تجاوز به محدودخ  ایشیق بولاغی چورس را گذاشتم که فقط یک اقدام شده است و آن جمله ای که : به بخش مربوطه  یعنی آب منطقه ای ارومیه ارسال شد.  

حال بخش مربوطه کی اقدام و نتیج را معلوم خواهد کرد معلوم نیست؟. 

-------------------------------   

شکایت هایی به آقای رئیس جمهور جناب آقای روحانی - استانداری محترم - سازمان میراث فرهنگی - وزارت  محترم کشور - آب و فاضلاب ارسال شده  که تا کنون هیچ جوابی اخذ نشده است .

-------------------------------

شکایت مشابهی را در خصوص این چشمه و مناظر طبیعی چورس به سرکار خانم ابتکار فرستادیم که اصلا بخش شکایات رایانه ای  این سازمان بعد از گرفتن شکایت کار نمی کند و با ارسال کننده نامه ، خداحافظی ابدی می نماید. 

شکایت این است :

سرکار خانم ابتکار خواهر عزیز و بزرگوار - لطفا دستور بدهید قضیه تهدید  

 چشمه  و خرابکاری معدن کار در مناظر طبیعی چورس بررسی 

 شود .آدرس استان آذربایجان غربی-   شهرستان چایپاره - روستای 

 باستانی چورس (واقع در پنج کیلومتری قره ضیاء الدین )

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۱۷ساعت 21:8  توسط علی سلطان بیگی  | 

مقامات محترم استان آذربایجان غربی (میراث فرهنگی - محیط زیست آب منطقه ای و صنعت معدن

از مقامات محترم استان آذربایجان غربی (میراث فرهنگی - محیط زیست آب منطقه ای و فرمانداری و کارشناسانی که به دلیل دقت کم باعث شده اند چورس مورد تخریب و تجاوز قرار گیرد خواهشمندیم اهمیت حفظ محیط زیست را از زبان مقام معظم رهبری بشنوند . 

 

رهبر معظم انقلاب: مساله محیط زیست در تلاش برای توسعه کشور،اولویت دارد

تهران- ایرنا- پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله خامنه ای در آستانه هفته درختکاری، گزیده ای از بیانات رهبر انقلاب اسلامی را درباره «اهمیت حفظ محیط زیست و جلوگیری از رفتار غلط با آن» منتشر کرد.

[رهبر معظم انقلاب: مساله محیط زیست در تلاش برای توسعه کشور،اولویت دارد]

 

به گزارش ایرنا از پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله خامنه ای، گزیده بیانات رهبر معظم انقلاب بدین شرح است:

 * اهمیت محیط زیست

 * مسأله محیط زیست یا حفظ منابع طبیعی، برای ما مسأله ای تجمّلاتی و درجه دو نیست؛ یک مسأله حیاتی است. در تلاش ما برای توسعه کشور، اولویّت باید در این بخش باشد.14/12/1377

 

* در شهر اسلامی، عدالت در تقسیم خدمات شهری، تأمین آرامش روحی و امنیت معنوی، ظهور و اعتلای مظاهراسلامی و انقلابی، عمران و آبادی و زیبایی، حفظ طبیعت و صفای طبیعی، همه با هم باید مورد توجه قرارگیرد. 8/2/1378

 

* نگاه اسلام به طبیعت و محیط - اعم از جاندار و بی جان - عاطفی، اخلاقی، معنوی و هدایت گرانه است و برخورداری از مواهب طبیعی نیز بر پایه ی اصولی متین، عادلانه، حکیمانه، متوازن و سازنده استوار گردیده است. 20/3/1382

 * مسئله ی گیاه و بوستان و درخت و این چیزها جزو مسائل اصلی است؛ اینها را جزو مسائل فرعی نباید به حساب آورد. 17/12/1389

 

* سیاست برای چیست؟ اقتصاد برای چیست؟ خدمات گوناگون شهری و کشوری برای چیست؟ اصلاً پیشرفت کشور برای چیست؟ پیشرفت برای این است که انسانها زندگی سالم و مطلوبی داشته باشند. اگر محیط زیست تخریب شد، همه ی اینها باطل خواهد شد. اهمیت محیط زیست اینجاست. 17/12/1389

 * منابع طبیعی ثروتهای ملی اند؛ مال این دولت و آن دولت و این وزیر و آن وزیر که نیستند؛ اینها مال ملتهاست؛ آن هم نه ملتها در یک نسل؛ ثروتی است متعلق به ملتها در طول تاریخشان؛ از اینها باید استفاده کنند. 17/12/1389

 * جلوگیری از رفتار غلط با محیط زیست

 * همه ی این پدیده هایی که شما می بینید علیه محیط زیست و در آلوده سازی محیط زیست وجود دارد، ناشی از بد استفاده کردن از امکانات طبیعی است. 14/7/1379

 

* مسئولان کشور باید با برنامه ریزی دقیق، مدیریت صحیح و جدیت در کار، این سرزمین را از تضییع خسارت بار منابع حیاتی و طبیعی و ضایع شدن درخت، آب و خاک نجات بدهند. 14/12/1377

 * تخریب محیط زیست معلول نابرابریهای اجتماعی و استفاده غلط از طبیعت و یکی از عوامل تضییع حقوق انسانها است. 20/3/1382

* شیوه های ناصحیح و غیر عادلانه در تعامل با طبیعت و آلوده ساختن محیط زیست در کشورمان نشان دهنده فقدان آگاهیهای زیست محیطی و ضعف ساز و کارهای قانونی در صیانت از محیط زیست و جلوگیری از آلوده ساختن آنست. 20/3/1382

 * نادیده گرفتن محیط طبیعی زیست انسان هم نتیجه طغیان، خودبینی و خودخواهی در مقابل طبیعت است. 21/7/1385

مانع سوء استفاده کنندگان از جنگلها و مراتع طبیعی خصوصا در نزدیکی شهرهای بزرگ شوید و مراقب باشید دایره غصب و تصرف نابجا توسعه پیدا نکند. 18/12/1388

 

* از بین رفتن محیط سبز اطراف شهرها ، به خصوص جنگل ها، مشکلات متعدد بشری را به دنبال دارد که همه ی مسئولین مرتبط با موضوع در دولت، مجلس، قوه ی قضائیه و شهرداری ها باید برای جلوگیری از پیشرفت این حرکت غلط، اقدام جدی به عمل آورند. 15/12/1391

 

* در اطراف شهرها گاهی جنگلکاری هائی شده لیکن آن چیزی که ثروت اصلی کشور است، که مناطق سبز اطراف شهرهاست، باغات داخل شهرهاست، و بخصوص جنگلهاست، باید محفوظ بماند. 15/12/1391

 * تقویت و حفظ محیط زیست

* حفاظت از محیط زیست، جنگل ها و منابع طبیعی و فراهم کردن فضایی سالم و با طراوت برای زندگی از اساسی ترین وظایف است که مسئولان باید آن را در اولویت کاری خود قرار دهند. 17/12/1389

 

* بی اعتنایی به درخت و گیاه و تباه کردن عوامل طبیعی، برای کشور ضایعه آفرین است، ایران به لحاظ وسعت خاک یکی از کشورهای غنی جهان محسوب می شود، بنا بر این باید با استفاده از موجودی آب و با تکیه بر روشهای علمی، تمامی این سرزمین وسیع را به طور یکپارچه تحت پوشش گیاهی قرار دهیم. 14/12/1377

 * ما یک درخت میکاریم، معنایش این است که جوانها که چندین برابرِ نیروی یک آدم پا به سن گذاشتهای مثل ما در آنها وجود دارد و نشاط بیشتری دارند، تعداد بیشتری درخت بکارند و مردم عزیز کشورمان عادت کنند به سنت ایجاد این وسیله ی حیات. 18/12/1388

 * این مراسم درختکاری، اقدام نمادینی است تا جوانان با نشاط و مردم عزیز کشور به کاشتن درخت و ترویج این سنت خوب عادت کنند. 18/12/1388

 

* امروز مردم موثرترین و مهمترین نقش را در احیای فضای سبز کشور بر عهده دارند و باید در عین توجه به ایجاد فضای سبز جدید، مراقب جنگل ها، باغات، مراتع و زمین های حاصل خیز موجود هم باشند. 15/12/1390

 

*من خواهش می کنم مسئولینی که در بخشهای مختلف هستند، به این نکته توجه کنند که نگاه به مسئله آب و هوا، نگاه به مسئله غبار، نگاه به مسئله دود، نگاه به مسئله هوای سالم، نگاه به مسئله آب سالم، نگاه به محیط زیست سالم، نگاه به مسئله جنگلها، نگاه های اصلی است؛ اینها را در متن برنامه ها، در مجاری همه برنامه های زندگی بگنجانند. 17/12/1389. 

(در خانه اگر کس است این همه راهنمایی بس است)

آیا با این همه تاکید بر حفظ محیط زیست - آب - حفظ زیبایی طبیعت باز هم بخاطر مقداری سنگ، حتما  و حکما باید چورس را ویران کرد؟ 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۱۷ساعت 19:52  توسط علی سلطان بیگی  | 

مطالب آقای دکتر حسینی صدر در مورد آثار تاریخی و شخصیت های فرهنگی خوی و چایپاره

      با اجازه از مدیریت سایت آقای دکتر حسینی صدر

نماینده مردم خوی و چایپاره گفت: آثار تاریخی و شخصیت‌های فرهنگی خوی و چایپاره نیازمند بازشناسی، رسیدگی و تقویت هستند.
دکتر حسینی صدر در گفت‌وگو با خبرنگار تسنیم  اظهار داشت: خوی و چایپاره از لحاظ آثار تاریخ غنی هستند به طوری‌که مجموعه این دوشهر روی هم رفته دارای 400مفاخر فرهنگی و آثار باستانی است.
وی گفت: دژ تاریخی بسطام، حمام بیگ‌جوان، پل‌های تاریخی موجود و شخصیت‌های فرهنگی از جمله آثار باستانی چاپاره است، خوی نیز دارای علمای بزرگ و فاخری است که فردا نیز کنگره‌ای  با موضوع آیت‌الله العظمی خوئی در خوی با حضور مدیرکل اوقاف کشور برگزار می‌شود.
 نماینده خوی و چایپاره افزود: برای آثار تاریخی پل خاتون، کلیساهای خوی، شمس تبریزی و پوریای ولی کتابی توسط فردی که به تازگی به تحقیق پرداخته چاپ می‌شود.
 وی با بیان مشکلات و وضعیت آثار تاریخی و فرهنگی خوی و چایپاره تصریح کرد: باتوجه به این‌که امروزه پروژه‌های عمرانی، مسئله اشتغال و بیکاری جوانان در راس مشکلات جامعه قرار گرفته توجه زیادی به نگهداری و قدرشناسی از این آثار نمی‌شود.
دکتر صدر اظهار داشت: اگر آثار تاریخی و شخصیت‌های فرهنگی تقویت شده و برای هر اثر دفترچه راهنمایی چاپ شود هم به وظیفه ملی عمل شده و هم به سطح اشتغال‌زایی نیز کمک بزرگی می‌شود.
   تاريخ ارسال خبر : جمعه 15 اسفند 1393
جناب آقای صدر با سلام و آرزوی موفقیت برای جنابعالی در کلیه شئون زندگی و وظایف مهم نمایندگی مردم  - همانطور که شما هم فرموده اید مشکلات اشتغال و  اولویت پروژه ها خیلی امکان رسیدگی به آثار باستانی را نمی دهد و همه هم این را قبول دارند که باید هم و غم دولت به این گونه مسائل باشد. اما این گونه هم نیست که اگر این اثار خراب شدند و آوار گشتند مشکلی پیش نمی آید.

اگر از آثار چورس شروع کنیم باید بگوییم که در چندین سال گذشته دمار از روزگار میراث فرهنگی چورس در آمده است و اغلب مکان های های آن که اثری از رد پای پیشینیان بود را شخم زده اند.  

 معدن کار چندین سال قبل در خاچ قشون چورس( شمال شرق چورس سر راه حاجیلار)   آثار قدیمی و نقوش سنگی را شخمی زده که از هر تخم ،هزار تخم بر می آید .

و حال اگر این چند دیوار و چند نقش روی سنگها  مانده از گذشته ها  در چورس  تخریب شوند و نیز تخریب مناظر طبیعی آن توسط این معدن کار که حامی کمی هم ندارد تحقق پیدا کند و حتما هم اینجوری که بویش می آید تحقق تخریب آن بلا شک و بلا ریب است دیگر برای شما و ما مجالی برای صحبت از تاریخ و گذشته آن باقی نخواهد گذاشت .

آقای دکتر اکنون که تعطیلات هم دارد فرا می رسد خواهشمند یم قدم رنجه فرموده سری به این آثار بزنید و آثار باستانی را با حفاری غیر مجاز و   دندانهای بولدزر را بر روی کانال چشمه ایشیق بولاقی و مناظر زیبای طبیعی چورس مشاهده فرمائید. 

امید است که عنایتی باشد بر گره کور چورس 

نظری از یک خواننده محترم :

سلام
با شناختی که از شما دارم، به یقین می دانید این همه پند و اندرزتان حکایت نرود میخ آهنین در سنگ است. البته تلاش های جنابعالی ، نه برای خودنمایی که از سر دغدغه است. منتها پافشاری زیاد هم سبب سوء تفاهم خواهد شد. بهتر است آنهایی که هنوز در چورس ساکن هستند ، حرکتی داشته باشند. البته باز می دانم شما چه جوابی خواهید داد: ما کار خودمان را انجام می دهیم. امیدوار نیستم.
جواب وب :
بعد از سلام - جوابی که ندارم بدهم اما این چند بیت سعدی تقدیم شما

می نمایدکه جفای فلک از دامن من

دست کونه نکند تا نکند بنیادم

ظاهر آن است که با سابقه حکم ازل

جهد سودی نکند تن به قضا دادم

سعدی

این شعر را قبلا دوست بسیار عزیزی و به مناسبتی غیر از معدن  نوشته بود  و  یک گله ای کرده بود از احوال خودش و اطراف .  بنده تا حال این چند بیت  را در وب نگذاشته بودم و اینجا بی مناسبت ندیدم تا عقیده دوستان چه باشد؟

نظر دیگری خواسته بود کل این شعر را در وب بگذاریم چشم در آینده این کار را خواهیم کرد.

+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۹۳/۱۲/۱۵ساعت 23:59  توسط علی سلطان بیگی  | 

سندان یا زندان

وقتی سنم  کم بود این جمله ی  سرزنشی زیر را گاهی می شنیدم :  

" او خراب ائیله بیر  زنداندی"  ترجمه : خانه خراب مثل زندان است

و فقط این را می دانستم که بیشتر  خطاب به تنبل ها  بود .  

آقا آخر زندان چطور است و چه خصوصیتی دارد ؟ نکند چون در زندان افراد در محیط بسته هستند و نمی توانند مثل بیرونی ها این طرف و آن طرف پرسه بزنند پس بزرگتر، افراد تنبل را زندان خطاب می کنند؟  من که بر دست و پای شنونده این مثل ایمایی که زنجیری نمی بینم و یا آنها که پشت میله های زندان نیستند.

و خلاصه این جمله  ی ضرب المثل مانند  را که  گاهی می شنیدم مغز کند مرا زیر سندان قرار می داد  که معنی آن چه می تواند باشد ؟ اما هرچه چکش این ضرب المثل بر سندان مغز من می کوفت نتیجه ای حاصل نمی شد.

تا اینکه کمی از آب و گل در آمدیم  و مالاغان را ( داس بزرگ) را بدست گرفتیم هرچند که به دلیل فیزیک و مکانیک بدنی هم  ملاغان کش درست حسابی هم نشدم. ولی معنی این جمله  و مثل و معما برایم آشکار شد و    فهمیدیم باید این کلمه سرزنشی باید " سندان باشد.  

پس متوجه شدید که حقیر سندان را  کجا دیدم و چگونه شناختم ؟  

موقع درو علف، یونجه و شنبلیله که لبه تیز یک داس بزرگ  در اثر کار کردن زیاد کند می شود و نیاز به تیز کردن دارد. و چون یک سوهان نمی تواند لبه ضخیم داس را تیز کند لذا  یک قطعه آهنی که از یک طرف دوشاخه است و پایه آن محسوب می شود به زمین کوبیده می شود و  لبه داس به روی طرف پهن بالایی  سندان  قرار داده می شود و با چکش  بر لبه داس می کوبند تا نازک شود و وقتی لبه داس به مقدار کافی نازک شد بعد با سوهان آنرا حسابی تیز می کنند و به درو مشغول می شوند و این کار آنقدر ادامه می یابد که روزی برای داس لبه ای نمی ماند و باید یک داس جدید خرید .  در آهنگری هم سندان های بزرگتری بکار گرفته می شوند .

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۱۴ساعت 9:19  توسط علی سلطان بیگی  | 

اختراع در صنعت زنبورداری ( نقل از فرارو)

کد خبر: ۲۲۴۵۷۴
۰۳ اسفند ۱۳۹۳ - ۱۵:۱۲
پدر و پسری استرالیایی موفق شدند کندویی خودکار اختراع کنند که در آن برای برداشتن عسل نیاز به کار خاصی نیست و از آن مهمتر هیچ آسیبی به زنبورهای عسل وارد نمی‌شود.
 
با این اختراع تمام زنبورهای عسل در سراسر جهان می‌توانند، نفس راحتی بکشند. این اختراع، به پرورش‌دهندگان زنبور، اجازه می‌دهد که عسل را برداشت کنند؛ بدون اینکه هیچ مزاحمتی برای زنبورهای عسل ایجاد شود.
 
این وسیله از زنبورها و یک کندوی نیم ساخته تشکیل شده که نیمه دیگر آن توسط خود زنبوها و با موم  آن‌ها کامل می‌شود. پس از اینکه زنبورها خانه‌های کندو را با عسل پر کردند و آن را پوشش دادند، پرورش‌دهندگان زنبور می‌توانند در آن را باز کنند تا عسل با وسیله‌ای مانند شیر آب از آن خارج شود. بدون اینکه هیچ اختلالی برای این زنبورها ایجاد شود. آن‌ها می‌توانند دوباره وارد این سلول‌ها بشوند و باز آن را پر کنند. این اختراع به زنبورها اجازه می‌دهد که به راحتی از گیاهان تغذیه کنند و به گرده‌افشانی بپردازند و همچنین بازدیدکنندگان فضول خود را ادب کنند!  
 
* در سطر ماقبل آخر جمله ی " و به گرده افشانی بپردازند " اشتباهی ترجمه شده است شکل صحیح آن   
به این فرم تصحیح می شود " و به ذخیره گرده در این سلول ها بپردازند و نیز از این گرده های ذخیره شده برداشته خود تغذیه کرده  و یا در  تغذیه نوزادن بکار بگیرند." لازم به ذکر است که زنبوران برای ادامه زندگی و پرورش نوزادان گرده  هم می خورند. ( نویسنده وب )
(تصاویر) کندویی که اتوماتیک عسل می‌دهد!

(تصاویر) کندویی که اتوماتیک عسل می‌دهد!

(تصاویر) کندویی که اتوماتیک عسل می‌دهد!

(تصاویر) کندویی که اتوماتیک عسل می‌دهد!

(تصاویر) کندویی که اتوماتیک عسل می‌دهد!

(تصاویر) کندویی که اتوماتیک عسل می‌دهد!
+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۰۴ساعت 20:49  توسط علی سلطان بیگی  | 

بررسی اثرات جانبی استخراج سنگ های تزیینی از تپه های اطراف چورس

با سلام خدمت همه عزیزان چه آنهایی که از چورسند و چه  دوستانی که چورسی نیستند ولی ممکن است در این بحث حضور داشته باشند و سلام و یژه به خدمت دوستی محترم (آقای س -ر  -ح )که بنده را قابل دانسته و چندین سئوال را مطرح کرده اند . اولا خدمت ایشات توضیح دهم که بنده نظرات ایشان را دریافت کرده ام اما به دلیل گرفتاری کاری نتوانستم پاسخ بدهم و برای اینکه اثبات کنم که بهانه نمی آورم. فقط این جمله را عرض کنم که بنده در وظیفه کاری درگیرم  و تا روز چهارشنبه هم وضع هینطوری است ولی بعد از آن با شما مفصلا صحبت خواهم کرد. این است که حمل بر بی توجهی بنده نشود.

بنده سئوالات ایشان را در سطور زیر خواهم آورد و به بررسی آنها خواهیم پرداخت از کلیه عزیزان انتظار شرکت و همفکری  داریم .

---------------------

اولین سوال دوستمان از کارشناس محترم قوه قضاییه :

آیا با وجود مخالفت تمامی اهالی یک روستا ، می شود به بهره برداری از معدن سنگ مرمریت ادامه داد؟

جواب:

چنانچه بهره برداری از معدن مغایر قانون یا در تضاد با منافع حتی یک نفر باشد ادامه آن ممکن نیست و اگر بهره برداری مطابق موازین و مقررات باشد مخالفت جمعی تأثیری ندارد .

 

 

دومین سوال از کارشناس محترم قوه قضائیه:

آیامردم یک روستا می توانند بعلت گرد وغبار ناشی از معدن کاری و جهت جلوگیری از تخریب محیط زیست ، مانع بهره برداری از معدن سنگ بشوند؟ البته معدن کار به طریقی از ادارات مربوطه مجوز بهره برداری گرفته است. اما آسایش و رفاه مردم هم باید در نظر گرفته می شد که این کار عملی نشده است. در صورت بهره برداری ، آیا اهالی جلو ترانزیت معدن را که از داخل روستا انجام میگیرد، می توانند بگیرند؟

پاسخ کارشناس:

راسا انجام چنین کاری توسط اهالی روستا مجاز نیست بلکه باید از طریق مجاری قانونی ذیربط اقدام نمایند مثلا برای تخریب محیط زیست متولی امر سازمان حفاظت از محیط زیست مسئولیت دارد که اهالی میتوانند به آن مرجع مراجعه و موضوع را پیگیری نمایند.برای ایجاد گرد و عبار در صورتی که برای اهالی از نظر بهداشتی مخاطره آمیز باشد میتوانند به مرجع قضایی محل مراجعه و طرح شکایت نمایند.

سوال سوم ایشان از بنده :

سلام علی آقاشما شاید اسما بنده رو نشناسید اما مثل شما من هم دغدغه وطن دارم ازطریق یکی از دوستان مشترکمون اطلاع پیدا کردم شما هم به مجوز بهره برداری و محیط زیستی و ابخیزداری معدن موصوف اشکال دارید باید باطلاع برسانم ما طبق قانون حق تشکیک داریم و لذا خواستار کارشناسی مجدد مراحل مزبور خواهیم بود اگه کمکی یا اشنایی داشتین اماده استدعای کمک داریم.

برادر عزیز مقدمتا عرض کنم همانطور که که کارشناس محترم قوه قضاییه پاسخ داده اند ما نمی توانیم شخصا وارد عمل شده و از برداشت سنگ توسط ایشان جلوگیری نماییم.

و کار  و شکایت خود را از مراجع پی گیری نماییم. این شکایت هم از معدنچی می تواند باشد و هم گله از مسئولین آب منطقه ای و آب و فاضلاب روستایی - سازمان کشاورزی -محیط زیست و میراث فرهنگی که وظیفه دارند از آب  و میراث فرهنگی و  فرمانداری محترم شهرستان که کاملا در جزییات امر قرار دارند.

بنده اولین سئوال را از مسئولان آب منطقه ای خصوصا آقای مهندس حسن زاد دارم و آن این که : آیا شما متولیان محترم حفاظت از آب های استان رد پای بولدزر یا لودر  را روی این چشمه ندیدید ؟ و اگر دیدید کدام نامه تذکر را به این معدن کار نوشتید؟

بنده این سئوال را تلفنی هم از آقای مهندس حسن زاد پرسیدم ولی جوابی نگرفتم .

یعنی آیا برای  این چشمه هیچ حریمی قائل نیستید؟

ما ادعا می کنیم و همین الان هم این آثار موجود است که این معدن کار بر روی این چشمه با بولدزر ش خرابکاری کرده است . بنده عکسهایی در دست دارم و زمین هم آنجاست خودش شهادت می دهد که این تجاوز انجام گرفته است .

اگر مردم همت نمی کردند آیا معدن کار محترم به خرابکاری اش ادامه نمی داد ؟

------------------

مورد دوم اینکه چورس از سوی میراث فرهنگی تحدید حدود نشده است چوب این معدن کار را می خورد .

چندین سال قبل میراث فرهنگی اعلام کرد چورس تعیین حدود خواهد شد . معلوم نیست که برادران میراث فرهنگی ما کی این کار را خواهند کرد ؟

آیا نمی بینند آثار فرهنگی چورس هر روز دارد از بین می روند؟

چه می شد پاسخی دو خطی  برای این نامه های عریض و طویلی  که به خود خانم ابتکار نوشتیم بدهند؟

یا آقای حسینی صدر نماینده محترم شهرستان جوابی به نامه های طومار مانند بنده می دادند ؟

برادر گرامی کتاب معادن الان دوجلد در دست بنده هست این روزها خدمت شما ارسال خواهم کرد .

ما که مخالف معدن نیستیم  اتفاقا بر آوردی که اخیرا شده همه متفق القولند که کشاورزی ما نمی تواند سودی برای این کشور داشته باشد نه این که سود ندارد نه اقتصادی  نیست .

یکی از برگهای برنده و راه ترقی کشور در اشتغال و سود آوری همین معادن هست .

اما نه بر آثار سنگی و بجا مانده  مردمان قدیم آن و نه بر تفرج گاههای زیبای این آب و خاک. 

 

----------------

آیا ناظر اکتشاف این معدن سری به چورس زده بود که به فهمد بولدزر دارد  روی چشمه جولان می دهد؟

ما حرفی نداریم اگر آنها از آثار باستانی و کرتان کته لر و چشمه فاصله بگیرند.

بقیه مطلب را بعدا پی گیری خواهم کرد

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۰۳ساعت 23:47  توسط علی سلطان بیگی  | 

بحران آب ( نقل از سایت فرارو)

معاون حفاظت و بهره برداری شرکت مدیریت منابع آب ایران گفت: طی 40 سال گذشته سهم سرانه آب هر نفر درکشور هفت هزار مترمکعب بود که اکنون به دو هزار مترمکعب کاهش یافته و این رقم با روند نزولی به یکهزار و 500 متر مکعب خواهد رسید.

گزارش  پایگاه اطلاع رسانی وزارت نیرو حاکی است، جهانگیر حبیبی افزود: بهره برداری از آب در دشت ها وضعیت نامناسبی دارد به طوری که تا پایان سال جاری برداشت آب از 317 دشت در کشور ممنوع اعلام شد.

وی اضافه کرد: همزمان با افزایش جمعیت، سرانه آب تجدیدپذیر کشور روبه کاهش و آمار مزبور نشانه افت سرانه آب طی دوره 40 ساله است.

حبیبی ضرورت حساسیت همگانی و نقش مدیران امور آب شهرستان ها و راهبردهای معاونت حفاظت و بهره برداری در مدیریت منابع آب کشور را خاطرنشان ساخت و گفت: حدود 85 درصد از کشور خشک، نیمه خشک و فراخشک است.

به گفته وی، سهم منطقه فراخشک 35.5 درصد، نیمه خشک 20 و خشک بیابانی 29 درصد است و میزان منابع آب تجدیدپذیر در کشور 25 درصد متوسط جهانی است.

وی اظهار داشت: شمار چاه های آب از سال 1387 افزایش یافته اما میزان آب دهی کاهش داشته و با بررسی وضعیت بهره برداری دشت های کشور، متوجه ممنوع شدن برداشت آب تا پایان سال جاری از 317 دشت، خواهیم شد.

این مقام مسئول اضافه کرد: بر اساس آخرین تحقیقات، دشت تهران 17سانتیمتر، دشت ساوجبلاغ 22 سانتیمتر، دشت قزوین 24 سانتیمتر، دشت مشهد 25سانتیمتر و دشت کاشان 30 سانتیمتر فرونشست داشته اند.

به گفته حبیبی، امسال نسبت به سال آبی گذشته بارندگی 25 درصد و نسبت به متوسط درازمدت 28 درصد کاهش داشت، درحالی که مازندران 146درصد افزایش بارش و هرمزگان 92 درصد کاهش را نشان می دهد.

وی گفت: آمار سدها نیز حاکی است، در مجموع مخازن آنها 40 درصد آب دارند لذا استفاده درست از منابع آب ضروری است.

حبیبی خواستار به روز شدن اطلاعات مدیران امور آب شهرستان ها شد و افزود: انتظار می رود همگان در حفاظت از منابع آب مشارکت نمایند.

این مقام مسئول، شناسایی مشکلات اجرایی طرح های مدیریت مصرف از جمله طرح احیا در محدوده شهرستان ها، نیازمند هماهنگی با نهادها و سازمان های مختلف است که با تشکیل جلسه های شورای حفاظت شهرستان، این همسویی ایجاد خواهد شد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۹۳/۱۱/۳۰ساعت 22:4  توسط علی سلطان بیگی  | 

به بهانه مستند " فراتر از عسل ) که در تاریخ 93/11/25 از شبکه یک سیما پخش می شد.

 

امروز شبکه یک حدود ساعت 4 عصر  مستندی راجع به زنبور عسل پخش می کردکه خیلی جالب بود .

هم مطالب جدیدی از زندگی زنبوران را که تا حال  ندیده بودم را دیدم و هم اینکه حرف های  های جدیدی داشت

به شما دوستان هم چند تا از این شنیدنی ها را عرض نمایم : 

زنبور داری می گفت از بابت هر کندویی که از صاحبان  باغ بادام (جهت اسکان دادن کندو ها برای گرده افشانی )یکصد و پنجاه دلار پول می گیرم و حساب می داد که بابت اسکان چهار هزار کندو  در باغها ششصد هزار دلار عایدش شده است . حال این امار خارجی ها را ول کنیم که  مثلی می گوید : که کاسب خانه اش نشسته  نفت خود را سوزانده وبه حساب و کتاب پولدار رسیدگی می کند .

اگر از وجه اجاره هر کندو را که یکصد و پنجاه دلار است 50 دلار به خرج و بقیه را (یعنی صد دلار )سود حساب کنیم و دیگر عواید کندوی عسل را به کناری بگذاریم  می شود به پول ما350000تومان= 3500*100

حال اگر 50 دلار را سود حساب نمائیم می شود 3500*50 یعنی یکصد و هفتاد و پنج هزار تومان

یعنی هر زنبور دار از هر کندو فقط از گرده افشانی 175 هزار تومان می گیرد . آیا یک زنبور دار ایرانی جرات دارد بگوید من از یک کندو در یک سال همین عاید را دارم ؟

از یک دانشمند به نام کارل فون فریش همان کسی که رقص زنبوران را محاسبه و اثبات کرده است و در همین فیلم ذکری از رفت، جمله ای نقل می کنم که گفته بود محل خوب (ییلاق خوب و طبیعت سر سبز ) زنبور دار خوب می سازد .

همین فیلم نشان می داد که زنبورداران آمریکایی در طول یک سال  زنبورداریشان خود و زنبورانشان سوار بر کامیون در حال گشت و گذارند و اصلا کندوها  مدام بر پشت ماشین هستند . 

کاری ندارم که علیرغم تلاش های زنبورداران وطنی -   اگر ما دل از اهل و عیال کنده و مثل آنها کوچگر دایمی باشیم در طول سال چه تابلویی از خودمان به نمایش خواهیم گذاشت  ؟

آیا این امکان برایمان فراهم است ؟

با بالیدن بر غیرت  و رنج کشاورزان ، دامداران و زنبورداران وطن آیا به نظر نمی آید که با این تراکم زنبور و کمبود مناطق سر سبز ، در استانهای کشور این زنبورداری جاری ما کمی زورکی است چرا که این زنبورداری مانند کاشتن برنج در منطقه ای کم آب است .

آیا این کار می صرفد ؟ با این همه کاسب حبیب خداست و با زحمتی که می کشد از خدایش امید گشایش روزی دارد.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۳/۱۱/۲۵ساعت 20:43  توسط علی سلطان بیگی  | 

یک خاطره : دل بخور- جگر بخور و زنبورداری

قبلا در بخش زنبور داری گفته بودیم که در سالهای 1344-1345  یک آفتی آمد و تمامی و یا بخش اعظم کندو های آذربایجان را از بین برد . و اشخاصی  جهت خرید کندو به مریوان می روند. آنها روز ها و شب ها را به مدت یک ماه در مسافر خانه ای در مریوان بیتوته می کنند و چند نفر از اهالی به روستاهای مرزی ایران و عراق مراجعه می کنند و از اهالی کندو های سبدی و کوزه ای را خریده در مریوان جمع آوری می کنند . و خلاصه تعدادی کندو خریداری شده و آنها به چورس بر می گردند و خاطرات خود را به دیگران بازگو می کنند مثلا :

در یک جگر پزی که گاهی برای جگر خوردن به آنجا می رفتند  این نوشته را می بینند .

دل بخور دلدار میشی

جگر بخور پولدار میشی

قلوه بخور حض کن

پول نداری قرض کن

این داستان تکمیل خواهد شد.

از آن سالها نه زنبوری مانده چرا ؟

چون تمام آن زنبوران  کندوهای خریداری شده هم  بعد تبدیل به کندو های جعبه ای  تلف شدند و از آنها فقط همین سبد چوبی زیر مانده است :

l4w1fn7700axdp37oy2t.jpg

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۹۳/۱۱/۱۹ساعت 20:15  توسط علی سلطان بیگی  | 

ادوات زنبورداری روز!

با تشکر از آقای بهزاد سلطان بیگی در ارسال این مطلب

(قیمت ها فقط برای اطلاع رسانی و شامل اروپا میباشند!  )

قلاب شانه عسل Frame holder

در هنگام بررسی کندوها، برای ایجاد فضای مناسب برای رویت داخل کندو، از وظایف اصلی جوانترها از جمله بنده نگه داری چند شان در خارج از کندو می باشد. با تهیه یک عدد از این قلاب ها می توان به راحتی این موضوع را حل کرد (صد هزار تومان) :

 

 

پارچه بازرسی کندو (صدو بیست هزار تومان)

این وسیله به کاهش تعداد زنبورهای خارج شده از کندو به هنگام بازرسی کمک می کند، به علاوه از ورود هوای سرد و باد در داخل کندو و ایجاد استرس در زنبورها جلوگیری می کند.

بسته های تولید دود (هر عدد 2500 تومان)

این بسته ها برای ایجاد دود در هنگام بازرسی کندو استفاده میشوند، مزیت استفاده از آنها به جای تولیدات حیوانی عبارت اند از:

قطران کمتر که سبب سلامت بیشتر زنبورها می شود

شعله وری اولیه سریع و کارایی بیشتر برای تولید دود

 

کیسه جمع اوری بچه زنبورها به هنگام تولد

قیمت حدود دویست هزار تومان!

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۳/۱۱/۱۵ساعت 0:8  توسط علی سلطان بیگی  | 

22 بهمن روز پیروزی انقلاب اسلامی بر هموطنان مبارک باد

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۹۳/۱۱/۱۳ساعت 22:37  توسط علی سلطان بیگی  | 

رابطه دما با زمستان گذرانی کندوی زنبور عسل نقل از وب Asalgolbarg

 رابطه دما با زمستان گذرانی کندوی زنبور عسل

در مناطق گرم و معتدل, یک کندوی معمولی و با شرایط خوب توده, زنبوران داخل آن را به خوبی محافظت می کنند. در نواحی سردسیر برای حفاظت کلنی ها پیش بینی های بیشتری لازم است. در رابطه با تقلیل تلفات زمستانه کلنی های زنبور عسل که زمانی تصور می شد عمدتا به علت سرما باشد, تحقیقات دامنه داری انجام گرفته است. امروزه می دانیم که در زنده ماندن کلنی در زمستان, عوامل متعددی دخالت دارند. در بعضی نواحی قرار دادن کندوها در جاهایی که از بادهای سرد زمستان در امان باشند ولی آفتاب به آنها بتابد کافی است.

سال ها کندوها را در زیر زمین ها و انبارها نگهداری می کردند ولی تلفات خیلی بیشتر از آن بود که کندوهایی را در محیط آزاد قرار می دادند. باید توجه داشت که در بعضی مواقع این عمل مفید نیز واقع می شود. امروزه روشن شده است که یک بیماری انگلی نیز در زمستان بر شدت تلفات می افزاید. داروهایی وجود دارد که با خوراندن آنها به زنبوران تلفات زمستانه کم می شود.
بسیاری از زنبورداران عقیده دارند که اگر در کندو, عسل کافی وجود داشته باشد, قرار دادن کلنی در محیط باز اشکالی ندارد. ولی عده ای عقیده دارند که با زیاد شدن قیمت عسل باید این طریقه ی زمستان گذرانی کلنی ها دوباره ارزیابی شود.

کندوهای چند طبقه و بدون پوشش زمستانهسال ها رسم براین بود که کلنی های زمستان گذران در محیط خارج را با مواد مختلف بپیچند. بعضی پیش تر رفته در کندوها گرمکن های الکتریکی نصب می کردند. این اعمال براساس این تئوری انجام می گرفت که جلوگیری از تلفات حرارت موجب کم شدن مصرف عسل می گردد. اندازه گیری های دقیق در نقاط مختلف داخل و اطراف خوشه نشان داد که این فکر کاملا هم صحیح به نظر نمی رسد. درجه حرارت داخل خوشه حتی اگر حرارت محیط به شدت تغییر کند ثابت می ماند. حرارت فضای خالی داخل کندو از حرارت محیط خارج تبعیت می کند.

behlis.ir
زنبور عسل در حرارت ۱۴ درجه سانتی گراد شروع به ساختن خوشه می کند. هرچه درجه حرارت کمتر می شود خوشه فشرده تر می گردد. درجه حرارت قشر سطحی خوشه بدون توجه به حرارت اطراف آن بین ۶ تا ۸ درجه ثابت می ماند. وقتی حرارت محیط خارج به ۷ درجه سانتی گراد افزایش می یابد خوشه شروع به بازشدن می کند.

برای جلوگیری از تلفات حرارت از طریق تشعشع در قشر سطحی خوشه کارگران از طریق متابولیسم عسل حرارت کافی تولید می کند. این نتایج بنیادی نشان می دهد که چرا کلنی های پرجمعیت بهتر می توانتد در حرارت پایین زنده بمانند. به طور نسبی یک کلنی کوچک از کلنی بزرگ مقدار بیشتری حرارت از دست می دهد برای اینکه سطح خارجی خوشه نسبت به حجم آن در کلنی های کوچک بیشتر است.

این موضوع همچنین ثابت می کند که چرا پیچیدن زیاد کلنی آن طور که انتظار می رفت تاثیر زیادی در کم کردن مصرف عسل ندارد و ممکن است برای کلنی کشنده هم باشد. این عمل در عین اینکه ممکن است از کم شدن سریع حرارت داخل کندو جلوگیری کند مانع گرم شدن آن در آخر زمستان نیز می گردد که در بقای کلنی مفید است. در روزهای گرم و آفتابی زمستان خوشه کلنی کمی از هم باز می شود تا حدی که عده ای برای دفع فضولات خود از کندو خارج می گردند یا اینکه به محل دیگری که عسل فراوان باشد نقل مکان می کنند.

به خوبی معلوم شده است که حرارت خیلی پایین روی کلنی های قوی و خوب آماده شده نمی تواند تاثیر چندانی داشته باشد. کندوهایی که در فریزر و در حرارت ۴۵- درجه در چندین ماه نگهداری شده بودند به علت در اختیار داشتن عسل کافی زنده مانده بودند. کلنی هایی که در پناه از باد استقرار یافته بودند در حالی که قسمتی از دیواره های کندو برداشته شده بود مدتی زنده مانند.

سرمای طولانی ممکن است روی خوشه های کوچک ایجاد مشکل نماید. این خوشه ها حرارت زیادتری نسبت به کلنی های قوی از دست می دهد در حالی که عسل کمتری می توانند مصرف نمایند و اگر نتوانند به محل جدیدی از عسل خود را برسانند از گرسنگی می میرند. گفته قدیمی که زنبور عسل قبل از اینکه از سرما یخ بزند از گرسنگی خواهد مرد, صحیح به نظر می رسد.  

با تشکر از وب عسل گلبرگ

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۹۳/۱۱/۰۵ساعت 10:27  توسط علی سلطان بیگی  | 

به یاد یک معلم - که فقط اسمش را می دانستم : جلال

یاد ایام 1351   مدرسه مولوی چورس و خاطره یک معلم 

این عکس را به این قصد گذاشتم که . گذاشتم تا به یاد یک معلم که اسمش جلال بود  باشم . در کلاس ششم دبستان مولوی  چورس که بودیم .  

تا انجا که یادم می آید اهل کرج بود و به قدری بزرگوار بود که ذکر آن  جمله ای را از  نویسنده ای که  در توصیف جلال آل احمد گفته بود به عاریت گرفتم  : "باز به یاد تو جلال که اسمت صفتت بود و یا صفتت اسمت بود ".

امید وارم این معلم ما زنده باشد و  خبرش را بتوانم بگیرم .

اگر دوستان و همکلاسی ها یا دیگر عزیزان اطلاع بیشتری دارند شهرت و دیگر مشخصات کمک کنند پیدایشان کنیم البته این قول را می دهم که خودم هم بیکار نخواهم نشست که عالمی گفته است :

پادشاهی پسر به مکتب داد

لوح سیمینش بر کنار نهاد

بر سر لوح او نبشته به زر

جور استاد به ز مهر پدر

-----------------------

دوست خوبی یک قدم ما را به این معلم نزدیکتر کرد و گفتند شهرت این معلم ما آقا جلال "رضایی" بود ممنون از ایشان

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۳/۱۱/۰۴ساعت 19:48  توسط علی سلطان بیگی  | 

اجرای پروژه باراندن برف در بیابان های دوبی تا آستانه تخریب ایشیق بولاغی چورس

این مطلب را در روزنامه فرهیختگان دیدم :  

برف های آلمانی در بیابان های دوبی 

بارش برف در دل بیابان های دوبی شاید از تظر پدیده ای جوی ، رویداد تقریبا غیر ممکنی به نظر می رسد اما محققان آلمانی به دنبال استفاده از یک فناوری پیشرفته برای تولید و بارش برف واقعی در این بیابان ها هستند. 

میانگین هوای دوبی در تابستان (موسم گرم)  35 درجه و در روزهای زمستان  ( موسم سرما) 18 درجه است. اما محققان شرکت Kleindienst از قابل اجرا بودن این طرح در دوبی خبر می دهند.  

برف واقعی توسط ماشین های برف ساز تولید خواهد شد  و برای این که برف در روی سطح بیابان سریع ذوب نشود  یک سیستم کنترل شرایط آب و هوایی  توسط محققان آلمانی طراحی شده است که شامل لوله های خنک کننده زیر زمینی است که باعث دوام بیشتر برف روی زمین می گردد و نیز برف ذوب شده مجددا در تهیه برف به کار گرفته می شود.  

عکس این عمل  یعنی ذوب کردن برف، در حال حاضر در نقاط سرد (بارانی و برفی) برای جمع آوری و خشک نمودن رطوبت استادیوم ها و میادین ورزشی و نیز جاده های مناطق خیلی سرد و پر برف در بعضی کشورها اجرا می شود.(مثلا در شبه جزیره اسکاندیناوی).   

حال این کارها چه ربطی به چورس ما دارد ؟  

خواستم با عرض سلام و  ارادت به کارشناسان امور معادن و نیز دفتر  حفاظت مدیریت امور آب های  استان آذربایجان غربی خودمان یاد آوری نمایم که :  

آن غریبه ها، در دوبی با برف مصنوعی مناظر رویایی ایجاد می کنند! 

و ما و شما در اینجا، تخته سنگ های  روی مظهر ( محل خروج طبیعی آب) چشمه ایشیق بولاغی چورس این آب زلال خدادادی را با ناخن های تیز بولدزر خراشیده و  مناظر زیبای چورس را به دست تخریب می سپاریم!   

که هر دو تغییر است اما باهم فرق ماهوی دارند.  

تخریب چهره طبیعت و مکانهای گردشگری یک طرف قضیه است . و اگر در طرف دیگر همین قضیه  تغییراتی در مقدار و کیفیت آب چشمه ایشیق بولاغی  پیش آمد تکلیف اهالی چه خواهد شد ؟؟

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۹۳/۱۰/۲۸ساعت 8:48  توسط علی سلطان بیگی  | 

چورس و تاثیرات استخراخ سنگ تزیینی در سیمای آینده آن

 يوسف عزيزم رفت اى برادران رحمى

کزغمش عجب بینم حال پیر کنعانی        

 

 

                                                                     (حافظ)

عکس های پایین متعلق به  تشکیلات آهکی تپه های مشرف به ایشیق بولاغی چورس هست و  برف روی این تخته سنگ ها  شاهدی بر چگونگی تغذیه  ، شارژ و دوام آب این چشمه است . احوال و زبان حال  ایشیق بولاغی چورس نزدیک به این شعر حافظ  است. حافظی که  گلایه گزار ، شکوائیه نویس  و زبان گویای  ملت  بوده و هست:  

يوسف عزيزم رفت اى برادران رحمى

کزغمش عجب بینم حال پیر کنعانی        

 

سنگ های آهکی چورس 

 

 

 سنگهای آهکی ایشیق بولاغی چورس  

این دو عکس از وب چورس برداشته شده است که از عکاس آن آقای سلمان زاده و مدیریت وب  در شکار این عکسها از طبیعت چورس  که موهبت الهی اند  تشکر می نمائیم .  لازم است که بگوییم این عکسها در تاریخ 18 دی ماه 93 و گویای آخرین نزول نعمت الهی (برف)در چورس است.  

اما بعد: 

 چنانچه مستحضرید این سنگ ها آهکی و از نوع تزئینی و اما  نه خیلی گرانبهای آن  هستند و  به  خاطر  مصرف در نما های ساختمان  مورد توجه معدن کاران قرار می گیرد . یک معدن کار اگر چه  موظف به رعایت قوانین معدنی است و وظیفه دارد  ضمن استخراخ سنگ نسبت به مسائل زیست محیطی، آثار باستانی و  امحاء منابع آب حساس باشد اما با توجه به اینکه هم و غم او بیشتر به سنگ، پیشرفت کاری و کسب در آمد است  نمی توان همانطور که قانون پیش بینی کرده اموال عمومی تحت مدیریت دولت  را مطلقا به بهره بردار سپرد. 

 پس تمام مطلب که این ها نیست و صرف استخراج  و کسب در آمد نمی تواند معیارهای قانونی و قوانین معدنی  را نادیده بگیرد .  تخریب در روستا آن هم روستایی که آیینه تمام قد تاریخ ایران است ( از اورارنو تا قاحار و  عباس میرزا و مبارزات شیخ حسین غفاری در سال های تبعیدش آست و مردم آن بسیار فهیم و دانا هستند). موجب  تبعات روانی بر روحیه مبارز ، شریف و شهید پرور، جانباز پرور اهالی چورس شده است . اگر باور ندارید یک نظر خواهی از اهالی بکنید) که با چه نگرانی هایی مواجه هستند.  

آنها به عینه می بینند این معدن کار، برگ برگ کتاب تاریخ آنها را کنده و به باد می سپارد و در عین حال محیط زیست و مو جودیت  آنها را به خطر می اندازد.

لذا  از کلیه مسولان محترم آبی کشور  و خصوصا از وزیر محترم  نیرو آقای مهندس چیت چیان   و مدیرعامل محترم  آب منطقه ای استان آذربایجان غربی و رئیس محترم سازمان   صنعت و معدن استان آذربایجان غربی   و  دیگر عزیزان  متخصصین آب - محیط زیست - کشاورزی- جغرافیا - زمین  شناسی - عمران- شهر سازی - میراث فرهنگی   و .. ... 

سئوال می کنیم :  

* اگر یک معدن کار  این سنگها را استخراج کرد  و برد  و  سطح این تپه زخمی یعنی محلی که این چشمه از زیر آن بیرون می آید چه شکلی به خود خواهد گرفت؟ 

و نیز مسیر های نفوذ آب های باران و برف  این چشمه را که علی الاصول هنگام عملیات ماشین آلات معدنی  و بولدزر  زیر و رو می گردند آیا قابل تعمیر و قابل باز سازی هستند، تکلیف آب زلال چشمه کارستی ایشیق بولاغی  چه خواهد شد ؟   

برف کجا خواهد بارید ؟  

و چگونه به زیر زمین نفوذ خواهد کرد؟  

آیا با گازوئیل و روغن نشتی از  ماشین آلات بولدزر  آلوده نخواهد شد ؟ 

آیا ذرات حاصل از بهم خوردن بافت منطقه به داخل آب نخواهند نشست ؟  

و ده ها سئوال علمی و فنی دیگر که بماند.

 تکلیف اهالی آن چه خواهد شد؟  که  قبلا 15 تا 16 سال تجربه تلخ  بی آبی را چشیده بودند.  

تکلیف گردشگری بودن منطقه چه خواهد شد؟  

 نکند که تجربه و  مزه تلخ داستان شیرین  سعدی ، بار دیگر کام اهالی  چورس را بیازارد و سنگ برداشته شود و خرابی برای چورسیها بماند: 

 گل بـه تـاراج رفت و خـار بـماند          گنـج بـرداشتند و مـــار بـماند
                                                                               (گلستان سعدی - باب پنجم) 

 * امید واریم مقامات محترم تصمیمی شایسته برای بقا و دوام جریان این چشمه بگیرند و نیز  برای این معدن کار محترم با در نظر گرفتن کلیه مسائل فنی - ایمنی - زیست محیطی - میراث فرهنگی - گردشگری  هم تکلیفی تعیین کنند که در مناطق دور از حریم روستای چورس و در دور از حریم میراث فرهنگی و آثار باستانی و دور از محدوده چشمه ایشیق بولاغی مشغول شود  که ایشان هم خسارت نبینند و از سنگهایی که در دامنه های شمالی قره تپه و کوه صور بهره برداری کند.   

سخنی با ناظر محترم فنی معدن سنگ چورس :  

و یک موضوع دیگر که تا کنون به آن اشاره نکرده ایم این است در عملیات اکتشافی و نیز بهره برداری مسئولین  برای هر معدنی یک مهندس ناظر در نظر می گیرند که با بهره بردار قرارداد بسته و تمام امورات معدنی زیر نظر او پیش می رود و  

ما از این ناظر و مهندس معدن سنگ چورس که افتحار آشنایی با ایشان را نداشته ایم سئوال می کنیم چگونه در  وجدان مهندسی و شرعی و ملی خودش ،اجازه چنین عملیات مغول واری  را تحت پوشش استخراج سنگ و تخریب مناظر و چشمه زیبای چورس را می دهد ؟

و دیر یا زود ، ذکر نام ایشان برای چورسیها با تلخی همراه خواهد بود که به عنوان یک مهندس و به هر دلیل و عنوان  نتوانسته وظیفه اش را خوب و مطابق با قانون انجام دهد.    

    قبلا از اقدامات مساعد که توسط  مسئولان استان و شهرستان چایپاره انجام خواهد گرفت تشکر می نمایم .                                                                               

                                                     (فدوی - علی سلطان بیگی با اندوخته جزئی در امور آب) 

---------------------------------------------------------- 

23/10/93 : دوستی اظهار لطف نموده  و نوشته بود که ممکن است مقامات محترم  وقت نکرده و مطالب وب ها  را  نمی خوانند و ممکن است اصلا مطلب و گلایه ما به آنها نرسد .  

جواب : ما امید واریم  که بخوانند و اگر هم نخوانند از طرف اهالی و حقیر به تمام مفامات  محترم ایران  تا ادارات شهرستان نامه ارسال شده است . حتی دیروز بنده به مدیریت محترم  منابع آب کشور که تعلق خاطری هم به آنها داریم  نامه فرستادم که در دست بررسی است .

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۹۳/۱۰/۲۲ساعت 10:6  توسط علی سلطان بیگی  | 

عرض تبریک میلاد ها ی مبارک

 ولادت حضرت پيامبر اکرم (ص) و ولادت حضرت امام جعفر صادق(ع)

را برتمام مسلمين جهان تبريک عرض می نمائيم

+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۹۳/۱۰/۱۹ساعت 2:28  توسط علی سلطان بیگی  | 

عکس در مدرسه مولوی چورس سال تحصیلی 51-50

عکس با آقا مهدی که هم خدمتشان سلام دارم و هم اجازه انتشار عکس را می گیرم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۹۳/۱۰/۱۸ساعت 0:52  توسط علی سلطان بیگی  | 

دوستان قدیمی که از آنها خبری ندارم

 عکس های دوستانی که الان از آنها خبری ندارمردیف بالا سمت راست بهمن صادقی هم دوره درخدمت  از آبادان- که البته ساکن تهران بود خیابان خوش - جهار راه مرتضوی - کوچه نجم آبادی

ردیف بالا عکس وسطی از این یکی راستش بیخبر نیستم ایشان  مرحوم اسد همکلاس بسیار صمیمی ام - هم تختی ام  در کلاس نهم بود  که بعد از اینکه هرکس دیپلم گرفت و هر نفر  و هر همکلاسی به دنبال بقیه زندگی خود رفت متاسفانه اسد هم به دنبال زندگی خود و نون در آوری دوید  اما در یک سانحه به رحمت ایزدی پیوستند اهل روستای گلوان بود .

ردیف بالا سمت چپ اقای محمد مربی که دوره سربازی اش کلات نادری بود و بعد ها در دانشگاه علم و صنعت به نظرم تحصیل می کرد در رشته متالوژی یا ذوب . اهل تهران  و سکن چهار صد دستگاه بود  ولی واقعا گمش کردم . با ایشان در ساری هم دوره بودیم

ردیف پایین سمت راست محمود مرادی ولاشانی از حوزه 21 اصفهان هم دوره در  خدمت درساری

ردیف پایین وسط علی محمد حسینی از یزد روبروی کارخانه اقبال هم دوره درساری

ردیف پایین سمت چپ علیمراد شعله به نظرم از شهر کرد هم دوره در خدمت درساری

به این امید که انها را پیدا کنم.

-----------------------------------------

اما بقیه ماجرا:

خواننده محترم  تا امروز کمی  با هم آشنا شدیم و سمج  بودن مرا که می دانید و می دانید که ماجرا جویی حقیر پایانی ندارد .

دوستان : امید وارم که تلاشهای شما هم نتیجه بدهد . هنوز 24 ساعت از این عکس ها و فکر تلاش های خودم  برایم اتفاقی افتاد .

می دانستم که یک یزدی دیگر هم هم دوره ام بود (البته خیلی ها بودند من فراموش کرده ام ) و این یزدی عزیز می دانستم که در یزد یک کار و باری دارد این را همان دوره خدمت دریافته بودم  و فکر می کردم که این یکی در گذر روزگار  و دنبال نون دویدن و نون در آوردن گم نشده است و روزگار نمی توانست او را از صحنه بدر کند   و این فکر در من تقویت شد که کمی دنبالش بگردم و اتفاقا صحبت های ما اینجوری پیش رفت :

-آقا شما ک- ز هستید؟

-بلی کارتان چیست ؟

-آقا من دنبال یک کاری هستم که می ترسم خنده تان بگیرد یا تعجب کنید .

- نه نمی خندم  و اتفاقی نمی افتد .

- آقا شما قد بلند و عینک هم داشتید ؟

- بلی .

-اقا شما ساری بوده اید  یا در عمرتان به آنجا سفر کرده اید ؟

- بلی خدمت 6 ماه  آنجا بودم .

آنوقت اسم فرمانده گروهان چی بود ؟

_ سروان ح - آ

و پشت سرش هم اسم معاون او را هم گفت : م . پس خوب یادش مانده بود.

ممنون متوجه شدم که همان کسی هستید که من نظرم بود .

کجا زندگی می کنی ؟ و چه کار می کنی ؟

-تبریز

-تابستان آنجا آمدم خوش گذشت.

-بابا اگر زودتر پیدات می کردم مهمان من می شدی .

- اقا فکر نکن که من یزد نیامدم . بنده  هم مدتی در یزد  و عقدا و اردکان کار کردم ( در پروژه آبرسانی یزد که از سیسنگان اصفهان شروع شده بود. ) اما آن موقع خل، خمار و  یا خواب بودم و یا خراب و خلاصه یکی از این حالتهایی را دارا بودم که با  حرف "خ  "شروع می شد . اما قطاب یزد  را  که خوردم بعد از مدتی که الان باشد حالم بهتر شد هر چند که دیر اثر کردند و آن هم عیب  از خودم بود نه از قطاب های شما . هرچند که دیر شد اما به هر حال حالم بهتر شد و خودم را دیگر سرزنش نکنم .

- آقا اختیار دارید نه قطاب ها بد بودند و نه شما خل بودید . روزگار است که آدم ها را از هم جدا می کند .

چه بگویم شاید هم حق با شما باشد .

-چند بچه داری ؟ چه کار می کنی ؟ و چه داشتی ؟ چه داری؟  و چه  نداری و چه ... های دیگر هم پرسیده شد .

و هردو به این نتیجه رسیدیم که هرچیز هم نداشته باشیم یک نفسی می رود و می آید که دو نعمت در آن هست و شکر هایی  بر آن واجب .

و خلاصه با کمی کارآگاهی در طول همین مکالمه کوتاه  از زندگی هم خیلی با خبر شدیم یعنی به اندازه سی سال با خبر شدیم .

- خداحافظ حتما همدیگر را پیدا می کنیم .

- آقا قضیه از آنجا شروع شد که دیروز چه شد که یک دفعه به سراغ عکس های قدیمی  رفتم مربی -  علیمراد شعله - مرادی - بهمن صادقی و  اقا علی محمد  حسینی هم همشهری شما بود و لحجه شیرین یزدی اش هنوز از یادم نرفته بود  که عکسش را  دیشب به قصد پیدا کردنش در وب گذاشتم یعنی تا پیداش کنم. یعنی چیزی که به  نظرم می امد این بود که چون عکس اش دستم بود او را زودتر پیدا می کردم و آنوقت از او سراغ تو را  و دیگران را هم می گرفتم و این فرضیه من بود . 

- نه آقا فرضیه ات درست در نیامد اتفاقا او در بانک خون یزد کار می کرد و خبرش را دارم  پس توسط من او را پیدا کردی . الان هم خودش یک موسسه ای دارد.

---------------------------------------------------------

و حال شما خواننده عزیز  باور می کنید  این بازی سرنوشت را یا نه نمی دانم ؟ 

------------------------------------------------------ 

و این سئوال یکی از دوستان است  

یک چیز یادم رفت از شما بپرسم. راستی بنده هم می خواهم بعد از 26 سال دوستان و هم دوره ای های خودم را در دوران تحصیل در یکی از دانشگاه های ایران پیدا کنم و لااقل از طریق دنیای مجازی ارتباط داشته باشیم . البته یکی دو نفر از آنها را از طریق گوگل پیدا کرده ام اما از بقیه خبری ندارم. راه پیشنهادی شما چیست؟ 

جواب وب  :  

برادر عزیز نمی دانم اول باید یک دفعه شیرت سر بکشد ( سوتون داشا) . مثل بنده بعد از این مدت یک دفعه فیل مان یاد هندوستان کرد البته نه اینکه به ذهنم نمی آمد بچه های دوران سربازی را پیدا کنم نه گاها به فکر می افتادم اما  

منی که از سختی زندگی و یا تنبلی خودم را هم  گاهی فراموش می کنم چطور به این کاری دست بزنم که سخت است وقت می خواهد .  

برادر شاید وضعیت شما فرق کند و راحتتر بتوانید دوستانتان را پیدا کنید و حال نمی دانم  برای من که این دوری اتفاق افتاده که به دلیل شهر های جدا - مسیر های جدا بوده برای شما چطور این مسئله روی داده است ؟  

آن موقع موبایل نبود تلفن نبود فقط با یک آدرس پستی می شد نامه فرستاد .   

سخن آخر بسته به اراده افراد و کمی هم شانس است . من در گذشته تا مدتی از طریق نامه بایک هم خدمتی ارتباط داشتم تا اینکه آن دوست   محل کار و خانه اش را تغییر داد و  و یک نامه من بعد از 6 ماه به دستش می رسد و طریقه رسیدن نامه چنین بوده که پدر ایشان از آن محل که کوچ کرده بودند یک روز به مسجد آن محل می رود و یکی از همسایه های قبلی ایشان را می بیند و می گوید به  محمد شما بعد از رفتن شما یک نامه رسیده است .  

و بیا نامه را بدهم ببرید حال ایجه چند موضوع است :  

اگر پدر محمد که دوست من باشد برای مراسم به آنجا نمی رفت آیا باز نامه به دست محمد می رسید؟  

آیا اگر همسایه همان موقع نامه را دور می انداخت ( به خیال اینکه دیگرهمسایه قبلی را احتمال دیدن کم است یا اصلا نیست

 حال اگر پدر محمد می گفت همسایه بعدا می آیم نامه را می برم فعلا حوصله ندارم یا وقت ندارم چه می شد  

خلاصه نامه دست محمد می رسد و او یک نامه به من می نویسد و حواب ه دادم بعد محمد آدرسش را تغییر می دهد و دیگر میل نداشته با من مکاتبه کند عوض اینکه به من نامه بنویسد  شاید سر اضافه کار می رود و شاید دوست دارد با بچه هایش باشد و هزار شاید دیگر .  

و خلاصه محمد را ما باز گم کردیم من که آدرسم ثابت بود ولی او که جابجا می شد باید به من خبر می داد .  

خوب وقتی خبر نمی دهد چکار می شود کرد . شاید از نظر بعضی انسانها ارتباط باید روزمره باشد و کاری باشد یعنی مثلا من زمانی با شما دوستم که با هم در یک آسایشگاه می ماندم  بعد که با هم روابطی نداریم وقتی کسی که دنبال کارهای جدی زندگی از قبیل تشکیل خانوده و شغل می رود شاید دیگر انرژی اضافه ندارد که برود دوستش را پیدا کند من نمی توانم بگویم که او آدم بدی بوده است .  

خلاصه اینکه شاید دوستان  کم ارادت باشند و هزاران عذر هم داشته باشند و شاید ما گرفتار شدیم  آنها را فراموش کردیم .  

آنقدر محدودیت ها ست که مثلا :  

دوستی می گفت امکانات من فقط برای بجه هایم بود و با یک دوست قدیمی ام  قطع ارتباط کردم  چون او نیاز داشت و من هم دستم کوتاه بود حتی کار به جایی رسید که به خاطر یک کادو بردن که نداشتم قطع ارتباط کردم .  

امید است که  دوستانت را پیدا کنی .  

باید بری  جایی که حدس می زنی آنجا باشند اداره ای - کارگاهی فکر می کنم دست خالی بر نگردی شاید به یکی دست بیابی و از طریق او به یکی دیگر ....

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۳/۱۰/۱۷ساعت 23:45  توسط علی سلطان بیگی  | 

کشت برنج در ۱۴ استان ممنوع‌ شد

کشت برنج در ۱۴ استان ممنوع‌ شد 
نقل از سایت الف ( با اجازه و تشکر از مدیریت سایت )
تاریخ انتشار : يکشنبه ۱۴ دی ۱۳۹۳ ساعت ۲۲:۵۱
دبیر انجمن برنج کشور، میزان واردات این محصول در ۹ ماهه سال ۹۳ را حدود یک میلیون تن اعلام کرد و گفت: براساس بخشنامه وزارت جهادکشاورزی، کشت برنج در ۱۴ استان از مجموع ۱۶ استان برنج خیز کشور ممنوع شد.

جمیل علیزاده شایق در گفتگو با مهر با بیان اینکه مدت زمانی نگذشته از آن روزی که همه فریاد برآوردند، واردات بیش از دو میلیون تن برنج در سال ۹۲، تولیدکنندگان را به شدت متضرر کرد، اظهار داشت: براساس آمار وزارت جهادکشاورزی، تولید برنج داخلی در سال حدود ۲ میلیون تن است در حالی که جمع آمار استان‌های برنج خیز عددی بیش از این میزان را نشان می‌دهد.

وی افزود: براساس اعلام این وزارت‌خانه، میزان نیاز براساس مصرف سرانه ۴۰ کیلوگرم ( که یقینا کمتر از این است) به طور کلی ۳ میلیون تن است؛ بنابراین با توجه به اینکه ۱ میلیون تن از واردات سال گذشته مازاد بر نیاز بود در کنار ۲ میلیون تن تولید سال ۹۳ نیاز کشور را طی سال‌جاری تامین می‌کرد.

دبیر انجمن برنج اضافه کرد: ولی با نهایت تعجب و البته تاسف، آمار رسمی گمرک نشان داد میزان واردات ۹ ماهه سال ۹۳، رقمی حدود یک میلیون تن است و با کمی محاسبه ریاضی کلاس سوم دبستان می‌شود وجود یک میلیون تن مازاد را حس کرد.

شایق تصریح کرد: البته این به شرط آن است که در سه ماهه چهارم سال، برنجی وارد کشور نشود. از سوی دیگر، در تیرماه امسال اعلام شد از ابتدای مردادماه و برای حمایت از تولیدکنندگان داخلی، تعرفه واردات از ۲۴ به ۴۰ درصد افزایش یافته است.

وی ادامه داد: حالا می‌خوانیم و می‌شنویم که براساس مصوبه ۱۶/ ۹/ ۹۳ هیئت دولت، حقوق وارداتی (مجموع حقوق گمرکی و سود بازرگانی) که قبل از تاریخ ۹۳/۵/۱ برای آنها پروانه ورود گمرکی صادر شده و تا تاریخ ۹۳/۵/۳۱ از گمرک ترخیص شده است، ۲۲ درصد تعیین می‌شود.

شایق تصریح کرد: راستی چرا وزارت جهاد کشاوزی که مسئول حمایت از تولیدکنندگان داخلی است، به جای سکوت در برابر این همه تسهیلات فراهم شده برای واردات برنج، بخشنامه صادر می‌کند که در ۱۴ استان کشور( از مجموع ۱۶ استان برنج‌خیز) کشت برنج ممنوع است و با خاطی برخورد می‌شود؟
+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۹۳/۱۰/۱۵ساعت 8:23  توسط علی سلطان بیگی  | 

نماینده مردم خوی و چایپاره در مجلس خواستار تدوین سند توسعه گردشگری استان شد.

 
با کسب اجازه ، نقل از وب نماینده مردم خوی و چایپاره در مجلس:
 نماینده مردم خوی و چایپاره در مجلس خواستار تدوین سند توسعه گردشگری استان آذربایجان‌ غربی شد.
دکتر حسینی‌صدر امروز در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در خوی اظهار داشت: صنعت گردشگری یکی از عوامل مهم توسعه و درآمدزایی برای هر کشور است که متاسفانه در کشور ما نسبت به این مساله توجه کافی نشده و فقط در پنج استان سند توسعه گردشگری تدوین شده است.
وی افزود: استان آذربایجان غربی با داشتن آثار تاریخی ارزشمند و مناظر طبیعی و زیبا یکی از مناطق بی‌نظیر برای جذب گردشگر به حساب می‌آید که نسبت به این پتانسیل بسیار خوب استان در سال‌های گذشته بی‌توجهی شده است.
سخنگوی فراکسیون نخبگان مجلس با مهم خواندن مسئله جذب توریست، اظهار داشت: در سند چشم‌انداز توسعه کشور تاکید شده است که تا سال 1404 تعداد گردشگران ایران باید به بالای 20 میلیون برسد که برای تحقق این امر دولت تدبیر و امید باید از قابلیت‌های جذب توریست در استان آذربایجان غربی استفاده کند.
دکتر صدر شهرهای ارومیه، خوی، چایپاره، تکاب و مهاباد را از جمله شهرهایی برشمرد که ضمن داشتن آثار تاریخی ارزشمند از مناظر طبیعی بکر و زیبا هم برخوردار هستند؛ لذا لازم است سازمان میراث فرهنگی و استانداری نسبت به تهیه سند توسعه گردشگری استان آذربایجان غربی اقدام کنند.  
نقل از سایت نماینده محترم خوی و چایپاره در مجلس شورای اسلامی


  تاريخ ارسال خبر : يكشنبه 14 دي 1393 
+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۹۳/۱۰/۱۴ساعت 7:18  توسط علی سلطان بیگی  | 

مطالب قدیمی‌تر